عدم استجابت دعا-توسل به اهل بيت(ع)-حقيقت توسل‏-روش توسل‏-

با توجه به آيه 10 سوره مباركه الضحي كه مي فرمايد سائل و نيازمند را از خود مران چرا كسانيكه به ائمه و اهل بيت متوسل و عرض حاجت مي نمايند حاجتشان روا نمي شود؟

در پاسخ شما برادر عزيز عرض مي شود که : توسل و تمسک و واسطه قراردادن اهل بيت (عليهم السلام) يک امر نيک و ضروري مي‌باشد و از آيات متعدد و روايات کثيره اين ضرورت استفاده مي شود نکته‌اي که بايد قبل از ذکر عدم برآورده شدن حاجات توسل اهل بيت گفته شود اين است که :
اولا: ما اهل بيت (عليه السلام) را چون عبد خالص و فاني در ذات پاک خداوند مي‌دانيم آنها را واسطه قرار مي دهم و ثانيا اين که ما معتقديم اهل بيت (عليه السلام) به طور مستقل و بدون اذن خدا نمي‌تواننند کاري انجام دهند لذا از اين رو ما از اولياء خدا به طور مستقل چيزي نمي‌خواهيم بلکه آنها را واسطه قرار مي‌دهيم و علت وساطت به خاطر آن است که آنها در پيشگاه خداوند آبرو دارند.
لذا برادر عزيز اين که شما استناد به آيه فرموديد و گله مند شديد که چرا آنها حاجات را برآورده نمي‌کنند مي‌گوئيم که:
اولا: آنان در برآوردن حاجات مستقل نيستند بلکه بايد به اذن خدا باشد.
و ثانيا: ممکن است آن چه را ما مي‌خواهيم و صلاح خود را در استجابت آن مي دانيم، در واقع به مصلحت ما نباشد. لذا فرمودند که يکي از علل عدم استجابت دعا اين است که :
ممکن است از خداوند درخواستي داشته باشيم و صلاح را در استجابت آن دعا بپنداريم و آن را براي خود موجب کسب کمالي بدانيم اما در واقع در تشخيص مصداق دچار اشتباه شده باشيم . نمي دانيم که اگر خواست ما تحقق پيدا کند چه لوازمي دارد آيا لوازم آن نيز به حال مفيد است يا نه؟ اگر ما به لوازم آن آگاهي داشتيم، قطعا دعاي ما به شکل ديگري اظهار مي‌گرديد.
3- ثالثا: گاهي اوقات نيز به جاي استجابت دعا در اين دنيا به خداوند مقاماتي را در آخرت به انسان عطا مي فرمايد... خداوند متعال چون مي داند که مومن به دليل ايمانش علاقه بيشتري به امور اخروي دارد، گاهي دعاي او درباره امور مادي را براي آخرتش ذخيره مي‌کند او هم وقتي ببينيد که در آن جهان به چه مقاماتي زايل مي گردد از خداوند تشکر خواهد کرد و از اين معامله با خداوند خرسند خواهد گشت .
نتيجه آن که: استناد به آيه که حتما ضرورت دارد و اهل بيت حاجات ما را برآورده کنند درست نيست . به علت آن که اهل بيت مستقلا کاري نمي‌کنند و ماهم طبق عقايد اسلامي خود عقيده داريم که آن ها مستقلا از خدا کاري نمي توانند بکنند. و بلکه هر کاري انجام مي‌دهند، به اذن خداوند متعال مي باشد و ثانيا: علت دوم عدم برآورده شدن حاجات اين است که مصلحت در برآورده شده حاجت نيست. و چه بسا که حاجت برآورده شود ولي در واقع به ضرر مي باشد . وثالثا خداوند در مقابل دعا و عدم استجابت آن، دعا را ذخيره براي آخرت قرار مي دهد:
رابعا عدم اجابت بر برخي موارد به دليل مانع است که آن مانع هم خود ما هستيم يعني همه شرايط مساعد است مثل ايجاد احتراق در کبريت اما رطوبت مانع آن مي شود بعضي از معاصي و اعمال ما باعث عدم اجابت مي شود .
نکته آخر اينکه دعا و عبوديت وظيفه ما است و اما اجابت مصلحت اوست حتي بهتر است در دعاها بگويم که خدايا هر چه خير و صلاح ما است همان را براي ما تقدي کن زيرا او مصلحت ما را بهتر از خود ما مي‌داند .
منابع :
1- پاسدار اسلام، ص 273، ص 17 ، با اندکي تلخيص
2- بر درگاه دوست، محمدتقي مصباح يزدي ، ص 48 و 50
منابع ارجاعي جهت مطالعه بيشتر :
1- بر درگاه دوست ، مصباح يزدي ، محمدتقي
2- پند جاويد، مصباح يزدي ، محمدتقي
3- تفسير نمونه
به نقل از اداره پاسخگويي آستان قدس رضوي (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 75/400008)