چهار چيزي كه خداوند در چهار چيز مخفي كرده است

خداوند چهار چیز را در چهار چیز مخفی کرده است...

إن الله تبارک و تعالى أخفى أربعة فی أربعة
 
أَبِی بَصِیرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
 
عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَخْفَى أَرْبَعَةً فِی أَرْبَعَةٍ أَخْفَى:
1- رِضَاهُ فِی طَاعَتِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ شَیْئاً مِنْ طَاعَتِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ رِضَاهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ
2- وَ أَخْفَى سَخَطَهُ فِی مَعْصِیَتِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ شَیْئاً مِنْ مَعْصِیَتِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ سَخَطُهُ مَعْصِیَتَهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ
3- وَ أَخْفَى إِجَابَتَهُ فِی دَعْوَتِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَ‏شَیْئاً مِنْ دُعَائِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ إِجَابَتَهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ
4- وَ أَخْفَى وَلِیَّهُ فِی عِبَادِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ عَبْداً مِنْ عَبِیدِ اللَّهِ فَرُبَّمَا یَکُونُ وَلِیَّهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ
 
الخصال، ج‏1، ص: 210
خداى تبارک و تعالى چهار چیز را در چهار چیز پنهان نموده است
 
امیر المؤمنین (ع) فرمود: راستى که خداى تبارک و تعالى چهار چیز را در چهار چیز پنهان نموده:
1- خوشنودى خود را در میان طاعتها. پس هیچ طاعتى را کوچک مشمار که بسا خوشنودى خداوند در همان باشد و تو ندانى. (همه ی کارهای نیک را انجام بده)
2- و خشم خود را در میان گناهان پنهان کرده. پس هیچ گناهى را کوچک مپندارد که شاید خشم خدا در همان باشد و تو ندانى. (از همه ی کارهای بد پرهیز کن)
3- و اجابت خویش را در میان دعاهایش پنهان نموده. پس هیچ دعائى را کوچک مدار که بسا همان دعاى مستجاب باشد و تو ندانى. (جایی این قسمت حدیث رو اینگونه شنیدم که : و شب قدر را در بین همه ی شب های سال، پس همه ی شب های سال را قدر بدانید)
4- و ولى خود را در میان بندگان خود پنهان داشته پس به هیچ بنده‏اى از بندگان خدا با چشم حقارت منگر که شاید همان ولى خدا باشد و تو ندانى. (به همه ی خلق احترام بگذار تا حرمت اولیا را رعایت کرده باشی)

 الخصال / ترجمه فهرى، ج‏1، ص: 231



ادامه نوشته

اربعین

برخی ویژگی های عدد چهل درعدد اربعین خصوصیتی وجوددارد که درسایراعداد آن خصوصیت وجود ندارد معمولا از این عدد به عنوان سمبل تکامل , پختگی محض , مظهر کمال یاد می شود و پشت سر گذاشتن مرحله ای خاص را بیان می کند . از جمله غالب انبیا در سن چهل سالگی به مقام رسالت رسیدند : وجود نازنین حضرت ختمی مرتبت پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه واله در روز27 رجب در سن چهل سالگی رسالت الهی مبعوث شدند. میقات حضرت موسی (علیه السلام ) در اربعین لیله (چهل شب ) تمام شد . چهل سالگی عدد کامل است روایت است کسی که به سن چه سالگی رسید خداوند به ملائکه می فرماید بر او سخت بگیرید زیرا او به کمال و بلوغ کامل رسیده است دیگر نباید سهو و سستی نماید ، کسی که به سن 40 برسد و عصا به دست نگیرد عصیان کرده است این عصا به دست گرفتن یعنی راه احتیاط است اگر بی احتیاطی کند عصیان کرده باید احتیاط نماید تا به راه خطا نرود زیرا چهل به بعد سن کمال است . در معارف عرفانی 40 جایگاه خاصی دارد علامه مجلسی (ره ) پس از نقل دعایی که متضمن اسماء الحسنی الهی است از پیامبر بزرگوار اسلام نقل می کند : عن النبی (صلی اله وعلیه واله) لو دعا بها اربعین لیلة جمعة غفر الله له : اگرکسی چهل شب جمعه به درگاه الهی دعا کند خداوند او را بیامرزد. تکرار عمل وتلقین سخن تا مرحله چهل تکمیل کننده ابعاد روحانی وعرفانی انسان را باعث می شود در روایاتی که در مورد اربعین داریم بیشتر به سیر باطنی وتعالی روحی توجه دارد .هرعمل وذکری که کمترازاربعین باشد چندان اثر بارزی ندارد . در روایتی ازنبی گرامی اسلام (ص) نقل شده (من اخلص العبادة لله اربعین صباحا ظهرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه ) کسی که عبادة راخالصانه چهل روز برای خدا انجام دهد چشمه های حکمت ازقلبش به زبانش جاری می شود : سحرگه رهروی در سر زمینی همی گفت این معما با قرینی که ای صوفی شراب آنگه شود پاک که در شیشه بماند اربعینی اربعین در فرهنگ عاشورا چهلمین روز شهادت اقا ابا عبد الله الحسین (علیه اسلام ) ویاران باوفایش مصادف با 20 صفر است شیعیان همه ساله در این روزعزاداری وسوگواری می کنندو به یاد حماسه عاشورا به سروسینه می زنند واگربرایشان مقدور باشد به زیارت قبر مولایشان می روند وچرا چنین نکنند ؟ ازامام صادق(علیه اسلام) نقل شده :ان اسماء بکت علی الحسین اربعین صباحابالدم . آسمان 40 روز بر مصائب سید الشهداء خون گریه کرد . اربعین امد اشکم زبصر می آید گوئیا زینب محزون ز سفر می آید اربعین سالار شهیدان تسلیت باد .

عمر طبیعی انسان چه قدر است؟

رسول خدا(ص) فرمودند: بیشتر عمر امّت من بین شصت و هفتاد سال است ، و کم اند کسانی که از هفتاد بگذرند ،
و فرمود: برای خدای متعال ملکی است که هر شب فرود می آید و ندا می کند ای فرزندان بیست ساله جدیّت و کوشش کنید ،
و ای فرزندان سی ساله ، مواظب باشید دنیا فریبتان ندهد ،
و ای فرزندان چهل ساله ، چه چیزی آماده کرده اید برای ملاقات پروردگارتان ،
و ای فرزندان پنجاه ساله پیام هشدار دهنده به شما رسیده ،
و ای فرزندان شصت ساله وقت چیدن و درو نمودن محصولتان رسیده ،
و ای فرزندان هفتاد ساله ، بانگ رحیل برآمده ، پس آماده جواب باشید.
و ای فرزندان هشتاد ساله ، ساعت مرگ فرا رسیده و شما غافل هستید ، 

سپس آن ملک می گوید:
اگر بندگان قد خمیده نبودند ، و مردان با خشوع نبودند ، و بچه های شیر خواره نبودند و حیوانات زبان بسته نبودند ، هر آینه عذاب را بر شما فرو می ریختم فرو ریختنی.


و امام صادق (ع) فرمود: بنده ی خدا تا چهل سالش نشده در وسعت است ، و چون به چهل سالگی رسید خداوند به ملائکه اش وحی می نماید که من به بنده ام عمر طولانی دادم ، و الآن دیگر بر او سخت بگیرید ، و اعمال کوچک و بزرگش را و اعمال سبک و سنگینش را و اعمال ریز و درشتش را بنویسید.
و فرمود: چون مؤمن به چهل سالگی رسید ، خداوند او را از سه نوع درد ایمن می کند:
1. برص 
2. جذام
3. جنون

و چون به پنجاه رسید ، خداوند حسابش را تخفیف می دهد ،
و چون به شصت رسید ، بازگشت و توبه را روزی او می کند ،
و چون به هفتاد رسید ، اهل آسمانها او را دوست می دارند ،
و چون به هشتاد رسید ، خداوند امر می کند به ثبت نمودن حسناتش و محو گناهانش ،
و چون به نود رسید ، خداوند گناهان گذشته و آینده ی او را می بخشد و او را جزء اسرای الهی در زمین می نویسد.

و امام صادق(ع) فرمود: موقعی که انسان به سی و سه سالگی رسید به بهترین درجه ی نیرو و قوّت رسیده است ، و چون به چهل سالگی رسید به آخرین درجه ی نیرو و قوّتش رسیده است ، و چون از چهل گذشت رو به نقصان می رود. و کسی که به پنجاه رسید ، در حال جان کندن است.
و پیغمبر(ص) فرمود:
کسی که به سن چهل سالگی رسید و از معصیت پروا نکند گنهکار محسوب می شود ، یعنی گناهانش را به دقت ثبت می کنند.

و بعضی می گویند منظور این حدیث آن است که کسی که به چهل سالگی رسید باید عصا به دست بگیرد ، وگرنه معصیت کار است.

چنانچه بنی اسرائیل کوچک و بزرگشان عصا به دست می گرفتند ، که تکبر نکنند.


منبع: کتاب سرگذشت روح از ابتدای خلقت تا قیامت

خاصیت عدد چهل در ظهور استعدادات


در چندین روایت به طرق مختلف از پیامبر اکرم و ائمه اطهار روایت شده است : مَنْ أَخلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَباحًا ظَهَرَتْ يَنابيعُ الحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَیلِسَانِهِ .

و بعثت و آغاز نبوت خاتم‌ انبياء صلّی‌ الله‌ عليه‌ وآله‌ وسلّم‌ بعد از چهل‌ سال‌ بوده است. میقات موسی (ع) در اربعین لیلة و تخمیر طینت آدم ابوالبشر به نقل از رسول اکرم در چهل صباح بوده است. زمان مسافرت عالم دنیا و ظهور استعداد، و نهایت تکمیل در این عالم، در چهل سال است.چنانچه بیان شده است که عقل انسان در چهل سالگی به قدر استعداد هر کسی کمال می پذیرد (سوره احقاف،ایه 15).

و وارد شده که:  مَن‌ بَلَغَ أَرْبَعِينَ و لَمْ يَأْخُذِ العَصا فَقَد عَصَي‌ . چه‌، عصا علامت‌ سفر است‌ و برداشتن‌ عصا برای مسافرت مستحب‌ است‌ . و چون‌ چهل‌ سال‌ تمام‌ شد هنگام‌ سفر است‌ . و تأويل‌ عصا مهيّا شدن‌ سفر آخرت‌ است‌ . و جمع‌ كردن‌ خود براي‌ رحلت‌ (و هر كه‌ عصا بر نداشت‌ از فكر سفر غافل‌ است‌) .

 و همچنانكه‌ مدّت‌ تكميل‌ جسميّت‌ در اين‌ سنّ است‌، همچنين‌ مرتبه‌ سعادت‌ يا شقاوت‌. و آنچه‌ در اخبار آمده شده‌ كه‌ هر كه‌ كوري‌ را چهل‌ قدم‌ بكشد و راه‌ نمايد، بهشت‌ بر او واجب می شود؛ مراد از ظاهر آن‌ كورِ بَصَرْ است‌ و تأويل‌ آن‌ كورِ بصيرت‌ .

 و همچنين‌ در حديثي‌ از رسول اکرم‌ آمده‌ است‌ كه‌ از چهار جهت‌ خانه‌ هر كس‌ تا چهل‌ خانه‌ همسايه‌اند. چون‌ اين‌ عدد تمام‌ شد گويا از عالم‌ هم‌ جدا گشتند . و تأويل‌ آن‌ در مناسبت‌ و جوار، از جهاتِ قواي‌ اربعه‌ است‌، كه‌ عقليّه‌ و وهميّه‌ و شهويّه‌ و غضبيّه‌ است‌ . و هر كه‌ چهل‌ مرحله‌ از مراحل‌ اين‌ قوا از ديگري‌ دور نشود از عالَم‌ آن‌ خارج‌ نشده‌ و با يكديگر جوار دارند .

در نهایت خاصیت اربعین در ظهور فعليّت‌ و بروز استعداد و قوّه‌ ، و حصول‌ ملكه‌ ، مطابق آیات و روایات امریست تاییده شده. و شكّ نيست‌ كه‌ هر نيكبختي‌ كه‌ به‌ قدم‌ همّت‌ اين‌ منازل‌ چهل‌ گانه‌ را طيّ كند ، بعد از آنكه‌ استعدادات‌ خلوصي‌ را به‌ فعليّت‌ آورد سرچشمه‌ معرفت‌ از زمين‌ قلب‌ او ‌ آغاز به جوشيدن می كند .و مسافر اين‌ منازل‌ زمانی به‌ مقصد مي‌رسد كه‌ او در عالم‌ خلوص‌ سير کند. نه‌ آنكه‌ در اين‌ منازل‌ تحصيل‌ اخلاص‌ كند. چه‌ فرموده‌ كه‌ :  مَنْ أَخْلَصَ لِلّهِ أرْبَعِيهنَ صَباحاً  پس‌ بايد در اين‌ چهل‌ منزل‌ خلوص‌ حاصل‌ شود. پس‌ ابتداي‌ اين‌ منازل‌ عالم‌ خلوص‌ است‌، نه‌ اينكه‌ هر چلّه‌ نشين‌ را درِ معرفت‌ گشوده‌ می شود؛ يا در اربعين‌ بخواهد تحصيل‌ خلوص‌ كند .

 

عدد چهل در منابع دینی / قرائتی، محسن

در آستانه اربعین هستیم. کلمه اربعین به معنی چهل است و من امروز می خواهم درباره اربعین و چهل صحبت کنم. پارسال و پیارسال هم به مناسبت اربعین صحبت هایی کردم ولی امسال به یک حدیث هایی رسیدم که بحث خیلی تکمیل شده است. حدوداً تا الان که می آمدم به حدیث هایی برخوردم و دیدم که در بیشتر اینها کلمه چهل است، البته گفتن بعضی هایش خیلی ضرورت ندارد، چون پیام ندارد. اما بعضی از چیزهایی که پیام دارد و شنیدنش برای ما هم مفید است، می خواهم بگویم.

ادامه نوشته

گذشت از مرز چهل و اعتراف و اعتذار

لطفا جوانان امروز بخوانند و عبرت گیرند!

    حکما و فلاسفه­ی پیشین، چون ملاصدرا ، حدود چهل سالگی را سن بلوغ عقلی و معنوی می­دانند. بسیاری از مفسران در ذیل آیه " حتی اذا بلغ اشدّه و بلغ اربعین سنة"[احقاف:۱۵] به این نکته اشاره کرده اند. پیامبر اسلام (ص) و غالب انبیاء نیز در همین سن به پیامبری مبعوث شده اند. در روایات اسلامی  گاه با چنین مضمونی بر می خوریم : " آن که قدم به چهل سالگی نهد و عصا در دست نگیرد ، خدا را عصیان کرده است" که اهل دل آن را به عصای احتیاط و متانت تعبیر می کنند نه عصای معمولی!


ادامه نوشته

چهل سالگی

چهل سالگی در فرهنگ و سنت ما سن متفاوتی بوده است.در این سن نگاه جامعه به مردان عوض می شده و آنان را به جمع پختگان و کامل مردان می پذیرفته اند. البته در شرایط امروز اوضاع کمی تا قسمتی فرق کرده و ممکن است ورود به دهه چهارم عمر با نوعی دلخوری همراه باشد. جدا از خانمها که گفته می شود نسبت به اوج گرفتن منحنی سنشان حساس اند ،

ادامه نوشته

نظر قرآن درباره شعر از زبان آیت‌الله سبحانی

آیت‌الله سبحانی گفت: در زمان طاغوت گاه و بی‌گاه گفته می‌شد که قرآن با شعر و ادبیات مخالف است، ولی اینطور نیست و اگر شعر دارای مضامین واقعی و هدفمند باشد ارزشمند است و قیمت دارد.

به گزارش‌ مرکز خبر حوزه، این مرجع تقلید در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود در مدرسه حجتیه با اشاره به تفاوت شعر با وحی افزود: شعر غالبا در سه قلمرو است اول فسق و فجور و مسایل جنسی، دوم حماسه و مسایل نظامی و سوم مدح و تعریف از اشخاص که اساس و ماده این اشعار تخیل است و هر چه قوه تخیل شاعر بیشتر باشد شعرش بهتر است.

آیت‌الله سبحانی ادامه داد: قرآن از شعر فاسد انتقاد می‌کند اما اگر شاعری با تکیه بر قرآن و سنت، حقایق اسلامی را در قالب شعر بیان کند ممدوح است و پیامبر‌(ص) هم از چنین شعرایی تجلیل می‌کردند.

این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: زهیربن قین قصیده‌ای درباره پیامبر‌(ص) خواند و ایشان به او هدیه دادند و امیرالمومنین‌(ع) و اهل‌بیت‌(ع) هم شعرهایی دارند که در برخی کتاب‌ها موجود است.

وی با اشاره به برخی آیات قرآن در ذم شعر گفت: چون شعر اصالت ندارد و شعرا غالبا دنبال دریافت هدیه هستند و همچنین به آنچه می‌گویند عمل نمی‌کنند مورد ذم قرآن قرار گرفته‌اند اما شاعرانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می‌دهند مورد تایید قرآن هستند.

آیت‌الله سبحانی تاکید کرد: قرآن مخالف و ضد ادبیات و شعر نیست و اشعاری که متکی بر حقایق باشد ممدوح است مثل قصیده فرزدق در وصف کمالات امام سجاد‌(ع).

وی یادآور شد: کسانی که اهل ادب، شعر و ذوق هستند نباید با قرآن قهر کنند چون قرآن هر شعری را مذمت نمی‌کند بلکه اشعار بی‌هدف را مذمت می‌کند.

وی به برخی اشعار فاخر در اسلام اشاره کرد و گفت: حمیری، قصیده‌ای با محتوای عالی سرود و امام صادق‌(ع) فرمودند پرده‌ای بکشید تا زن‌ها هم این شعر را بشنوند.

این استاد خارج فقه حوزه علمیه قم افزود: اگر شعر هدفمند باشد و شاعر به شعر خود عمل کند ارزشمند است و قیمت دارد و ائمه‌(ع) هم به چنین شعرایی صله می‌دادند.

آیت‌الله سبحانی با اشاره به زیبایی آیات قرآن خاطرنشان کرد: شنیدن آیات قرآن از زبان پیامبر‌(ص) بالاترین لذت و جاذبه برای مشرکان بود لذا شب‌ها به صورت مخفیانه به نماز شب و مناجات پیامبر‌(ص) گوش می‌دادند.

این مرجع تقلید افزود: گاهی پیامبر(ص) با خواندن چند آیه، رییس یک قبیله را مسلمان می‌کرد الان هم اگر کسی با زبان عرب آشنا باشد همان جاذبه را احساس خواهد کرد.

وی در پایان گفت: مشرکان، تهمت می‌زدند که قرآن شعر است و علت جاذبه آن به خاطر شعر بودن است که خداوند در سوره یاسین پاسخ داده است « وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا یَنبَغِی لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِینٌ »

واژه «اربعين» در فرهنگ اسلام   

بسم الله الرّحمن الرّحيم

واژه و مفهوم «اربعين» در جميع هويّات متفاوته و مصاديق خارجي آن از ديرباز در بين اقوام و ملل مختلف و اديان عالم محطّ بحث و نظر و توجّه بوده است؛ و هر قوم و ملّتي در فرهنگ خود كم و بيش با اين كلمه انس و الفت داشته است. و به عبارت ديگر: اين واژه با ادبيّات هر مكتب و مرامي رفيق گرمابه و گلستان مي‌باشد، و به قول خواجه شيراز:

سحرگه رهروي در سرزميني

 

 

 

مي گفت اين معمّا با قريني

كه اي صوفي شراب آنگه شود صاف

 

 

 

 

كه در شيشه بر آرد اربعيني[1]

اين اصطلاح را در كيش و مذهب اهل باده و ساده گرفته، تا عاليترين و دقيقترين لطائفِ اشارات و ظرائف عبارات اهل كشف و معني و عرفاي عاليمقام مي‌توان يافت.در فرهنگ اسلام نوعي رابطه تكويني و تشريعي نسبت به لفظ «اربعين» وجود دارد

در فرهنگ اسلام نوعي رابطه تكويني و تشريعي نسبت به لفظ «اربعين» وجود دارد


ادامه نوشته

 بایسته‌ها و بایدهای طلبگی  


  بایسته‌ها و بایدهای طلبگی در گفت‌وگو با استاد و نویسنده حوزوی بررسی شد

  بایسته‌ها و بایدهای طلبگی  


  اشاره: آن‌گاه که جان اهل خرد از شمیم شکوفه‌های اندیشه و دانش مشحون می‌شود، عالم معلّم می‌گردد و تدریس، تصنیف را زکات‌گونه بر خویش واجب می‌شمرد. 

 

استاد و نویسنده گران‌ارج، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی حسینی از افاضلی است که با ارائه ده‌ها اثر علمی–آموزشی به حوزه‌های علمیه و تدریس علوم الهی در طول سال‌های متمادی، تجاربی بهاور را حائزند.

خبرنگار سرویس علمی– فرهنگی خبرگزاری حوزه، در نشستی صمیمی با این فرهیخته حوزوی، به زوایای زیبای زندگی این فاضل فرزانه پرداخته است.

*با سلام و ادب به محضر حضرت‌عالی و تشکر از وقتی‌که در اختیار خبرگزاری حوزه قرار دادید؛ در ابتدا لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید؟

 با تشکر از زحمات شما، این‌جانب سیدعلی حسینی، در سال 1336 هجری شمسی در یکی از روستاهای اطراف رشت به دنیا آمدم، دوران ابتدایی و دبیرستان را در مدارس گذراندم؛ پس از اتمام دروس دبیرستان در دانشگاه الهیات مشغول به تحصیل شدم، اما؛ چون به دروس حوزوی علاقه داشتم، تصمیم گرفتم که وارد حوزه علمیه شده و در سلک و صنف روحانیت درآیم.

*چه‌طور شد که به علوم حوزوی علاقه‌مند شدید؟

ب

ادامه نوشته

قرائتی : اثبات شیعه بودن در یک دقیقه

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، حجت الاسلام محسن قرائتی روز یکشنبه(دیروز) در ششمین گردهمایی دانشجویان فعال خارج از کشور در مشهد در خصوص زیارت امام رضا(ع) به سخنرانی پرداخت که مشروح این سخنرانی در زیر آمده است:

 

ثواب زیارت امام رضا(ع) از امام حسین(ع) بیشتر است. امام رضا(ع) را شیعیان دوازده امامی زیارت می‌کنند، امام حسین(ع) را چهار امامی‌ها زیارت می‌کنند؛ هر چه به آخر می‌روید، مشتریان امامان کمتر می‌شود.

 

مسئله‌ای را در مورد وهابی‌ها بگوییم. آنها گنبد و بارگاه را شرک می‌دانند. جوابی که می‌توان داد این است که از آنها بپرسید آیا زیارت قبور را قبول دارند. اگر قبول دارند، اشکالی دارد انسان هنگام زیارت قبور یک سقف و یک فرش با خودش داشته باشد.

خداوند در قرآن می‌گوید: «تعاونوا علی البر» یعنی در کار خوب کمک و همکاری کنید. آیا این کار خوب نیست.

حضرت موسی(ع) هنگامی که فرعون بچه‌های بنی‌اسرائیل را می‌کشت، در یک صندوق گذاشته شد و به کاخ فرعون رسید.

این صندوق برای یهودی‌ها مهم است. بعد از دوران حضرت موسی(ع) مدتی این صندوق گم شده بود و یهودی‌ها از این مسئله ناراحت بودند تا اینکه پیامبری آمد و وعده پیدا شدن آن را داد.

خداوند در قرآن می‌گوید: «فیه سکینه من ربکم و بقیه من آل هارون و موسی»، «سکینه» یعنی آرامش، و منظور از «بقیه» یادگاری‌های آل موسی و آل هارون است. باید به وهابی‌ها گفت که قرآن در اینجا می‌گوید صندوقی که متعلق به آل هارون و موسی است، آرامش بخش است.

وقتی صندوق متعلق به موسی آرامش بخش باشد، بارگاه متعلق به آل محمد(ص) آرامش بخش نیست

حال اگر امروز یک صندوق یا یک بقعه و یا یک بارگاه متعلق به آل محمد(ص) باشد، آرامش بخش نیست.

یکبار که در کنگره‌ای در پاکستان حضور داشتم، امامت و شیعه را در یک دقیقه اثبات کردم. در این کنگره به من گفتند همه حاضرین دانشگاهی هستند، گفتم من هم امام جماعت دانشگاه تهران هستم.

گفتند: سنی هستند و من گفتم در تلویزیون میلیون‌ها مخاطب دارم. گفتند: وهابی هستند با وهابی نمی‌شود سر و کار داشت، برای همین یک بحث غیرشیعی و سنی کردم.

همه می خندیدند به طوری که در انتهای مراسم یکی از اساتید نتوانست خودش را نگه دارد و بلند شد و گفت: احسنت، اما حیف که شیعه هستی.

گفتم: قرار نبود بحث شیعه و سنی بکنیم. برای همین در یک دقیقه دلیل شیعه بودن خود را می‌گویم و گفتم: تا پیامبر (ص) بود شیعه و سنی نبود و رهبر جامعه خودشان بودند. بعد از رحلت ایشان عده‌ای دینشان را از اهل بیت(ع) گرفتند و عده‌ای دیگر از چهار امام، مثل حنبلی و شافعی؛ تفاوت این دو، اینگونه است.

در قرآن سه آیه در مورد اهل بیت(ع) داریم از جمله آیه تطهیر، اما این چهار امام جزو اینها نیستند، اهل بیت(ع) قرن اول هجری بودند و امامان سنی بعد از آنها آمدند.

یعنی شیعه یک قرن جلوتر است و قرآن هم می‌گوید «والسابقون و السابقون، اولئک هم المقربون». اهل بیت(ع) شهید شدند اما علمای سنی نه.

خداوند می‌گوید: شهدا از کسانی که نشسته‌اند، برترند. به حاضرین سنی گفتم من به این سه دلیل شیعه‌ام، شما به چه دلیل سنی هستید؟ اگر دلیل آوردید، من در تلویزیون پاکستان می‌گوییم که سنی شده‌ام. مهمترین سخنرانی من در عمر هفتاد ساله‌ام همین سخنرانی است.

دانشگاه یک ارزش است، اما اینطور نیست که همه سعادت‌ها در آن باشد، قرآن بارها گفته است کسانی که علم داشتند هم منحرف شده‌اند. برای همین «یعلم و یزکیه» کنار هم آورده است.

این یک سرطان اخلاقی است که دانشجو از کنار استاد رد می‌شود و سلام نمی‌کند. می‌گوید: این ترم با این استاد کلاس ندارم، پس سلام نمی‌کنم.

برای استاد هم همین است. وقتی برای دستشویی هم، اساتید را از دانشجویان جدا می‌کنند، اینگونه می‌شود.

مدرک آغاز کار است. در قرآن و در اسلام فارغ التحصیلی و بازنشستگی نداریم بلکه تنها از کارافتادگی است.

بهتر است شما دانشجویان شماره تماس یک اسلام‌شناس را داشته باشی،د چرا که در سی‌ثانیه می‌توانند شما را کافر کنند، شبهه وارد کنند و در اعتقاداتان متزلزل شوید.

در این موارد تماس بگیرید و سئوال خود را بپرسید، گاهی جواب برخی شبهه‌ها بسیار کوتاه است. شما نمی‌توانید همه احکام دینی را یاد بگیرید.

گاهی در داخل و یا خارج از کشور اشکالاتی به نظام وارد می‌کنند. جواب این اشکالات و مسئله را هم باید بگویند. در این مواقع این سه کار را باید کرد، توجیه نکنیم، توجیه حماقت است.

خیلی از اشکالات عیب نیستند، دروغ‌اند

عیب‌ها را باید دید و آنها را آنقدر تکرار کرد تا برطرف شود. خیلی از اشکالات و عیب‌ها هم اصلاً عیب نیستند بلکه دروغ‌اند.

اینقدر دروغ در مملکت داریم. می‌گویند: یک دنده زن کم است، می‌گویند: وقتی عطسه کردید صبر کنید، اینها دروغ است.

زنی در خیابان خلاف رانندگی کرده بود، وقتی گرفته بودندش می‌گوید من زن قرائتی‌ام، با من کاری نداشته باشید. این دروغ‌ها را برای من هم می‌گویند.

یکی می‌گفت: فرق شاه و امام چیست، که ما به هردویشان بله قربان می‌گوییم.

فرق بین شاه و امام، فرق بین چاقوکش و جراح است، فقیه عادل، نظر اسلام را برای رضای خدا می‌‌گوید، اما شاه نظر خودش را برای رضای آمریکا می‌گوید.

چرا شما رنگ این افراد شوید؟ اینکه ضرب المثلی می‌گوید «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو»، مسخره و مُزخرف است.

دانشجویان باید جاذبه داشته باشند، راهش محبت است و در کارهایتان باید انصاف داشته باشید.