گفت‌وگو با آیت‌الله سید‌عبدالله فاطمی‌نیا

ادامه نوشته

ماجرای نماز شهید بابایی در اتاق ژنرال آمریکایی

ادامه نوشته

خاطرات خواندنی از ۵۵ سال وعظ و خطابه

 

 خاطرات خواندنی از ۵۵ سال وعظ و خطابه 
از شیوه امتحان گرفتن آیت الله بروجردی و امام خمینی(ره) تا۴۰بار تجدید چاپ یک کتاب 
حوزه/ منبری که امروز شیعه دارد یادگارهمان منبر رسول مکرم اسلام (ص) است که آمیخته با ذکر مصائب اهل بیت علیهم السلام بوده و افتخارهمه منبری هاست.

خبرگزاری «حوزه»ازگذشته های دورتا به امروز تبلیغ چهره به چهره یکی از اثرگذارترین روش های سنتی ترویج معارف الهی بوده که بهترین و کامل ترین آن منبر است. امروز منبر هنوز هم جزو مؤثرترین و پردامنه ‌ترین عرصه ‌های تبلیغ دینی به شمار رود که کهنه نشده و لازم است حفظ شده و روز به روز تقویت شود.

ادامه نوشته

خاطرات آیت الله خامنه ای از کودکی و نوجوانی؛از تقلید منبر فلسفی تا اولین روز مکتبخانه

 
در همان دوره آخر دبستان - یعنی کلاس پنجم و ششم - تازه منبر آقای «فلسفی» را از رادیو پخش میکردند که ما از رادیو شنیده بودیم. من تقلید منبر او را - در بچگی - میکردم و به همان سبک، آن بخشهای کتاب دینی را با صدا بلندی و خیلی شمرده، پشت سر هم میخواندم. معلّمم و پدر و مادرم خیلی خوششان میآمد؛ مرا تشویق میکردند. بله؛ این درسهایی بود که آن زمان دوست میداشتم.
 

ادامه نوشته

گفت و گویی خواندنی با واعظ شهیر حرم


از دستگیری خطبای معروف کشور تا اشک های امام خمینی(ره) در شهادت اولین شهروند قمی 
حوزه/ در دهه هشتم حیات پر بار خود به سر می برد، محضر بزرگانی چون آیت الله بروجردی، امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی و دیگر فحول اساتید حوزه قم را درک کرده است.
 
 
 
ادامه نوشته

كرامات حضرت امام رضا عليه‏السلام

حاج غلامحسين جابوزي دختري به نام كوكب كه دست راستش شل شده بود داشت كه در آخر روز نهم ماه شوال سنه 1343 شفا يافت كه والده دختر نقل نمود .
شبي در خانه وقعه هولناكي روي داد و اين دختر از هول و اندوه آن وقعه دست راستش بدرد آمد تا سه چهار روز بدرد گرفتار بود . آنگاه دستش از حس و حركت افتاد لذا از جهت علاج از قريه خود به ترشيز (كاشمر فعلي ) آمده و نزد طبيب رفته به معالجه مشغول شديم و اثري حاصل نشد .
پس بسوي مشهد مقدس حركت كرديم و مشرف به حريم رضوي شديم ظاهرا براي معالجه و باطنا به جهت استشفاء از دربار حضرت رضا (ع ) پس چند روز نزد طبيبان ايراني رفته فايده اي نديديم . آنگاه به دكتر آلماني رجوع كرده و او براي معاينه دختر را برهنه كرد و من چون دختر خود را نزد آن اجنبي كافر برهنه ديدم بر من سخت و گران آمد آرزوي مرگ كردم كه كاش مرده بودم و ناموس خود را پيش اجنبي كافر برهنه نمي ديدم .
دكتر امر كرد چشمهاي دختر را بستند و باو گفت به هر عضوي كه دست مي گذارم بگو آنگاه دست به هر عضو كه مي گذاشت دختر مي گفت فلان عضو است تا وقتي كه دست بدست راست او نهاد و دختر هيچ نگفت . پس سوزني مكرر بآندست فرو كرد و دختر ابدا اظهار تاءلم نكرد . چون معلوم شد كه احساس درد نمي كند لباس او را پوشيده و چشم هاي او را باز كرد و گفت اين دست علاج ندارد و سه مرتبه گفت دست مرده است و روح ندارد . ببريد او را نزد امام خودتان مگر پيغمبر يا امام علاج كند .
از اين سخن يقين نمودم كه چاره اي نيست بجز پناه بردن به طبيب حقيقي حضرت علي ابن موسي الرضا (ع ) .
فكر بهبود خود بدل زدر ديگر كن
درد عاشق نشود به زمداواي طبيب
لذا او را به حمام فرستاده تا پاكيزه شود و غسل نمايد . بالجمله قريب بغروب بود كه تشرف بحرم حقيقي و كعبه واقعي حاصل شد و دختر در پيش روي مبارك نزد ضريح نشست و عرض كرد يا امام رضا يا شفا يا مرگ ، من نيز اين سخنش را بساحت قدس امام (ع ) پسنديده و همين معني را خواهش كردم و هر دو گريه بسيار نموديم آنگاه يادم آمد كه نماز ظهر و عصر را نخوانده ايم .
به دختر گفتم برخيز كه نماز نخوانده ايم دختر برخواست به مسجد زنانه ايكه در حرم شريف است رفت براي نماز من نيز در جلوي مسجد مشغول نماز شدم نماز من تمام نشده بود . ديدم دختر بسرعت تمام از مسجد زنان بيرون آمد و از نزد من گذشت .
من از نماز فارغ شدم بجستجوي او برآمدم كه اگر رو به منزل رفته است او را ببينم زيرا كه راه منزل را نمي داند و سرگردان مي شود . پس متوجه شدم ديدم نزد ضريح مطهر نشسته و اظهار حاجت مي كند كه يا شفاء يا مرگ .
گفتم كوكب برخيز به منزل رفته تجديد وضو نموده برگرديم . گفت تو مي خواهي برو لكن من برنمي خيزم تا مرگ يا شفاي خود را بگيرم از انقلاب حال او منقلب شده گريه كردم و از حرم بيرون آمده به منزل خود كه در سراي معروف به گندم آباد بود رفتم ديدم همسفران چاي مهيا كرده اند نزد ايشان نشسته مشغول صرف چاي بودم ناگاه ديدم دختر با عجله آمد .
تعجب كرده گفتم تو كه گفتي تا مرگ يا شفاي خود را نگيرم برنمي خيزم حال باين زودي و عجله آمده اي ؟
گفت اي پدر حضرت مرا شفا داد ! ! گفتم از كجا مي گويي گفت نگاه كن ببين دست شل شده خود را بلند كرد و فرود آورد بطوريكه هيچ اثري از فلج در آن نبود . آنگاه گفت من همي خدمت آنحضرت عرض مي كردم يا مرگ يا شفا يكمرتبه حالتي مانند خواب بمن رويداد سرم را روي زانو گذاردم . سيد بزرگواري را ميان ضريح ديدم كه صورت او در نهايت نورانيت بود پس ديدم دست شل شده مرا ميان ضريح كشيد و از طرف شانه تا سر انگشتانم دست ماليد و فرمود :
دست تو عيبي ندارد ناگاه انگشت پايم بدرد آمد چشم باز كردم ديدم يك نفر از خدمت گذاران حرم براي روشن نمودن چراغ هاي بالاي ضريح كرسي گذارده و اتفاقا يكپايه آن روي انگشت پاي من قرار گرفته پس برخواستم و فهميدم به نظر مرحمت امام هشتم شفا يافته ام لذا بزودي خود را بخانه رسانيدم كه تو را بشارت دهم .
هذا حرمالاْقْدس منْ رفْعته
جبْريل مواظب علي خدْمته
يدْعوا ابدا لمنْ اتي روْضته
انْ يدْخله الاْله في رحْمته

منبع.کتاب كرامات الرضويه (ع )   

سالروز وفات حضرت معصومه(س)

آفتاب-احسان تقدسی:امروز روز وفات حضرت معصومه (س)است.نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند
ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت. 

ادامه نوشته

 سید شفتی چگونه پول دار شد؟


سید محمد باقر شفتی‌
آیت‌الله بهجت می‌فرمود: از هندوستان، برای سید شفتی وجوهات و نذورات را با فیل می‌آوردند.

سید محمد باقر شفتی‌(ره) یکی از علمای بزرگ شیعه بعد از تحصیل در نجف اشرف، در نهایت فقر، به ایران و اصفهان مهاجرت می‌کند.

مرحوم آیت‌الله کرباسی از ایشان خواهش می‌کنند در منزل وی بمانند، اما سید شفتی قبول نمی‌کنند و جایی را برای سکونت معین می‌کنند.


ادامه اين مطلب را بخوانيد...

ادامه نوشته

سید شفتی

حاج سید محمد باقر شفتی، معروف به «حجة الاسلام»، از بزرگ ترین و با نفوذترین عالمان ایران در قرن های دوازدهم و سیزدهم هجری بود. وی در سال 1175ق در قریه شفت، از توابع رشت به دنیا آمد. پدر ایشان، مرحوم سیدمحمد تقی موسوی، از عالمان معروف رشت به شمار می آمد.

سیّد محمدباقر شفتی، دوران کودکی خود را در محیط آرام و سرسبز شفت و در خانواده ای مذهبی گذراند تا این که دوران فراگیری دانش از راه رسید. نخستین استاد سیدمحمدباقر، پدرش بود. او مقدمات علوم دینی را در زادگاه خود، نزد پدر و دیگر استادان آن جا گذراند و اندک اندک، خود را برای تحصیل در مراتب بالای علوم دینی آماده کرد.


ادامه اين مطلب را بخوانيد...

ادامه نوشته

ناگفته‌هايي از موزه حرم مطهر سيدالشهدا؛


جزئيات جديدي از تبديل شدن تربت كربلا به رنگ خون در روز عاشورا

مدير موزه حرم مطهر سيدالشهدا عليه‌السلام اضافه كرد: پيش از اين‌كه من برسم وقتي كارمندان متوجه قرمز شدن رنگ تربت شدند، از آن عكس و فيلم گرفتند و البته فيلم در حال آماده شدن است كه انشاءالله تا چند روز ديگر در اختيار عموم مردم قرار خواهد گرفت.
به گزارش خبرنگار اعزامي پايگاه اطلاع‌رساني بعثه مقام معظم رهبري به كربلا، سيد علاء احمد ضياءالدين، مدير موزه حرم مطهر حضرت سيدالشهدا عليه‌السلام در ديدار نماينده بعثه مقام معظم رهبري در عراق با اشاره به سال تأسيس و تشكيل اين موزه، گفت: در سال 2009 ميلادي زمينه تشكيل موزه شكل گرفت و اكنون يك سال و شش ماه از تأسيس آن مي‌گذرد.

ادامه نوشته

آموزه‌‏هایى از واپسین روزهاى حیات پیامبر(ص)

حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه وآله، آخرین سفیر الهی و بزرگ رهبر جهان اسلام، در سحرگاه روز جمعه 17 ربیع الاول سال 571 میلادی[1] در مكه مكرمه و در دامن پاك حضرت آمنه، دیده به جهان گشود. آن حضرت كه قبل از تولد، پدر گرامیش را از دست داده بود[2]، در شش سالگی شاهد درگذشت مادرش گردید. حضرت محمد صلی الله علیه وآله در 8 سالگی از وجود بزرگ حامی خود، حضرت عبدالمطلب محروم شد و به همراه تنها سرپرست خویش ابوطالب، دوران نوجوانی خود را سپری كرد. پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله در 25 سالگی در حالی كه به خردمندی، پاكدامنی، امانت و دانایی در میان مردم شهرت داشت

ادامه نوشته