منظور از لیلهّ القدر ,حضرت فاطمه(س)
نکات اخلاقی از آیت الله بهجت ره
آیت الله بهجت:
اگر بی تفاوت باشیم و برای رفع گرفتاری ها و بلاهایی که اهل ایمان بدان مبتلا هستند دعا نکنیم، آن بلاها به ما هم نزدیک خواهد شد.
آیت الله بهجت:
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، موثر است، اما نه اینکه فقط لقلقه زبان باشد!
انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!
آیت الله بهجت:
لیونی از ارتباط جنسی با دو مقام تشکیلات خودگردان پرده برداشت
زیپی لیونی که پیشتر از برقراری روابط جنسی با تعدادی از سران عرب برای جاسوسی از آنها خبر داده بود، نام دو تن از شرکای جنسی خود را فاش کرد.

به گزارش فارس به نقل از پانوراما الشرق الاوسط، زیپی لیونی که با اعتراف خود در مورد داشتن رابطه جنسی با بسیاری از سران عرب برای جاسوسی از آنها جنجالی را در فضای سیاسی منطقه به راه انداخته بود، این بار نام دو تن از شرکای جنسی خود را فاش کرد.
این دو نفر صائب عریقات مذاکره کننده ارشد فلسطینی و یاسر عبد ربه دبیر کمیته اجرایی جنبش آزادیبخش را فاش کرده و گفت که با آنها رابطه جنسی داشته است.
لیونی گفت که اتاقی که وی با این دو در آن رابطه جنسی برقرار کرده، مجهز به دوربین مدار بسته بوده و جزئیات تصاویر ضبط شده است. لیونی تعدادی از مقامات عرب را تهدید کرده است که در صورت سرپیچی از اوامر اسرائیل این تصاویر را در یوتیوب منتشر خواهد کرد.
لیونی در توجیه اقدامات شنیع جنسی خود مدعی شده که از خاخامهای صهیونیست برای برقراری رابطه جنسی در صورت خدمت به اسرائیل و گرفتن اطلاعات مهم از دشمن اجازه گرفته است.
تصاویر / تهیه خشکبار

13 واقعیت عجیب درباره بدن انسان
به گزارش ایسنا،برای مثال کارشناسان در پاسخ به این پرسش که آیا با بالا رفتن سن پاها بزرگتر میشوند، بیان میکنند: این امکان وجود دارد چرا که پس از سالها فرسودگی و استهلاک، تاندونها و رباطهای پا ضعیف میشوند. این پدیده موجب میشود که قوس پا صاف شود و این تغییر وضعیت به این مفهوم است که پا، پهنتر و درازتر شده است. این شرایط برای همه افراد اتفاق نمیافتد اما افراد مبتلا به اضافه وزن و دیابت بیشتر مستعد هستند که در سن 70 یا 80 سالگی متوسط سایز کفششان یک سایز بزرگتر میشود.
و اما برخی دیگر از این پرسش و پاسخهای عجیب که دانستنشان خالی از لطف نیست به شرح زیر هستند:
در زمان سوار شدن ترن هوایی چه اتفاقی میافتد که احساس میکنیم معدهمان آشوب شده است؟
وقتی سوار ترن هوایی میشویم در حقیقت وضعیت داخلی بدن در حال تغییر است. زمانی که ترن هوایی در مسیر حرکت به نقطه اوج میرسد، مدت چند ثانیه و برای هیجان بیشتر، کند میشود و سپس به سمت پایین سرازیر میشود. در چنین شرایطی کمربند ایمنی، کمر شما را به پشت صندلی میچسباند اما برخی از اعضای داخلی بدن همچون معده و روده احساس بیوزنی میکنند و ما در آن لحظه احساس میکنیم که معدهمان در حلقمان است.
آیا پدیده بوی سالمندان واقعی است؟
پاسخ این سوال مثبت است اما تفاوتی بین بوی افراد سالمند و افراد جوان وجود دارد. نتایج بررسیها حاکی از آن است که بوی بدن افراد مسن نسبت به افراد جوان از شدت کمتری برخوردار است.
چرا در نیمههای شب برای دستشویی رفتن از خواب برمیخیزید؟
انقباضات روده بزرگ که به دلیل وجود اعصاب پیچیده در روده کنترل میشوند و مواد زائد را در رودهها پیش میبرند در عین حال تحت تاثیر ساعت درونی بدن هستند و بر اساس این ساعت حرکت رودهها کندتر شده و نیاز برای تخلیه مواد زائد بدن در شب کاهش مییابد. بنابراین بیشتر مردم ضرورتی برای تخلیه رودهشان در نیمه شب پیدا نمیکنند. از سوی دیگر مثانه نیز توانایی آن را دارد که تا حجم مشخصی، پیش از زمان نیاز به رفتن به دستشویی منبسط شود. به طور معمول، فرد میتواند شش تا هشت ساعت بدون نیاز به رفتن به دستشویی در خواب باشد اما گاهی شرایط خاص درمانی یا مصرف زیاد مایعات پیش از خوابیدن از عوامل به هم زدن این نظم و در نتیجه نیاز به رفتن به دستشویی در نیمه شب هستند.
چرا اثر انگشت داریم؟
برخی کارشناسان معتقدند اثر انگشت به فرد کمک میکند تا راحتتر اشیاء را با انگشتانش نگه دارد اما برخی دیگر از آنان اظهار میکنند که شیارهای اثر انگشت نگه داشتن سطوح صاف و نرم را سختتر میسازد زیرا سطح تماس پوست را کاهش میدهند. درعوض، این کارشناسان تصور میکنند که اثر انگشت به پوست اجازه میدهد تا راحتتر کشیده شود و در برابر آسیبدیدگی مقاومت کند. برخی دیگر از محققان بیان میکنند که اثر انگشت حس لامسه را تقویت میکنند. آنچه به طور مشخص وجود دارد این است که اثر انگشت هیچ دو نفری مشابه هم نیست.
آیا مفاصل دردناک واقعا میتوانند وضعیت هوا را پیشبینی کنند؟
تغییر در خوانشهای بارومتری بخشی از این دلیل است. فشارجوی اغلب پیش از آغاز وضعیت جوی بد افت میکند و این تغییر میتواند موجب شود تا بافت بدن گستردهتر شود و درد و آماس را به دنبال دارد. هرچند تاثیر آن ناچیز است اما در افراد مبتلا به مفاصل ملتهب، به شکل متمایز این ورم و درد دیده میشود. محققان دانشگاه «تافتز» در آمریکا در سال 2007 میلادی اظهار داشتند که افت 10 درجهای دما با افزایش ناچیز درد زانو ارتباط دارد.
چرا نگه داشتن نفس، سکسکه را متوقف میکند؟
این طور تصور میشود که اگر دیاکسید کربن را وارد بدن کنید از انقباض عضلانی در دیافراگم که موجب سکسکه میشود، جلوگیری میکند.
چرا حتی اگر در نوجوانی ارتودنسی کرده باشیم بازهم شکل دندانها تغییر میکند؟
هر لبخندی متفاوت است اما در بیشتر موارد به دلیل از بین رفتن استخوانهای پشت لثه شکل ترتیب دندانها تغییر میکند که کهولت سن یکی از دلایل آن است. اگر از میزان تراکم استخوانها که ناشی از سیگار کشیدن یا بیماریهای لثه است، کاسته شود در نتییجه ترتیب دندانها دچار تغییر میشود.
چرا معده سروصدا میکند؟
این صداها اغلب صدای اسید معده یا انقباض ماهیچههای شکمی در زمان آماده شدن برای هضم مواد خوراکی است. برای جلوگیری از بوجود آمدن این وضعیت در هر وعده غذایی حجم مواد خوراکی را کاهش دهید.
چرا بوی عرق زیر بغل از عرق سایر نقاط بدن بدتر است؟
بدن دو نوع غده تعریق دارد. بیشتر این غدهها در ناحیه دستها و پاها قرار دارند که ترکیبی از آب و نمک را ترشح میکنند. اما غدههای تعریقی موجود در زیر بغل مادهای روغنی تولید میکند که مورد علاقه باکتریهاست و از آن تغذیه میکنند. وجود این باکتریها سبب تندتر شدن بوی عرق زیر بغل میشود.
خاطره تصویری/ جنجال نابغه در فینال
در 9 جولای 2006 بازی فینال بین فرانسه و ایتالیا برگزار شد و زیدان نیز به عنوان کاپیتان فرانسه به میدان آمد. این آخرین بازی تاریخ زندگی ورزشی او بود. او در دقیقهٔ 7 از روی نقطهٔ پنالتی برای فرانسه گل زد تا به همراه پله، واوا و پل بریتنر یکی از چهار بازیکنی باشد که تا کنون در دو فینال جام جهانی گل زدهاند. بازی در وقت معمولی با گلهای زیدان و ماتراتزی 1-1 مساوی شد و کار به وقت اضافه کشید. نزدیک بود زیدان در وقت اضافهٔ اول با ضربهٔ سر دروازه را باز کند اما بوفون ضربهٔ او را مهار کرد.
دقیقهٔ 110 این بازی، که میرفت آخرین بازی زیدان باشد، به یکی از جنجالیترین صحنههای تاریخ فوتبال در جهان بدل شد. زیدان در صحنهای بدون توپ با سر به شکم مارکو ماتراتزی ضربه زد. داور بازی، هوراشیو الیزوندو، این صحنه را ندیده بود اما لوئیس مدینا کانتالخو، داور چهارم، صحنه را گزارش کرد تا زیدان با دریافت کارت قرمز از بازی اخراج شد و در نتیجه در ضربات پنالتی شرکت نداشت و فرانسه در غیاب او و پاتریک ویرا (که مصدوم و تعویض شده بود) با نتیجهٔ 5-3 مغلوب شد.
با وجود حرکت جنجالی و اخراج زیدان در فینال، او عنوان بهترین بازیکن جام جهانی 2006 را از خود کرد تا کلکسیون افتخارات بینظیرش کامل شده باشد.
از زمان برگزاری فینال جام جهانی 2006 آلمان تا سالها رسانه های جهان هر یک از نگاه خود به گمانه زنی درباره ضربه سر زین الدین زیدان به سینه مدافع ایتالیا، پرداخته بودند. ازجمله اینکه ماتراتزی، زیدان را به دلیل مسلمان بودن تروریست خطاب کرده بود.
اما ورونیک فرناندز همسر زیدان بر خلاف این گمانه زنی ها، عکس العمل خشن همسرش در آن روز را به اختلاف ونزاع وی با زیدان در شب قبل از مسابقه نسبت داده است.
همسر ستاره سابق تیم ملی فرانسه در چاپ دوم کتاب خود به عنوان "زیدان زندگی اسرار آمیز” آورده است: «اختلاف میان من و زیدان در شب قبل از بازی نهایی جام جهانی 2006، باعث شد تا زیدان با روحیه ای خراب پا به میدان این مسابقه گذاشته و آن حرکت خشن را نشان دهد.»
ورونیک که برای شش سال این راز را پنهان کرده بود در این کتاب گفته است: «زیدان در زمین بازی به ویژه پس از اینکه یک فرصت گل را از دست داد، بسیار عصبی و متشنج به نظر می رسید.»
همسر زیدان همچنین فاش کرد که «زیدان در این بازی، زیر پیراهنی پوشیده بود که بر روی آن از تیم یونتوس باشگاه سابق خود و رئال مادرید و نیز همه کسانی که در دوران بازی اش از او حمایت کرده بودند، تشکر کرده بود تا پس از پایان بازی از آنها قدردانی کند اما اخراج وی از زمین همه چیز را خراب کرد.»
ممنوع المنبر نشدم/ ماجراي زنده باد خروس و قاسم جگركي
عقيق: اواخر دهه هفتاد بود که نوارهای کاستی بین خانوادههای مذهبی دست به دست میشد که رویشان مهر خورده بود: «وقف در گردش». یعنی وقف شده بود تا هر خانواده برای مدتی نوار را در اختیار داشته باشد و بعد به یکی دیگر از دوستان و آشنایان بدهد تا معارف الهی همینطور دست به دست ترویج شوند. نوارها مربوط به سخنرانی یک روحانی جوان به نام شیخ مهدی دانشمند بود که روش جدیدی را برای منبر رفتن و وعظ کردن برگزیده بود. او توجه ویژهای به نشاط منبرش داشت و آنقدر نکتههای طنز را قاطی آن میکرد که خیلیها از خنده رودهبر میشدند. مدتی بعد که بازار اینترنت، موبایل و بولوتوث داغ شد، چندین فایل تصویری او پرطرفدار شد. همین حالا با یک جستوجوی ساده در اینترنت کلی فیلم متفاوت از شیخ مهدی دانشمند پیدا میکنید که شاید مشهورترینش «زندهباد خروس» باشد که نقد طنازانهای بود بر رفتارهای اجتماعی برخی از جوانان امروزی. بدون تعارف خیلی از ما پای سخنان شیخ مهدی دانشمند میخکوب شدهایم و خیلی اوقات خندیدهایم اما نظر او در رابطه با این موضوع چیست؟ پاسخش را احتمالا در این مصاحبه پیدا کنید. شیخ مهدی دانشمند سالهاست که گفتوگوی مطبوعاتی نداشته. او کسالتی دارد و نمیتواند مثل همیشه به سفرهای تبلیغی برود. خودش میگوید خیلی از حرفها که راجع به من میزنند شایعه است؛ از بازیگر شدنش بگیرید تا محرومیتش از سخنرانی.
*اجازه دهید گفتوگو را با روش منحصر بهفرد شما در منبر رفتن آغاز کنیم. خیلیها امروز توقع دارند پای منبر شما بخندند. قبول دارید؟
اگر منظورتان شوخیهایی است که در سخنرانیهایم اتفاق میافتد، باید بگویم که من خیلی جدی صحبت میکنم. اما هر کسی برای انتقال مطلب روش خودش را دارد. عدهای میگویند من قصد دارم روی خوش دین را به مردم نشان دهم در صورتی که اسلام روی خوش و ناخوش ندارد. برای پی بردن به این جمله، باید اول حساب اسلام را از مسلمین جدا کرد؛ همانگونه که باید مسیحیان را از مسیح جدا ساخت. حساب هیچ صهیونیستی را نباید پای حضرت موسی(ع) گذاشت. قرآن همین را از ما خواسته و این مطلب را خودش به ما آموخته. اسلام برنامه زندگی است اما کسانی که به این برنامه عمل میکنند خیلی کمند. توجه کنید که چند درصد مسلمانان با توصیفی که دین از روابط بین انسانها دارد رفتار میکنند؟
*ولی من هنوز پاسخم را نگرفتم. یعنی شما معتقدید که منبرهایتان زیاد متکی به طنز و مزاح نیستند؟
متکی به شوخی نیستند اما چاشنی طنز دارند تا مخاطب مباحث را با نشاط دنبال کند. مخاطب جوان را نمیشود یکساعت همینطور پای منبر نشاند. باید طوری رفتار کرد که هم شأن منبر حفظ شده و هم لحظات مفرحی برای مستمع ایجاد شود.
*شیخ مهدی دانشمند از کجا به این سبک رسیده؟ چه میشود که او بعضا از مطالب کاملا عادی حرف میزند ولی پامنبریهایش لبخند به لبانشان مینشیند؟
در سخنرانیهایم معمولا سعی میکنم لبخند روی صورتم باشد؛ مخاطب را هم با نگاه کنترل میکنم. اگر دقت کنید همیشه با دقت به مخاطب نگاه میکنم. آنها هم معمولا مجبور میشوند که با دقت به حرفهایم گوش کنند. حالا خودم هم که لبخند میزنم، شما باشید نمیخندید؟! کسی که به من نگاه میکند مجبور میشود لبخند بزند. دوست دارم منبرهایم شاد باشند. تعریف سخنرانی درست و تاثیرگذار از نظر روانشناسی همین است. باید تمام حسهای آدم درگیر شود. در ضمن بیشتر کسانی که در سخنرانیهای من شرکت میکنند جوانانند. جوان منبر اکتیو دوست دارد. منبر باید مطالب علمی داشته و با نشاط باشد.
*با این نگاه، هنگام روضهخوانی دچار مشکل نمیشوید؟ فکر نمیکنید حال و هوای مجلس ممکن است دیگر پذیرای روضه نباشد؟
زمانبندی در منبر بسیار اهمیت دارد. وقتی به اواخر منبر نزدیک میشوم، دیگر شوخیها را کم میکنم تا مجلس آمادگی پذیرایی روضه را داشته باشد. آنهایی که در مجالس من شرکت کردهاند میدانند مخاطبانی که خوب میخندند، اتفاقا بهتر اشک میریزند.
*برخی از منتقدین شما میگویند گاهی اوقات انگار همین شوخیها خوراک اصلی منبر شماست و انگار حاشیهای هستند که متن را تحت تاثیر قرار میدهند. ظاهرا برخی از فیلمهای شما در اینترنت اصلا به همین دلیل پخش شدهاند.
اولا هر اتفاقی که میافتد خواست خداست؛ هرچند که علیرغم میل ما باشد. بلوتوثهایی که در بین مردم و بیشتر در میان جوانان پخش شد در ظاهر مشکلی نداشتند اما دلم میخواست که مردم از «ب» بسم الله تا آخر این سخنرانیها را بشنوند. متاسفانه بخشی از منبر من انتخاب شد که ممکن بود دیدن آن برای مخاطب همین اشکالی را که شما گفتید ایجاد کند. البته تمام این ماجراها دسیسه و برنامههای وهابیون و دشمنان بود.
*یعنی در همان فیلمی که به «زندهباد خروس» معروف شد مطلبی هست که نادیده گرفته شده؟
«زندهباد خروس» روایاتی از پیامبر اکرم(ص) است که من آن را بهروز کردهام. کلیپهایی که درآمد، کل منبر من نیستند و فقط چند دقیقه آنهاست. آن منبر یک سیر کلی داشت که اگر کامل دیده میشد، این اشکال پیش نمیآمد. هیچکس ندانست که آن حرفها در زندان و برای زندانیان گفته شده. البته باید همین موضوع را سرایت بدهید به باقی کلیپها.
*این سخنرانی در کدام زندان بوده است؟
در یکی از شهرستانهای استان خراسان. اگر شما اصل سخنرانی را گوش کنید، بهقول چند نفر از جامعهشناسان و روانشناسان بسیار دقیق است ولی تعمدا یا از روی بیسلیقگی آمدهاند روایت را قیچی کردهاند و فقط جمله «زندهباد خروس» را باقی گذاشتهاند!
*بهنظر میرسد که در چند سال اخیر کمی از بار طنز منبرهایتان کم شده است.
میخواستم همان سبک و سیاق را ادامه بدهم ولی متاسفانه خیلیها دوگانه برخورد کردند. مینشینند پای منبر میخندند، بعد میروند فحش میدهند. لذا سالهاست که طنز را در صحبتهایم کمتر کردهام چراکه متاسفانه دیدهام برخی از مخاطبان جنبه لازم را ندارند. البته وقتی خارج کشور میروم چون فضای آنجا جور دیگری است راحتتر صحبت میکنم. در آنجا به کسی که بتواند بهخوبی مطلب را برساند به چشم یک هنرمند نگاه میکنند اما اینجا متاسفانه اگر مردم را گریه بیندازیم آدم را عارف، مومن و زاهد میدانند ولی اگر خنده بر لبهایشان بیاوریم، با دید دیگری به آدم نگاه میکنند! متاسفانه نتوانستم این سبک تاثیر را به همان قوت گذشته ادامه دهم. خیلی از جوانانی که هیچگاه پایشان به مسجد باز نشده بود، پای این منبرها میآمدند. چه بسیار نوار ترانه که پاک شدند و جایشان این سخنرانیها ضبط شد. خندان مردم سخت است؛ گریاندن آنها که کاری ندارد. اگر مردی مردم را بخندان! البته با رعایت ضوابط. اگر در تمام شوخیهایی که بالای منبر مطرح کردهام بگردید، یک مورد خلاف شرع و ادب در آنها پیدا نمیشود.
*مثل اینکه در این خصوص خیلی گلایهمندید.
بله، امروز تبلیغ شیعه فقط با گریاندن به نتیجه نمیرسد. چون محکوم میشویم به اینکه اسلام دین دلمردگی است. موفقیت آقای قرائتی این بود که ایشان با تخته سیاه و یکسری وسایل ساده کارهای مردم را یادشان میآوردند تا خندهشان بگیرد. مردم به آقای قرائتی نمیخندند بلکه به عادتهایی که خودشان به آن مبتلا هستند میخندند. در دین اسلام حب و بغض در کنار هم است. بنابر روایات شیعه کسی است که «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا». اما برخی قسمت اول این حدیث را فراموش کردهاند. هر شوخیای را روی منبر نمیشود مطرح کرد. باید اتوکشیده حرف زد. نگران بودم نتوانم مردمی را که به جوکهای آنچنانی عادت کردهاند جذب کنم. پیدا کردن لطیفههایی که بشود روی منبر گفت خیلی سخت است. گاهی ساعتها باید در کتابها بگردم تا بتوانم یک حکایت شیرین و جوانپسند پیدا کنم تا بتوانم آن را تقدیم جوانان کنم. البته سالهاست که روی منبر آنچنان خندهدار حرف نمیزنم ولی مردم هنوز پای منبرهایم میآیند چراکه گویش جوانپسندانه را حفظ کردهام. از این ناراحتم که نتوانستم این کار را تا انتها طی کنم.
*با این حساب حتما از پخشکننده این فیلمها گلایه دارید. درست است؟
من از دشمنان گلایه ندارم. آنها دارند کار خودشان را انجام میدهند. دشمن باید دشمنی کند اما از شیعیان خودمان گلایه دارم که چرا برخی از آنها در زمین دشمن بازی کردند و به این قضیه دامن زدند. چرا سخنرانیها را تمام و کمال گوش نکردند؟ دشمنان با این کار میخواستند سطح علمی مهدی دانشمند را زیر سوال ببرند تا جوان دانشجو به بهانه اینکه مهدی دانشمند مطلب علمی برای گفتن ندارد، پای منبر من نیاید. در هر صورت من که نمیتوانستم برای زندانیان احادیث عروه را شرح دهم! باید نسبت به شرایط مکانی و زمانی سخن گفت.
*مدتی قبل شایعه شد که شما قصد دارید فیلم بسازید و بازیگر شوید. این حرفها چقدر درست است؟
شایعه که زیاد است. بنده مشاور فیلم سینمایی «قاسم جگرکی» هستم و از طرفی بیشتر انرژیام را روی این پروژه گذاشتهام. بازیگر بودنم در این فیلم شایعه است. اگرچه خودم از این کار بدم نمیآید و اگر بدانم با بازی در یک فیلم خدمتی به اسلام کردهام، شک نکنید کهآن کار را انجام میدهم. این پروژه از طرفی و کسالت شدیدی که دارم از طرف دیگر موجب شده تا سفرهای تبلیغیام را کم کنم.
*چند سال قبل فیلمی از شما پخش شد که بهنظر میرسید به اهل سنت توهین کردهاید. بعد هم شایعه شد که ممنوعالمنبر شدهاید. لطفا در این خصوص توضیح دهید.
این هم یکی دیگر از شایعات بیاساسی بود که درباره من درست کردهاند. درباره آن فیلم که گفتید من به هیچوجه به اهل سنت توهین نکردم و روی صحبتم با وهابیونی بود که شیعهکشی را باب کردند. البته آن سخنان را ۲۰ سال قبل گفته بودم اما دشمنان آن را در این زمان منتشر کردند تا بهوسیله آن روحانیت را تخریب کنند. البته ممکن است روش و گفتار امروز من با زمانهای قدیم فرق کرده باشد و امروز دیگر مثل آن دوره سخن نگویم اما طرز فکرم عوض نشده و میگویم باید با وهابیت مبارزه کرد و خودم هم در خط مقدم این جبهه ایستادهام. تاکنون به هیچوجه ممنوعالمنبر نبودهام. همه این حرفها شایعه است.
*اگر اجازه دهید از حاشیهها فاصله بگیریم و کمی هم درباره سبک زندگی دینی صحبت کنیم. موافقید؟
بله، اصلا قرارمان همین بود. اسلام برای هر بعد از زندگی انسان برنامه ویژهای دارد. انسان دارای چهار ارتباط کلی است: 1. ارتباط با خود. 2. ارتباط با خالق.3. ارتباط با همنوع.4. ارتباط با طبیعت. تنها دینی که توانسته برای این چهار نوع ارتباط، کاملترین و جامعترین و از همه مهمتر شدنیترین برنامه را ارائه کند اسلام است. اگر کسی ادعایی دارد باید بدون هیچ تعصبی برنامهاش را بیاورد و در کنار برنامه اسلام قرار دهد. آزادی اندیشه یعنی همین. قدم دوم جدا کردن اسلام و مسلمین است. یعنی برگرفتن تمام آموزهها از خود دین، نه از نوع زندگی مسلمانان و افراد. هماکنون مسیحیان برای پیامبر گرامی اسلام(ص) کاریکاتور میکشند و به قرآن توهین میکنند ولی ما این حرکت را به پای عیسی بن مریم(ع) نمینویسیم. جالبتر آنکه این تفکر لطیف را اسلام به ما یاد داده. یعنی نگاه ما به مراد و مرید نگاه تفکیکی است. از سوی دیگر خدا در قرآن میفرماید فتنه یک تفکر انحرافی است و باید با آن مقابله کرد. مقابله همیشه با شمشیر و اسلحه نیست. برخی اوقات جهاد با سخنرانی است، بعضی وقتها با نوشتن. مثل همین کاری که شما میکنید. خود این کار جهاد است. اسلام با برنامهای که ارائه میدهد آرامش را به زندگی انسان میآورد. اسلام منادی آسایش و آرامش است.
امام صادق(ع) میفرمایند: «در مسائل مادی و دنیوی به پایین پای خود نگاه کنید و در مسائل معنوی و معرفتی به بالای سرتان». وقتی از زندگی و سبک زندگی حرف میزنیم، باید بدانیم که از موضوع بسیار گستردهای حرف میزنیم.
*وقتی میگویید که در مسائل مادی به پایین پای خود نگاه کنید، فکر نمیکنید که باعث شود مومنان از لحاظ مادی پسرفت کنند؟
امام صادق(ع) برای همین مسئله هم حدیثی عنوان کردهاند. ایشان میفرمایند: «ما سه نوع رزق داریم. اولی رزق مقسوم است. دومی رزق مطلوب و سومی رزق مسروق. رزق مقسوم همان است که میگویند هر آن کس که دندان دهد نان دهد! رزق مطلوب هم آن است که انسان از خواب خودش کم کند، سعی بیشتری از خودش نشان دهد، مشاوره بیشتری بگیرد، بیشتر فکر کند و سرانجام درآمد حلال خود را بیشتر کند. این نوع کار از نظر دین اسلام پسندیده است. رزق مسروق هم که مشخص است. همان مال دزدی است که آدم سر همه را کلاه بگذارد تا به نان و نوایی برسد. نگاه دین به مسائل مادی با این حدیث کاملا روشن میشود.
*ارتباط حدیث اولی که از امام صادق(ع) گفتید با دومی چیست؟ فکر نمیکنید با یکدیگر در تعارض باشند؟
انسان اگر به پایین دست خود توجه نکند خودش مرتکب خطا میشود، آشفتگی سراغش میآید و همیشه چشم و همچشمی میکند. میگوید فلانی خانه ۵۰۰ متری دارد و خانه من ۱۰۰ متری است. در این موقع به تهمت زدن پناه میبرد و به دروغگویی رو میآورد. اصلا به هر کاری دست میزند تا خودش را بالا بکشد. دیگر سراغ مال مطلوبی که امام صادق(ع) فرمودهاند نمیرود. حتی اگر توانگر هم باشد، متکبر میشود و فخر میفروشد. در حالی که این مسئله از نظر دین اشتباه است. حد وسطی که دین میگوید مکنت است. مکنت در اسلام هم مادی است و هم معنوی. مکنت به این معنی نیست که سراغ ثروت برویم و هر کاری بکنیم تا به مادیات برسیم. اتفاقا مکنت قبل از اینکه در مورد جسم انسان باشد، به روح او میپردازد. نخست روح انسان است که باید بزرگ شود. خیلیها یکی ریال ندارند ولی روح بزرگی دارند. همینطور برعکس. بهلول از شاگردان امام صادق(ع) یک روز چوبی را در دستش گرفته بود و دو طرف آن را با دقت نگاه میکرد. بعد با سختی بسیار تکهسنگی درست وسط آن گذاشت؛ طوری که وقتی چوب را بلند میکند این تکهسنگ نیفتد. پرسیدند چرا این کار را میکنی؟ بهلول پاسخ داد که امام صادق به من یاد داده طوری زندگی کنم که نه از آخرتم بمانم و نه از دنیایم. حالا این طرف چوب، دنیاست و آن طرف هم آخرت. تکهسنگ هم نوعی معیار است. اگر بیشتر به دنیا برسیم، آخرتمان میماند و اگر آخرتمان بالا برود از دنیا جا میمانیم. «خیر الامور اوسطها». پس آدمی باید فعالیت کند ولی بلندپروازی نکند. انسان باید از تمام توانش برای دنیا استفاده کند اما به رضایت خدا هم چشم بدوزد که اگر او نخواهد هیچ کاری نمیتوان کرد. مومن باید بین خوف و رجا باشد. این ترس و امید که فقط برای قبر و قیامت نیست. انسان در مسائل اقتصادی هم باید بین خوف و رجا باشد. نظر حکما بر این است که آدمی باید مالش را سه قسم کند. یکسوم پول، یکسوم جنس و یکسوم هم طلب باشد. این مدیریت امور مالی است. اگر پول رفت، جنس و طلب داری. اگر جنس سوخت، پول و طلب داری. اگر هم طلبت رفت، جنس و پول داری.
*ولی معمولا مردم ما همواره در تنگنا قرار دارند. چه توصیهای میکنید تا مردم حداقل از فشار روانی مسائل اقتصادی بیرون بیایند.
بهنظر من برخی از مردم ما عجولند. باید بدانند که خدا همان خدایی است که حضرت ابراهیم(ع) را از وسط آتش نجات داد. پس ما را هم میتواند مدیریت کند. باید با خدا باشی و پادشاهی کنی! باید خدا بخواهد تا کسی پیشرفت کند. از خدا برکت، از من و شما حرکت. اما این حرکت باید درست باشد. هر چیزی راه و روشی دارد. با همین گوشی اگر یک رقم را اشتباهی بگیرید، دیگر ارتباط برقرار نمیشود. اگر شما همسرتان را اذیت کنید نمرهتان پیش خدا از 20، ۱۵ میشود. درجهتان پایین میآید. زندگیای که تا آن روز بر پایه اعتماد بود دیگر از بین میرود.
*اتفاقا امروز یکی از مشکلات اساسی کشور ما بحران خانواده است. فکر میکنید چرا برخی از خانوادههای ایرانی اینقدر آسان متلاشی میشوند؟
چون از دامن دین و قرآن جدا شدهایم. من از همان اول عروس و دامادی برایتان مثالی میزنم. سفره عقد که بر پا میکنند چه چیزهایی داخل سفره قرار میدهند؟ جلوی عروس و داماد آینه میگذارند! دلیلش چیست؟ قرآن باز میکنند و چرا عروس سوره نور را میخوانند؟! قرآن سر سفره عقد تشریفاتی نیست. سوره نور همینطوری نیست. خداوند جل جلاله همه قواعد اخلاقی و فقهی خانواده را در این سوره جمع کرده. یعنی عروسخانم! اینها را یاد بگیر. آقای داماد! تمام این آیات برای شماست که یاد بگیری و به آن عمل کنی. عروس و داماد در آینه فقط همدیگر را میبینند. یعنی آقای داماد! ببین این دختری که کنارت نشسته خانم توست. دیگر کارهای قبل از عروسی، رفیقبازی و روابط غیرخانوادگی تعطیل. عروسخانم! تنها کسی که برای توست و باید به او تکیه کنی این آقاست که کنارت نشسته. اولاد رفیق نیمهراه است. زندگی دوتایی شروع میشود و بیشتر اوقات دوتایی تمام. چقدر ما آخوندها باید تکرار کنیم که عروسخانم! شوهرت را بهخاطر فرزند کوچک نکن. آقاداماد! همسرت را بهخاطر بچه خوار نکن. اگر زندگیمان را با نگاه به توصیههای دین پیش ببریم، قطعا در سختترین شرایط هم فرو نمیپاشد.
ساخت میکروفن با الهام از گوش مگس
تیمی از محققان با الهام از گوشهای حساس گونهای مگس، میکروفون جدیدی را طراحی کردهاند که عملکرد شنودی بهتری را در مقایسه با سمعکهای موجود دارد.
به گزارش سرویس فناوری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، رونالد مایلز، پروفسور مطرح مهندسی مکانیک در دانشگاه بیرمنگهام، شنوایی نوعی حشره به اندازه مگس خانگی به نام Ormia ochracea را مطالعه کرده است. این مگس بومی جنوب شرق ایالات متحده امریکا و امریکای مرکزی است.
برخلاف دیگر مگسها، Ormia ochracea دارای پرده گوشی است که فشار صوت را درست مانند گوشهای انسان حس میکند و بسیار خوب میشنود.
مگسهای مادهای از این نوع، از شنیداری هدایتی قابل توجهی برای مکانیابی جیرجیرکهای نر آوازخوان استفاده میکنند که میتوانند لاروهایشان را بر روی آنها انباشت کنند.
مایلز و همکارانش پیشتر مکانیسمی را که توسط آن این مگس علیرغم جثه ریزش، به شنوایی هدایتی دست مییابد، توضیح داده بودند و هماکنون میکروفون جدیدی را با الهام از گوشهای این حشره طراحی کردهاند.
میکروفون میکروالکترومکانیکی از دیافراگم یک و سه میلیمتری استفاده میکند که برای چرخش حول محور مرکزی در پاسخ به درجات فشار صوتی، طراحی شده است.
حرکت دیافراگم با استفاده از حسگرهای نوری شناسایی میشود. برای به حداقلرساندن اثرات مختلف رزونانسها بر روی این پاسخ، مایلز و گروهش از یک سیستم بازخورد برای دستیابی به کنترل Q بهره بردند.
کنترل Q در اصل، یک سیستم کنترل بازخورد الکترونیکی برای معرفی نوسانات الکترونیکی است.
زنگزدن زنگولهمانند دیافراگم یک میکروفون امری مطلوب نیست و برای دستیابی به زمینه نویز بسیار پایین، به حداقلرساندن هر نوع نوسان مجهول در این حسگرها حائز اهمیت است. با انجام این عمل، دیافراگم در فرکانس طبیعی طنین میاندازد.
مایلز و تیمش اولین گروه علمی هستند که نشاندادهاند میتوان از این نوع نوسانات الکترونیکی در یک میکروفون بدون اثرگذاری بر بستر صوتی آن، استفاده کرد.
بستر نویزی میکروفون جدید حدود 17 دسیبل پایینتر از آن چیزی است که با استفاده از یک جفت میکروفون سمعک نویز پایین برای خلق سمعک هدایتی، به دست میآید.
طرح جدید میتواند دارای کاربردهایی از سمعکهای شنیداری و تلفنهای همراه تا سیستمهای کنترل نویز شنیداری و نظارتی باشد و ساخت آن آسان است.
جزئیات این فناوری در تاریخ 2-7 ژوئن در «کنگره بینالمللی شنیداری» در مونترئال ارائه میشود.
900 تهرانی سال گذشته دق مرگ شدند
حقوق مادر پس از مرگ

از
ديدگاه فرهنگ آسماني اسلام همچنان كه فرزندان در حال حيات مادر خود، حقوق
وي را رعايت ميكنند، شايسته است پس از مرگ وي نيز او را فراموش نكرده، با
انجام اعمال شايسته در تكريم او بكوشند. برخي از اين اعمال را ميتوان اين
گونه بيان كرد:
1. زيارت مزار مادر
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: «من زار قبر والديه او احدهما كل جمعة فقرا عندهما يس غفر الله له بعدد كل حرف منها 1؛
هر كس قبر پدر و مادرش يا يكي از آنها را در هر جمعه زيارت كند و در كنار
مزار آنان سوره يس بخواند، در مقابل هر حرفي كه از اين سوره ميخواند،
خداوند آمرزشي نصيب او ميفرمايد.»
2. قرائت قرآن
امام صادق عليه السلام به فرزندان صالح توصيه فرمود كه: «قرائة القرآن في المصحف تخفف العذاب عن الوالدين ولو كانا كافرين 2؛ قرائت قرآن از روي مصحف، از عذاب پدر و مادر ميكاهد، گرچه آنان كافر باشند.»
3. انجام اعمال نيك به نيت مادر
انجام
اعمال نيك و هديه ثواب آن به مادر، در جلب رضايت وي و شادي روحش تاثير
فراوان دارد. پيامبر بزرگوار اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: «سيد
الابرار يوم القيامة رجل بر والديه بعد موتهما 3؛ سرآمد و سرور ابرار در روز قيامت كسي است كه بعد از مرگ پدر و مادرش براي ايشان احسان و نيكي كند.»
1) بحارالانوار، ج 89، ص 293.
2) الكافي، باب قرائة القرآن في المصحف، حديث 1.
3) بحارالانوار، ج 71، ص 84.
نظرتون اعلام فرمایید
ببخشید آقا! می تونم به خانومتون نگاه کنم؟
يادداشت مهمان*
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت :
ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد
داستان لطف خداوند /خدا چه قدر مهربان است؟جملاتی زیبا در مورد مهربانی ولطف خداوند

آن وقت که آتش برای حضرت ابراهیم علیه السلام افروختند تا او را داخل آتش کنند.غلامی در دستگاه سلطنتی نمرود متهم شد که گوهری قیمتی دزدیده است . پس دستور دادند او را قبل از حضرت ابراهیم علیه السلام به آتش بیندازند.
غلام هر چه نزد درباریان التماس کرد وبت ها را شفیع نمود وبه آن ها قسم خورد فایده ای نبخشید .
پس غلام را در منجنیق گذاشتند وخواستند او را در آتش سرنگون کنند او که از همه جا مایوس شده بود بی اختیار فریاد بر آورد یا الله
خطاب الهی رسید :جبرئیل! بنده ی مرا در یاب !
جبرئیل عرض کرد : الهی تو دانایی که این غلام کافر است .فرمود : هرچند کافر است "ولی چون نام مرا خواند از من نمی سزد (شایسته نیست) که به فریاد او نرسم (( پس حق تعالی او را نجات داد))
منبع :داستان هایی از لطف خدا ج2ص99
عشق ومحبت
چند سال پيش در يک روز گرم تابستان
پسر کوچکي با عجله لباسهايش را در آورد
و خنده کنان داخل درياچه شيرجه رفت
مادرش از پنجره نگاهش مي کرد
و از شادي کودکش لذت مي برد
مادر ناگهان تمساحي را ديد که به سوي پسرش شنا مي کرد
مادر وحشتزده به سمت درياچه دويد
و با فرياد او را صدا زد
پسر سرش را برگرداند ولي ديگر دير شده بود
تمساح با يک چرخش پاهاي کودک را گرفت تا زير آب بکشد
مادر از راه رسيد و از روي اسکله بازوي پسرش را گرفت
تمساح پسر را با قدرت مي کشيد
ولي عشق مادر آنقدر زياد بود که نمي گذاشت پسر در کام تمساح رها شود
کشاورزي که در حال عبور از آن حوالي بود
صداي فرياد مادر را شنيد
به طرف آنها دويد و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراري داد.
پسر را سريع به بيمارستان رساندند
دو ماه گذشت تا پسر بهبودي پيدا کرد
پاهايش با آرواره هاي تمساح سوراخ سوراخ شده بود
و روي بازوهايش جاي زخم ناخنهاي مادرش مانده بود
خبرنگاري که با کودک مصاحبه مي کرد
از او خواست تا جاي زخمهايش را به او نشان دهد
پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتي زخمها را نشان داد
: سپس با غرور بازوهايش را نشان داد و گفت
اين زخمها را دوست دارم، اينها خراش هاي «عشق مادرم» هستند
☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼
گاهي مثل يک کودکِ قدرشناس
خراشهاي عشق خداوند را به خودت نشان بده
خواهي ديد چقدر دوست داشتني هستند
حس زیبا دیدن
انسانها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمیشوند!
بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر میرسند.
بچهها هرگز والدینشان را زشت نمیدانند.
سگها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمیکنند.
اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمیآید.
اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آن را زیبا هم خواهید یافت.
دستـخط و ارتـباط با شخصیـت انـسان
احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستند و به همین دلیل برایشان مشکل
است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب
شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد
خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آن ها خیلى مهم
است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى
احساساتى رفتار کنند.
•
کسانى که دستخط مرتب و خوانایى دارند
مى توان این طور برداشت کرد که آن ها خودشان را بسیار کنترل مى
کنند و دوست ندارند به راحتى شخصیت خود را لو بدهند. حتى گاهى
اوقات برایشان مشکل است که احساساتشان را بروز دهند و آن را سرکوب
مى کنند.
ادامه.....


به وبلاگ اینجانب خوش آمدید مطالب آن در خصوص به کار گرفتن در امر تبلیغ ومنبر و افزایش اطلاعات عمومی کاربران می باشد عزیزان می توانند با ذکر منبع از آن استفاده کنند التماس دعا دارم تقاضا دارم نظرات خودرا برای بهتر شدن ورفع نواقصی وبلاگ اطلاع دهند