گفت‌وگوی اختصاصی با آیت‌ الله سید‌عبدالله فاطمی‌نیا /بخش اول
اینها روز قیامت جواب دارد. یک جوان می‌خواهد برود دعای کمیل یا مراسم احیا اما می‌داند که رفتنش با خودش است برگشتنش با کرام‌الکاتبین! آخر شش ساعت هم احیا می‌شود؟! آخر چه کسی گفته؟

عقیق: چند سالی مي‌شود که دیگر هر مشتاقی بخواهد با آیت‌الله فاطمی‌نیا دیداری داشته باشد یا پای منبرهایش بنشیند، می‌داند باید راه مسجد جامع ازگل را در پیش بگیرد. سه شنبه های هر هفته جلسه تفسیر صحیفه سجادیه استاد در این مسجد برپاست. پامنبری‌های آیت‌الله فاطمی‌نیا دیگر او را به‌خوبی می‌شناسند. استاد سال‌های زیادی است که بیشتر فعالیت‌های خود را معطوف تربیت و تدریس کرده. فرقی هم نمی‌کند این آموزه‌ها برای طلاب جوان سر کلاس حوزه علمیه باشد یا مردم عادی در سخنرانی های مجالس گوناگون.  تنها برای استاد این موضوع مهم است که بتواند انسان‌ها را با اسلام واقعی، اخلاق‌گرایی‌، باطن حقیقی و مبانی عقل‌گرایی در دین آشنا کند. آیت‌الله فاطمی‌نیا که در عرفان نظری و عملی یک استاد تمام‌عیار است، در سال‌های اخیر بیشتر ترجیح می‌دهد از دغدغه‌های امروز مردم بگوید و از اخلاق حرف بزند که از گذشته کمرنگ‌تر شده. آیت‌الله سید‌عبدالله فاطمی‌نیا با همه دغدغه‌ها و فکر‌مشغولی‌هایی که دارد درخواست عقیق و همشهری آیه برای گفت‌وگو را پذیرفت و با ما همكلام شد.

*حاج‌آقا! از چه سالی در مهدیه تهران خطیب بودید؟

دقيقا يادم نيست از چه سالي و چند سال در مهديه خطيب بودم اما اجمالا مي‌دانم زمان زيادي بود كه در آن مكان مقدس صحبت مي‌كردم.

*چه کسی شما را به مهدیه تهران دعوت کرد؟

‌دعوت بنده به مهديه گاهي بنابر دعوت حضرت آيت‌الله يزدي بود و گاهي به‌وسيله دوست عزيزم جناب حسن آقاي كافي انجام مي‌گرفت.

*برنامه‌هایتان در مهدیه در ماه مبارک به چه نحوی بود؟

در آن سال‌ها همزمان با برنامه‌هاي مهديه پي‌ در پي‌ در آستان ملك پاسبان كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه(س) هم مجلس داشتم. البته سخنراني‌هاي این اسیر فانی در حرم مطهر در ماه مبارك رمضان روزها پس از اقامه نماز ظهر و عصر که با امامت مرحوم آيت‌الله فاضل لنكراني خوانده می‌شد بود. آن فقيه بزرگوار همه روزها را در مجلس جلوس مي‌كردند و بسيار مشوق و راهنمای بنده بودند. اين سه سال سخنرانی حرم مطهر معصومه(س) از موفق‌ترين برنامه‌هاي اين فقیر بود. پس از منبر، عصرها به‌سوی تهران حرکت می‌کردم و پس از مختصر استراحتی، شب‌ها به مهدیه می‌رفتم. در مهدیه هم بیشتر موضوعاتی که اين فقير برای صحبت انتخاب می‌کردم از كتاب نوراني نهج‌البلاغه بود. همه آن سخنراني‌ها ضبط شده و فکر می‌کنم پياده هم شده باشد.

*سال‌هایی که شما در ماه مبارک رمضان منبر می‌رفتید یکی از شلوغ‌ترین منابر تهران بود. به‌نظر شما چرا این همه آدم برای حضور در مجالس و منابر شما جمع می‌شدند؟

 

فضل پرورگار مهربان و خوبي مردم عزيز و عاشقان اهل‌بيت(عليهم‌السلام) بود. سخنان اهل بيت جاذبه دارد. از مولايمان امام رضا(ع) روايت شده: «ان الناس لو علموا محاسن كلا منا لا تبعونا». يعني اگر مردم سخنان زيباي ما را بشنوند البته به‌دنبال آن مي‌آيند. فقط این سخنان باید سخنانی حقیقی باشند و از روی تعقل گفته شوند نه از روی احساسات. شما فكر مي‌كنيد شخصي كه به جاي احاديث معتبر، مشتي احاديث جعلي كه هيچ منبع و مصدري برایشان وجود ندارد براي اين مردم عاشق معارف بگويد و عمر و اوقات پربهاي آنها را پر‌كند چه جوابي به خدا خواهد داد؟ به‌عنوان مثال عرض مي‌كنم، در بعضي منابع گفته مي‌شود روزي يزيد ملعون به امام سيد‌الساجدين(ع) گفت حالا كه من پدر تو را كشته‌ام چه عملي انجام دهم تا خدا مرا بيامرزد؟ امام فرمود نماز غفيله بخوان. حضرت زينب(س) كه به تصديق امام زمانش علم لدني داشت گفت يادگار برادرم! چرا يادش مي‌دهي؟ فرمود عمه‌ جان! موفق نمي‌شود. لذا آن ملعون هرگاه مي‌خواست نماز غفيله بخواند دل‌درد مي‌گرفت و نمي‌توانست نماز بخواند! ملاحظه بفرمائيد اين حديث جعلي كه در هيچ منبعي وجود ندارد چگونه يك امام معصوم را مي‌كوبد كه گناه كشتنش با يك غفيله آمرزيده مي‌شود و اين دين با عظمت را چگونه سطحي و بي‌ارزش نشان مي‌دهد كه در اين دين كشتن يك معصوم چقدر ساده است. بنده به جوانان مي‌گفتم كه اگر بزرگ‌ترين گناه با يك غفيله آمرزيده شود، پس چرا وجود نازنين امام حسين(ع) قيام كرد. مي‌توانست يك اعلاميه منتشر كند و بگويد مردم! اگر گناهي را دلتان مي‌خواهد مرتكب شويد و شب‌ها يك غفيله بخوانيد و بخوابيد! اکنون بسیاری از مجالس پشتوانه علمی ندارند و فقط احساس است.

*به‌نظر شما احساس اصلا نباید باشد؟

احساس یک اندازه‌ای دارد. اگر کسی علوم اولین و آخرین را داشته باشد و حال نداشته باشد یک عباسی نمی‌ارزد. اگر کسی حال و احساس داشته باشد و پشتوانه علمی نباشد هم همین‌طور. نمی‌خواهم بگویم همه علامه شوند ولی احساسات ما باید به يك حدیث يا آیه‌ای، مبنای پشتوانه‌ای داشته باشند. نه اینکه فقط از روی احساس باشند. خدا شاهد است الان در تهران هم چنین مجالسی برگزار می‌شود. خیلی ببخشید نواری را آورده بودند كه در قسمتی از آن بنده خدایی که می‌خواند می‌گفت بله، امام حسین به قمر بنی‌هاشم گفت شب عاشورا اگر تو هم می‌خواهی بروی برو! بعد می‌گفت عباس آمد زینب کبری را پیدا کرد و گفت به داداش حسین یک چیزی بگو! آخر این حرف شد! این‌ چیزها، درد‌دل من است؛ مواردی که در پایتخت شیعه خوانده می‌شود، بعد در قالب نوار پخش می‌شوند و مشتری هم دارند. نزديك 50 سال تذكر دادم اين مطالب ننگين را روي منابر بازگو نكنيد. فكر مي‌كردم موثر واقع شود ولي نشد. حتي متاسفانه از صدا‌و‌سيما هم گاهي شنيده مي‌شود.

*آیا موضوعاتی که در سال‌های اخیر برای منبرتان انتخاب می‌کنید، از گذشته متفاوت است؟

منابع حقیر برای موضوعات سال‌های اخیر تفاوت جوهری با موضوعات سال‌های گذشته نداشت بلکه فقط در این سال‌ها در حد توانم مردم را به مسائل اصلی و باطنی اسلام و در کل به اینکه اسلام در ظواهر خلاصه نمی‌شود سوق می‌دهم. اسلامی که این هنر را داشت که مانند امام راحل، آیت‌الله بهجت، سید‌العلما آیت‌الله قاضی و آیت‌الله علامه طباطبایی(قدس سره) را تربیت کند. البته موضوعات منابع این حقیر مانند سابق بیان معارف اهل ‌بیت(عليهم‌السلام) است. با این تفاوت که برحسب نیازی که در جامعه مشاهده می‌شود، صحبت می‌کنم. نیاز جامعه امروز نوع نگرشی است که بعضی به اسلام دارند. یعنی نگاهی که گاهی خیلی سطحی و عوامانه است و تحقق دینداری منحصر در چند دستور خلاصه می‌شود. مثلا چیدن شارب (موی پشت لب بالایی که به لب زیرین برسد)، کوتاه کردن ناخن‌ها، کیپ کردن یقه‌ و امثالهم. عمده این موارد حفظ ظواهر است و مشتی جملات مقدس‌مآبانه که افراد با هم ردوبدل می‌کنند. خدای نکرده اشتباه نشود. ما به تمام سنن و آداب اسلام عزیز ارج می‌نهیم. گرفتن شارب یا ناخن‌ها و امثال آن از سنن اسلام است اما این سنن همه اسلام نیست. یا اینکه دعاها بدون توجه و صرفا برای ثواب خوانده می‌شوند. سال‌ها دعاي شریف کمیل را می‌خوانند بدون اینکه یک سطر از آن درس گرفته باشند. 40 سال شخص دعای کمیل خوانده و این جمله را صدها بار تکرار کرده: «کم من قبیح تسترته». یعنی خدایا! چه بسیار عیب و گناهان ما را پوشاندی. اما همين که از مراسم کمیل به خانه برگشتیم هنوز اشک‌مان خشک نشده شروع به کشف اسرار مردم و آبرو بردن می‌کنیم! یا طول دادن بیش از حد مجالس احیا را ملاحظه بفرمائید. در تمام سال‌ها ما یک شب داریم که فضلیت آن واقعا از عقول ما خارج است اما در مجالس آنقدر مراسم را طولانی می‌کنند که مردم خسته می‌شوند! وقتی رمق دعا کردن از مردم گرفته شد، تازه می‌گویند قرآن‌ها را بیاورید. من قبلا در جاهای دیگر عرض کرده‌ام، تاکید روایات بر این است که ما به نشاط نگاه کنیم. ان‌شاءالله شب‌های قدر نزدیک است. حالا هیچکس به این حدیث عمل نمی‌کند. جلسه‌های احیا را پنج الی شش ساعت خواهیم داشت. دعای کمیل‌مان که باید 20 دقیقه طول بکشد، معمولا دو ساعت و نیم، سه ساعت زمان می‌برد. اینها روز قیامت جواب دارد. اگر صاحب شریعت بگوید چرا لطائف و ظرائف شریعت ما را در ذهن مردم ثقیل جلوه دادید، چه جواب خواهیم داد؟ یک جوان می‌خواهد برود دعای کمیل یا مراسم احیا اما می‌داند که رفتنش با خودش است برگشتنش با کرام‌الکاتبین! آخر شش ساعت هم احیا می‌شود؟! آخر چه کسی گفته؟

*به‌نظر شما چرا چنین مسائلی در جامعه به وجود آمده؟

به‌دلیل عدم شناخت صحیح از اسلام و شریعت مطهره است. ما دین بزرگ و شریعت جامعی داریم. از نماز مثال بزنیم که افضل اعمال است. خدا در قرآن کریم می‌فرماید: «اقم الصلاه لذکری/ نماز را برای یاد من به پا دار». در کلمه «اقم الصلاه» مطالب زیادی نهفته است. اول نماز را به پا دار. یعنی با رغبت و خضوع و خشوع بجا آور. دوم احکام نماز، احکام وضو یا غسل را یاد گیر و شرایط یک نماز صحیح را بیاموز. این احکام به طور مستوفی در رساله‌های عملیه نوشته شده. سوم پس از اینکه همه این احکام را یاد گرفتی بدان که این نماز در این احکام خلاصه نمی‌شود بلکه مقدمه‌ای است برای یاد محبوب و خالق مهربان. ملاحظه کنید مجتهدین و فقهای بزرگ شیعه پس از اینکه در احکام عبادات زحمت کشیدند، احکام نماز را با اجتهاد به دست آورده در اختیار ما گذاشتند، همان بزرگان هم در اسرار نماز کتاب‌ها نوشتند. امام راحل کتاب «سّر الصلاه» را دارند. آقا میرزا جواد آقا ملکی تبریزی کتاب «اسرار الصلاه» را نوشتند. شیخ ارباب معرفت مرحوم شهید ثانی رساله‌ای به نام «اسرار الصلاه» دارد. پس نتیجه می‌گیریم این احکام نماز با همه عظمت و زیبایی همه اسلام نیست بلکه این نماز وقتی قبول می‌شود که واسطه نیل نور باشد. «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور».

*پس حاج‌آقا! شما به شناخت علمی دین تاکید دارید؟

بله، حتما. اصلا خطرناک است. در همین قم طلبه‌ای بود که بعضی ریاضت‌ها را بر خودش تحمیل کرده بود که حتما نماز شب و روزی سه جزء قرآن بخواند و اعمال دیگر به جا آورد. اما چون پشتوانه علمی نداشت یکدفعه بریده بود. بعد آمده بود و می‌گفت ما یک‌ زمانی بیکار بودیم و نماز شب می‌خواندیم. چرا؟ برای اینکه پشتوانه علمی نداشت. نشاط هم نداشت. در صورتی که حاج‌آقا حسین فاطمی(ره) و مرحوم آیت‌الله العظمی اراکی قریب به یک قرن نماز شب خواندند و سیر نشدند. امام و دیگر بزرگان هم همین‌طور. یا اینکه ما عادت کرده‌ایم همه چیز را برای ثوابش انجام دهیم. استادی داشتم که می‌گفت شما برای فهمیدن بخوانید؛ ثواب با پای خودش می‌آید. این بد است که ما این‌گونه تربیت شده‌ایم. یعنی الان می‌خواهیم عمره برویم، اولین چیزی که در ذهن خطور می‌کند ثواب است. اعتکاف كه می‌رویم، اولین چیزی که به ذهن خطور می‌کند ثواب است. اعتکاف فلسفه‌اش چیست؟ اعتکاف از عَکَفَ مشتق است. عُکوف یعنی یک جا ایستادن. اعتکاف رمزش این است که شما همیشه پیش خدا بمانید. حج هم رمزش همین است. عمره رمزش دور خدا چرخیدن است اما ما همه را برای ثوابش انجام می‌دهیم. اگر انسان بی برخوردار از علل به مجلسی برود و بگوید حالی پیدا کردیم، این حال چون بدون پشتوانه است اثری ندارد چرا‌که فقط احساس است و احساس زودگذر.

 

سبک زندگی دینی در گفت‌وگو با آیت‌الله سید‌عبدالله فاطمی‌نیا و فرزندشان /بخش پایانی
 
روحیه پدرم به طبیعت خیلی نزدیک است و گاهی حتی یک گل کوچک کنار جوی هم توجه ایشان را جلب می‌کند، برای همین روحیه ما به طبیعت بسیار نزدیک شده.

عقیق: آيت‌الله سید‌عبدالله فاطمی‌نیا در سال ۱۳۲۵ در تبریز به دنیا آمد. او مجتهد، خطیب، عارف و استاد اخلاق، مورخ اسلامی و کتاب‌شناس است و در زمینه اخلاق و عرفان، حدیث و شعر عربی تحقیق دارد. او از کودکی نزد پدرش آیت‌الله سید‌اسماعیل اصفیایی شند‌آبادی دروس دینی و علمی را فرا گرفت. سپس نزدیک به ۳۰ سال نزد علامه مصطفوی تبریزی از شاگردان میرزای قاضی شاگردی کرد و تحت تعلیم و تربیت وی قرار داشت و همزمان تحصیلات حوزوی خویش را هم دنبال کرد. پس از علامه مصطفوی، او از محضر بزرگانی چون آیات عظام علامه طباطبایی، محمدتقی آملی، بهاءالدینی و آیت‌الله محمدتقی بهجت بهره‌مند شد.

*آيت‌الله فاطمی‌نیا فعالیت‌ها و مهارت‌های علمی زیادی دارد و در علم رجال، عرفان نظری و عملی کم‌نظیر است اما بیشتر به خطابه در منابر عمومی می‌پرداز. او از کارشناسان علوم اسلامی است که به تحقیق و پژوهش در این زمینه نیز اشتغال دارد. از دیگر فعالیت‌های او می‌توان به تدریس در حوزه‌های علمیه، حضور در برنامه‌های مذهبی صداوسیما به‌عنوان کارشناس و سخنرانی در مراکز حوزوی و دانشگاهی اشاره کرد. همچنین کتاب «شرح و تفسیر زیارت جامعه کبیره»، دوره سه جلدی کتاب «نکته‌ها از گفته‌ها» (گزیده‌ای از سخنرانی‌های استاد) و فرهنگ انتظار از جمله تالیفات آیت‌الله سید‌عبدالله فاطمی‌نیاست.

بخش اول گفت و گوی ما با آیت الله فاطمی نیا را خواندید. حال بخش پایانی این مصاحبه به همراه گفت و گویی کوتاه با فرزند استاد منتشر می شود:

 

 

 

*درباره روش‌های نوین برای استفاده در منبرها که برای جذب مخاطبان امروزی صورت می‌گیرد چه نظری دارید؟

منبر باید صرفا برای تقرب به خداوند تبارک و تعالی و رضایت امام زمان(عج) باشد. پس جاذبه‌های منابر باید معقول و مقبول صاحب شریعت باشد. اگر برای اینکه مستمع خسته نشود، مطایبه‌های سنگین و مناسب شأن منبر و روحانیت مطرح شود چه مانعی دارد؟ یا استشهاد از اشهاد صاحبان معرفت بر مطالب خود خوب است، مشروط بر اینکه آن منبری با‌سواد باشد با احادیث اهل بیت(عليهم‌السلام) آشنایی داشته و در ادب عربی و فارسی زحمت کشیده باشد. همان‌طور که پزشک بر‌اساس مبانی علم خود و با لحاظ قرار دادن همه مسائل دارو تجویز می‌کند، خطبا نیز باید بر‌اساس مبانی عقلانی سخنان خود را مطرح کنند، نه آنکه به طرح مسائلی بپردازند که از احساس آنها سرچشمه گرفته باشد. این موضوع حتی در رسانه ملی ما نیز دیده می‌شود. متاسفانه برخی سخنرانان و کارشناسان در صداوسیما حرف‌هایی را مطرح می‌کنند که درست نیست. البته خدا را شکر، امروز مبلّغین شایسته‌ای داریم ولی عمده محققین عاری از هر نوع کمالات هستند.

*اگر اشکال نداشته باشد می‌خواستیم کمی از عرفان اسلامی برایمان بگویید. با توجه به ظهور و افزایش عرفان‌های کاذب و آگاهی نداشتن مردم با عرفان اسلامی، چقدر آشنایی مردم را با عرفان اسلامی لازم و ضروری می‌دانید؟

همان‌گونه که فرمودید عرفان‌های کاذب رو به افزایش هستند. بنده نام این جماعت یعنی عرفای دروغین را دکاندار انتخاب کرده‌ام. آنها جماعتی هستند که وقت لازم را تحصیل نکردند و به خود زحمت ندادند. حالا می‌خواهند بدون هیچ اطلاعاتی از مبانی عرفان اسلامی مطرح شوند و اینکه هم عنوان پیدا کنند و هم به مقاصدی که خودشان می‌دانند برسند. خدا این ملت عزیز و جوانان نازنین را از شر این عمده‌العارفین‌های بی‌تقوا و زبدالسالکین و عمده‌المکاشفین‌های بی‌سواد و بی‌تقوا محافظت فرماید. اما‌ آشنایی مردم با عرفان اسلامی ضرورت دارد. البته این مطلب یک مقدمه کوتاه و ضروری دارد که امید است ان‌شاءالله جوانان دقت کنند. عرفان اسلامی به دو قسمت تقسیم می‌شود. 1. عرفان نظری 2. عرفان عملی. بسیاری از مردم پندار نادرستی دارند و آن تلازم دو عرفان نظری و عملی است. فکر می‌کنند این دو قسمت از عرفان لازمه با هم هستند و با یکدیگر تلازم دارند اما باید گفت ملازمتی بین این دو عرفان وجود ندارد. مگر در بعضی موارد همسایگی داشته باشند. شخصی در عرفان عملی دیدیم که یک سطر عرفان نظری نخوانده و بالعکس.

*به‌نظر شما آیا همه افراد می‌توانند عارف اسلامی شوند؟

باید گفت شما کدام عرفان را در نظر می‌گیرید؟ اگر مقصودتان عرفان نظری است که این بحث مفصلی دارد. یعنی یک جمله از آن می‌توانیم بحث مفصل کنیم اما به‌صورت کلی جواب اجمالا منفی است و البته نه تفضیلا چراکه هر کسی را به هر کاری ساخته‌اند اما اگر مقصود عرفان عملی باشد جواب مثبت است ولی ساده نیست. شخص باید مستعد و از نفسانیات خوب برخوردار باشد. پس از همه اینها زیر نظر استاد کامل آموزش ببیند. دوباره پس از همه این شرایط، مراتب یکسان نخواهد بود.

 

*در این میان، اگر فردی بخواهد با عرفان اسلامی آشنایی پیدا کند و آن را در زندگی به کار بگیرد چه باید بکند؟ چگونه وارد این مسیر شود و راه را آغاز کند؟

عرض کردم اگر مقصود عرفان نظری باشد آن با یک کتاب حل نمی‌شود و به‌دست نمی‌آید. فقط و فقط با تدریس یک استاد تمام‌عیار آن هم مشروط بر استعداد شاگرد و پیش‌نیازهایی که لازم است میسر می‌شود. یک نکته مهم عرض کنم که عرفان نظری تنها علمی است که کتاب اول ندارد. در عرف مدرسین کامل عرفان، اولین کتاب عرفان نظری کتاب «تمهید‌القواعد» ابن ترکه است. تازه آن هم هرگز بدون استاد کامل مفهوم نمی‌شود. امروز بعضی از قلم‌به‌دست‌ها متون عرفان نظری را به فارسی ترجمه می‌کنند. این کار در اذهان مردم پندار باطلی را به‌وجود می‌آورد. یعنی مردم چنین برداشت می‌کنند که مشکل کتب علمی عربی، عربی بودن آنهاست. چه اشتباه بزرگی! در صورتی که طبیعت و جوهر آن علوم مشکل است. چه عربی و چه فارسی باشد اما در عرفان عملی اگر بخواهم کتابی معرفی کنم، باید بگویم کتاب مهمی در این زمينه ندیدم. عرفان عملی هرگونه که باشد، استاد کامل و راه‌رفته می‌خواهد و استاد هم که تولیدی نیست. به‌گونه‌ای که فردی را در خم رنگرزی فرو ببرند و بیرون آورند و بشود زبدة‌العارفین. از آیت‌الله بهجت نقل شده که مفاد کلامشان این است: «اگر استاد پیدا نکردید، به یقین خود عمل کنید که خداوند تبارک و تعالی به قلب و دل نگاه می‌کند».

*پس در عرفان عملی می‌توان در شرایطی بدون استاد عمل کرد. برای شروع این عمل می‌توانید مخاطبان علاقه‌مند را راهنمایی بفرمائید.

خدا عملی را نمی‌پذیرد مگر با معرفت. بعد می‌فرمایند: «و لا معرفهٌ الاّ بِالعَمَل/ معرفتی حاصل نمی‌شود مگر با عمل».اگر سطحی نگاه کنیم، دور لازم است. من چه ‌کار کنم که بامعرفت شوم؟ باید عمل کنم. حال چه‌ کار کنم که عملم موثر شود؟ معرفت داشته باشم. باز چه ‌کار کنم که معرفت داشته باشم؟ باید عمل کنم. اما این دور چگونه شکسته می‌شود؟ این ‌طور شکسته می‌شود که مقصود از معرفت، یک معرفت اجمالی و نه معرفت تفصیلی. اینجا حضرت مقصودش معرفت اجمالی است. خدا این سرمایه‌ اولیه را به ما داده است. خدا به ما عقل و هوش داده و انبیا و ائمه(علیهم‌السلام) را فرستاده. در نماز چه می‌گوییم؟ «إیّاک نَعبُد». این یک دریا حرف است که تو پیامبر را فرستادی و گفتی نماز بخوانیم اما بلافاصله پشت سرش می‌گوید: «إیّاک نَستَعین». یک بهانه دست خدا بدهید، بقیه‌‌اش را مرحمت می‌کند. ‌بنابراین فقط با عمل و با تطهیر باطن و تطهیر نفس است و غیر از این هم راهی نیست. هرچه هم عمل به وظیفه کنیم، این معرفت بیشتر می‌شود. این را عرفای اهل دانش مثال زده‌اند که اگر یک فانوس دست‌مان بگیریم، این فانوس 20 متر جلوی ما را روشن می‌کند. وقتی این 20 متر را می‌رویم، 20 متر دیگر روشن می‌شود. یعنی عمل است و نور و نور است و عمل. اما در پایان بد نیست نکته‌ای را خدمت‌تان عرض کنم. از حضرت آیت‌الله بهجت شنیدم که فرمودند هدف از خلقت ما این است که بنده خدا شویم. مقام بندگی خدا، بسیار مقام بالایی است. ما خلق نشده‌ایم که حتما دارای کشف و کرامات باشیم بلکه غرض اصلی، عبودیت و بندگی است. چه مقامی بالاتر از اینکه خداوند رب العالمین از انسان راضی باشد. همین که خدا از انسان راضی باشد کافی است. گاهی وقت‌ها مصلحت انسان نیست چیزی را داشته باشد. همین‌قدر که خدا را می‌شناسیم و همین که الان روزه می‌گیریم همه از خداوند است و باید از او ممنون باشیم. خدا ایمان را برای انسان محبوب قرار داده و داشتن ایمان باعث خرسندی است. برای همین نماز که می‌خوانیم باید منت خدا را بکشیم.

سبک زندگی آیت‌الله فاطمی‌نیا در گفت‌وگو با فرزند ارشد ایشان

با محبت دین را به ما یاد دادند

سید حسن فاطمی‌نیا فرزند ارشد آیت‌الله فاطمی‌نیا علاوه بر اینکه به سوالات ‌ما پاسخ دادند، زحمت زیادی برای هماهنگی گفت‌وگو با آیت‌الله فاطمی‌نیا کشید. به همین دلیل پیش از هر چیزی وظیفه خود می‌دانیم که از او تشكر کنیم. او  که داماد آیت‌الله بهشتی است از روزهای کودکی و رفتار آیت‌الله در میان خانواده و فرزندان خود می‌گوید. سید‌حسن فاطمي‌نيا با توجه به اینکه در دو رشته هنر و ادبیات فارسی مدرك کارشناسی دارد و كارشناسي ارشد فقه و مباني حقوق را به پايان رسانده‌ اكنون به‌عنوان پ‍‍ژوهشگر و مدرس هنر در حوزه علميه فعاليت مي‌كند.

 

*در زمان کودکی و دوران نوجوانی، آیا حاج‌آقا برای انجام فرايض دینی به فرزندان سختگیری می‌کردند؟

حاج‌آقا در شیوه‌های تربیتی خودشان به هیچ‌وجه در هیچ موردی به‌ویژه برای انجام فرایض دینی سختگیری نمی‌کردند اما به‌هر حال انجام فرایض دینی یا برخی رفتارها و رفت‌ و آمدها کنترل می‌شد ولی نه با شیوه‌های سختگیری بلکه ایشان با محبت و صمیمتی که بین خودشان و فرزندان به‌وجود آورده بودند مسائل را حل می‌کردند. برای همین ما ناخودآگاه هر آنچه را كه موجب ناراحتی ایشان می‌شد ترک می‌کردیم. یعنی از روی میل و علاقه‌ای که به پدر داشتیم، هرچه که رضایت ایشان را به‌دنبال داشت سعی می‌کردیم همان را انجام دهیم. فکر می‌کنم رشته محبت یک رشته بسیار قوی‌ای است که می‌تواند با ایجاد عشق و علاقه بین والدین و فرزندان بسیاری از مشکلات پیش رو را بردارد و مسیر رشد و تعالی را بسیار هموارتر کند. به همین خاطر به‌یاد ندارم که ما در برابر امر پدر مقاومتی از خود نشان داده باشیم.

*مهم‌ترین ویژگی اخلاق و رفتاری پدر که همیشه در ذهن دارید، چیست؟

مهربانی، بردباری و خوش‌رفتاری ایشان همیشه در ذهنم بسیار پررنگ است. البته ایشان به مسائل مهمی مثل حق‌الناس و عدم سوءاستفاده از امکانات بیت‌المال بسیار توجه می‌کنند که برای ما نیز خیلی مهم است.

*پس استاد با مهربانی و مهر فرزندانشان را نصیحت می‌کردند؟

بله، دقیقا. همان‌طور که عرض کردم رفتار پرمهر ایشان و اینکه از اعماق دل محبت پدری را برای ما ابراز می‌کنند، مهم‌ترین عامل است که ما همیشه نسبت به ایشان علاقه و عشق داشته باشیم و گفته‌هایشان را اطاعت ‌کنیم. به‌یاد دارم تازه از دبیرستان فارغ‌التحصیل شده بودم و قرار بود مهر همان سال وارد دانشگاه شوم. ایشان فرمودند الان از مدرسه بیرون آمدی و وارد محیط بزرگ‌تری خواهی شد. افراد مختلف با سلیقه‌ها و عقاید گوناگون را پیرامون خود خواهی یافت و با آنها هم‌صحبت و همکلاس خواهی شد. به‌یاد داشته باش که اگر به هر قدمی که برمی‌داری و هر لحظه‌ای که از آن عبور می‌کنی دقت نداشته باشی ممکن است به نقطه‌ای برسی که اگر الان به تو بگویند در آن جایگاه قرار خواهی گرفت از غصه قالب تهی کنی. بعد هم اضافه کردند که انحراف قدم به قدم انسان را به سمت ضلالت می‌کشاند. پس در هر کاری که می‌کنی و هر ارتباطی که برقرار می‌کنی و در هر مسیری قرار می‌گیری دقت کن و سرانجام کار را در نظر بگیر. در آخر هم گفتند ما غیر از رابطه پدر و پسری با هم دوست هستیم. اگر دوست داشتی می‌توانی خیلی از مراحل و کارها را با من مطرح کنی و مثل دو رفیق با هم در آن مسئله صحبت کنیم. در‌واقع همین‌طور هم شد و ایشان در کنار سایه پدری، بهترین دوست و مشاور من بودند.

*هنگام ازدواج چطور؟ زمانی که شما و خواهر و برادرانتان قصد داشتید ازدواج کنید، استاد چگونه نظرشان را می‌گفتند؟

همان‌طور که می‌دانید امر ازدواج یک مسئله بسیار مهم است. پای یک عمر و یک زندگی دو سویه در میان است. اگر ازدواج به‌درستی انجام نگیرد هم خانم و هم آقا یعنی هر دو طرف ازدواج دچار لطمه می‌شوند. به همین علت حضرت والد نسبت به این امر بسیار دقیق بودند و با پند و اندرز بدون تحمیل عقیده آنچه را که خیر و صلاح طرفین می‌دانستند مطرح می‌کردند ولی به‌صورت کلی در قبول یا رد مسئله هیچگونه پافشاری نمی‌کردند اما با درایت و خاطر‌نشان کردن زوایای مسئله، کار را به سمتی هدایت می‌کردند که خیر و صلاح طرفین نه فقط فرزندان خودشان در آن باشد.

*پس از ازدواج، ارتباط و رفت‌وآمدهای شما و خواهران و برادرانتان با آیت‌الله چگونه است؟

ما اگر کاری نداشته باشیم که مجبور باشیم از خانه خارج شویم واقعا ترجیح می‌دهیم نزد ایشان بمانیم. حتی نوه‌های حاج‌آقا نیز نسبت به ایشان بسیار دلبستگی دارند و حضور ایشان برای همه ما بسیار شیرین و پرنعمت و برکت است.

*اوقاتی که استاد در منزل و فارغ از فضای درس و بحث هستند، معمولا چگونه می‌گذرد؟

بسیاری از وقت‌ها حتی زمانی که ایشان در فضای بحث و درس هم نیستند، باز در لحظاتی که کنار هم هستیم اوقات ما ناخودآگاه به مباحث فکری و عقیدتی می‌گذرد. البته گاهی هم همراه پدر برنامه‌های سیما را نگاه می‌کنیم. ایشان بسیار به سیمای قرآن علاقه دارند و ما نیز از سنين کودکی همراه ایشان به تلاوت‌های قاریان معروف مصری گوش می‌کردیم. همین موضوع باعث شده تا اکنون خودم تقریبا بیشتر مواقع در ماشین یا منزل تلاوت‌های قرآنی را گوش ‌کنم. چون روحیه پدرم به طبیعت خیلی نزدیک است و گاهی حتی یک گل کوچک کنار جوی هم توجه ایشان را جلب می‌کند، برای همین روحیه ما به طبیعت بسیار نزدیک شده. شاید به همین دلیل است که یکی از بهترین برنامه‌هایی که معمولا همراه ایشان از سیما تماشا می‌کنیم برنامه‌های مربوط به محیط زیست و شگفتی‌های خلقت از حیوانات گرفته تا دریاهاست. روحیه دیگری که از پدرم سراغ دارم در ما بسیار تاثیر گذاشته، علاقه به شعر و ادب است. حاج‌آقا بسیار به شعر نزدیک هستند و باز به همین دلیل این روحیه در ما تقویت شده.