درباره ی موانع استجابت دعا حجت الاسلام و المسلمین رفیعی
سخناندرباره ی موانع استجابت دعادرباره ی موانع استجابت دعا بطور خلاصه توضیح دهید .
عدم استجابت دعا یکی این است که شاید حکمت نیست ، صلاح نیست و ممکن است اجابت این دعا برای فرد ضرری در پی داشته باشد . ما همیشه افق های نزدیک را می بینیم . و می خواهیم زود این کار راه بیفتد ولی ممکن است در دراز مدت به صلاح نباشد . گاهی منوط به یک سلسله مقدمات و عواملی است ک طرف باید خودش دنبالش برود . یکی از امام صادق (ع) درخواست کرد که دعا کنید خدا روزی مان را زیاد کند . امام فرمود : دنبال کار برو ، تلاش هم بکن از مورچه که کمتر نیستی که روزی اش را از خدا می خواهد ولی تلاش میکند . فرض کنید کسی فکر می کند که آن دعا به صلاحش است ، آن وظیفه را هم انجام می دهد مثلا کار می کند ، دنبال روزی هم می رود ، دعا هم میکند ولی کار گیرش نمی آید . یکی دیگر از موانع استجابت دعا عدم اعتقاد به استجابت دعا است . در واقع همان یاس از اجابت دعا است . دیگر اینکه تاخیر در نمازهای واجب است . دیگری اینکه منافقانه برخورد کردن با مردم است . دیگری ناپاکی درون است و دیگری لقمه ی حرام و آخری بددهانی است . بالاخره مجموعه این عوامل ، یکی یا همه اش ممکن است در زندگی کسی موجب بشود که دعایش اجابت نشود .
سوال -خدا که از رگ گردن به ما نزدیکتر است چرا ما مستقیما با خودش دعا نکنیم و متوسل به اهل بیت و پاکان بشویم ؟
این یک مبحث کلامی است و شبهه افکنی پیرامونش زیاد است. کسانی که به مکه و مدینه می روند گاهی با این سوال مواجه می شوند که چرا کنار قبور ائمه و قبر پیامبر دعا می خوانید و چرا متوسل می شوید ؟ من در چهار مرحله به این بحث می پردازم . مرتبه ی اول آن است که می خواهیم ببینیم گیر کجاست ؟ شبهه کجاست ؟ شبهه را رفع کنیم . بحث اول این است که آیا توسل به افراد زنده هم جایز است ؟ الان امام زمان (عج) زنده است .آیا می شود از ایشان بخواهیم برای ما دعا کند ؟ یا بگوییم که خدایا به واسطه ی اما زمان (عج) به ما لطف بکن یا می توانم بگویم که خدایا به حق پدر یا مرجع تقلید یا عارفی یا عابدی من را ببخش یا یک پدری اولاد بسیارمتدینی دارد و بگوید که بابا جان برای من هم دعا کن . این را همه قبول دارند . اهل سنت هم قبول دارد حتی وهابی ها که خیلی علیه توسل شبهه افکنی می کنند می گویند که این اشکال ندارد .چون قرآن می گوید و کسی نمی تواند آنرا انکار کند چون اگر انکار کند قرآن را انکار کرده است . قرآن می فرماید : وقتی مردم در زمان حضرت موسی می خواستند خطر طوفان و لشکر ملخ به آنها حمله نکند و وقتی می خواستند دعا کنند که خدایا اثر طوفان و این وقایع پیش آمده را از ما دفع کند می گفتند : موسی تو برای ما طلب آمرزش کن . سوره ی اعراف آیه 30 . پس اینجا موسی واسطه شده است . دیگری اینکه برادرهای یوسف وقتی متوجه شدند که نسبت به برادرشان اشتباه کرده اند گفتند : ای پدر تو برای ما طلب آمرزش کن . اگر قرآن چیزی را نقض نمی کند و رد نمی کند این یعنی صحیح است . خداوند در قرآن سوره ی ممتحنه آیه 14 می فرماید : ابراهیم عمویی داشت که سرپرست او بود زیرا او پدر نداشت . پدر ابراهیم موحد بود اعتقاد ما این است که انیباء پدرشان موحد بوده است . خدا می فرماید : عموجان من برای تو طلب مغفرت می کنم . این واسطه ی دیگر ابراهیم که برای دعای عمویش واسطه شد . سوره ی مومن آیه 7 می فرماید : فرشته ها برای مردم طلب مغفرت می کنند . پس فرشته ها می توانند واسطه باشند . کسی روی این انکار ندارد . با فرهنگ قرآن توسل به افراد یعنی زنده کسانی که در قید حیات هستند اشکالی ندارد مثل برادران یوسف که پدر را واسطه کردند و مثل موسی و قومش . حالا می گویند که همه ی این ها ویژگی خاصی داشتند . مثل ابراهیم و موسی . خوب شما که نمی خواهید روی ویژگی بحث کنید ، شما کلیت توسل را بحث کردید . من نگفتم که به فرعون متوسل شدند . اصلا بحث توسل یعنی کسی را واسطه پیدا کردن که از من بهتر است و از من بالاتر است . بالاخره برادرهای یوسف می دانستند که پدرشان از آنها بالاتر است . الان بحث روی کلیت قضیه است . اینکه به چه کسی متوسل بشویم این را قبول دارم . گام اول این است که اصل واسطه قرار دادن افراد مانعی ندارد . اما گام دوم بعضی ها می گویند که ما قبول داریم ولی نباید مرده ها را واسطه کرد . پیامبر خدا از دنیا رفت و تمام شد . اینکه شما می روی کنار قبر یک میت و جسدی را واسطه قرار می دهی و می گویی یا رسول الله من را شفاعت کن ، این نمیشود . استدلالشان چیست ؟ کسانی که به مکه مشرف می شوند شنیده اند که آنها آیاتی را دلیل می آورند که به مشرکین می گوید بت را واسطه قرار ندهید . به بت توسل نکنید . دو تا مطلب کاملامتفاوت است . توسل به قبر پیامبر جایز نیست چون خدا در قرآن می فرماید : مشرکین بت ها را واسطه نکنند و واسطه کردن بت جایز نیست . آن کسی که بت را واسطه قرار می دهد که از سنگ و چوب است و حیات ندارد ، او را در عرض خدا قرار داده است . من کنار قبر پیامبر می روم . پیامبر سنگ و چوب و آهن است ؟ پیامبر حیات ندارد و حرف را نمی شنود ؟ کسی که از دنیا می رود چه اتفاقی می افتد ؟ روح از بدنش مفارقت می کند یعنی بدن اینجاست و روح جای دیگر است . خوابش را می بینی و گاهی با او حرف می زنی، روح دارد . گام سوم این است که انبیاء ، اولیاء و کسانی که از دنیا رفته اند حیات برزخی دارند و کسانی که حیات برزخی دارند حرف را می شنوند ، مطالب را متوجه می شوند ، این شخص نسبت به جایی که بدنش دفن شده عنایت دارد و در آنجا حاضر است .این چه استدلالی است که ما بگوییم سنگ و چوب را نخوانید ؟ این آیه قرآن که می فرماید که وقتی برادران یوسف به یوسف گفتند که پدر ما از فراغ تو این قدر گریه کرده که بینایی اش را از دست داده است و یوسف برای شفای چشمان پدرش پیراهنش را به آنها داد و گفت این را روی چشمان پدر بمالید . این پیراهن یوسف نبوده است ، پارچه نبوده ، تن یوسف بوده است ، یوسف خودش زنده بود و لباسی که از تنش جدا شد چطور تاثیر شفا دارد ؟ این جسد پیامبر روحی در کنار دارد ، حیات برزخی دارد حتی ضریح پیامبر این تبرک بواسطه ی پیامبر و اینکه توسل به پیامبر امکان دارد . چرا ؟ چون حضرت حیات برزخی دارد چون پاسخ سلام ها را می دهد . گام چهارم این است که سیره ی بزرگان و ائمه اطهار برای ما حجت است . بعضی ها صحابی را هم حجت می دانند. مثلا عبدالله بن عمر و زید بن ثابت از اصحاب پیامبر هستند و اگر این ها یک کاری کردند عملکردشان برای ما حجت است. سیره برای ما یک نوعی پیام دارد . اصلا بحث توسل به پیامبر و اموات و قبور تا قبل از قرن هشتم یک بحث جا افتاده ای بوده است و هیچ کس نمی گفته که جایز نیست . این بحث را ابن تیمیه مطرح کرد و بعد از او محمدبن عبدالوهاب آن را پرورش داد که امروز هم اندیشمندان حجاز آنرا نقد می کنند و می گویند که این حرفها قبلا مطرح نبوده است . شما ده ها کتاب قبل از آنها و قبل از قرن هشتم نگاه کنید بحث توسل ، زیارت و تبرک همه در آن هست و این ها حجت دارد . یکی از منابع اهل سنت که از کتابهای معتبر میان اهل سنت است و نسبتا می شود به روایات آن اعتماد کرد آورده است که قحطی شدید در مدنیه بوجود آمد . مردم در مدینه نزد عایشه همسر پیامبر آمدند و گفتند چکار کنیم ؟ گفت : بروید کنار قبر پیامبر و شکافی روی سقف ایجاد کنید بگونه ای که از این شکاف بین قبر حضرت و آسمان مانعی نباشد یعنی نوری در واقع از آسمان به قبر بتابد . این قصه ی معروف در تاریخ هم آمده است . می گویند که این روزنه هنوز جایش در گنبد هست .پس به حضرت متوسل شدند و می نویسند آنقدر باران آمد که آب در مدینه جاری شد . همسر پیامبر نگفت این کار شرک است و بروید در خانه هایتان دعا کنید . چرا گفت متوسل بشوید؟ حالا این ها می خواهند با این روایت چکار کنند ؟ می خواهم استدلالی بحث کنم . نمونه ی دیگر که این هم در منابع معتبر اهل سنت آمده است مال ابن حجر است . این قصه را نقل می کند که ابن ابی شیبه با سند صحیح نقل می کند که در زمان خلیفه ی دوم مردم دچار بحران بی آبی شدند . کنار قبر پیامبر آمدند و متوسل به ایشان شدند که باران ببارد . نمونه های دیگر در کتابی است که یکی از بزرگان و علمای ما حضرت آیت الله احمدی میانجی بنام تبرک نوشته است . ایشان از خود منابع اهل سنت مواردی را نقل می کنند که چقدر این بحث جا افتاده بود. عبدالله بن عمر پسر خلیفه ی دوم گاهی می آمد و منبر را می بوسید و می گفت که اینجا جای دست پیامبر بوده است . تبرک می جست . این ها یک چیز معمولی بوده است . لذا ما هیچ گاه توسل را یک چیزی در عرض خدا نمی دانیم . ما وقتی می رویم کنار قبر امام رضا (ع) یک شخصیتی که 55 سال عمرش را با عصمت محض گذرانده است ، خطا در زندگی او نیست ، آن نماز شبهایش ، آن عبادتش ، آن ارتباطش با مردم و من که همه ی زندگی ام خطاست . خوب کسی که خطا ندارد پیش خدا معتبرتر است در زیارتنامه اش هم می خوانیم که خدایا من بواسطه ی او آمده ام پیش تو دعا کنم . شما این زیارتنامه ها را باز کنید . ای امام رضا من به سوی تو آمده ام و بهانه قرار داده ام خدایا تو من را محروم نکن . یک دعایی است آخر مفاتیح دعای عالیه المضامین ، توصیه میکنم که هر وقت توسل پیدا میکنید آنرا بخوانید چه در حرم چه در بیرون . دعای عجیبی است ، هر چه می خواهید در این دعا هست . اسمش هم روی آن است عالیه المضامین یعنی مضمون های عالی . در آنجا می گوییم که خدایا این آقا امام حجت خداست تو او را امام قرار دادی . در قرآن خودت فرموده ای : اطیعوا الله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم و فرموده ای کونوا مع الصادقین . صادقین چه کسانی هستند ؟ صادقین نمی توانند انسانهای معصیت کاری باشند ، تو که در قرآن خودت توصیه کرده ای که دنبال این ها بروید ، من دنبال آنها آمدم ولی من این ها را در عرض تو قرار نمی دهم در طول تو قرار می دهم . ادعونی استجب لکم امام را واسطه قرار میدهم . یک چیز خیلی طبیعی است و در عالم هست و آن توسل است . این ها شبهاتی است که متاسفانه با در هم آمیختن صحیح و غلط مطرح کرده اند و طرف هم نمیتواند جواب بدهد و می گوید : پس راست میگویند و خودمان با خدا حرف می زنیم . در قرآن خدا به اطرافیان پیامبر خطاب میکند که ای پیامبر تو برای آنها استغفار کن و اتفاقا در زیارت نامه ی پیامبر هم آمده است و عجیب است که الان که کنار قبر پیامبر کسی بخواهد داد و فریاد بکند آن بالا نوشته لاترفع اصواتکم فوق صوت النبی و فورا همه میگویند ساکت . اینجا پیامبر زنده شده و نمی شود کنار قبرش داد و فریاد کرد. یک چیزی کاملا عادی است . من فکر می کنم که این نسبت شرک ، اصلا مفهوم شرک را ندارد . موحدترین فرقه ، موحدترین گروه و بالاترین مضامین توحیدی در فرمایشات ائمه ماست . شما توحید را از نهج البلاغه و امام صادق (ع) بگیرید . خود ائمه بزرگوار ما به پیامبر متوسل می شدند . امام هادی (ع) مریض بود . ابوهاشم جعفری می گوید که مبلغی پول به من داد و فرمود : با عده ای به کربلا بروید و در کربلا زیر قبه ی جدم حسین برایم دعا کنید . این شبهه برایم پیش آمده که شما هم امام هستید چرا برای شفا پیش امام حسین (ع) می روید ؟ امام فرمودند که خدا یک مکان هایی را محل اجابت دعا قرار داده است . یکی از آنها زیر قبه ی جدم حسین است . سیره ی امام هادی (ع) برای ما حجت است . امام باقر (ع) تب کرده بوند . تبشان هم شدید بود . حضرت به بدنش آب می زد و میگفت : ای مادر جان ، یا فاطمه ، تو از خدا بخواه من به تو متوسل می شوم . البته ما علم پزشکی را نفی نمیکنیم یعنی اگر کسی مریض است دارو نخورد و فقط متوسل بشود . کتاب هایی در این زمینه نوشته شده است مثل آیین وهابیت آیت الهل سبحانی ، ازشیعه بپرسید ، شیعه پاسخ می دهد ، این ها کتابهای خوبی است عزیزان بخوانند و خودشان به نتیجه برسند . قسمت دردناک آن این است که وقتی به مدینه می رویم و این شبهات مطرح میشود ، ما می پذیریم بدون اینکه مطالعه کنیم و دنبالش برویم . کافی است از یک مطلع بپرسیم . یکی از روشهای غلطی که آنجا هست مناظره ی یک طرفه است یعنی عده ای دوره دیده ، آگاه ، مطالعه کرده ، نقطه ضعف ما را مطالعه کرده و آنجا ایستاده اند تا مبانی خودشان را تبلیغ کنند . با چه کسی ؟ با پیرمردی که از ایران رفته ، یک عمر نماز و عبادت کرده ولی هیچ اطلاعات مذهبی ندارد یا یک جوان دانشجویی که حداکثر دو واحد معارف گذرانده است و در بدیهیات می ماند . آنها به افراد عالم اجازه نمی دهند که بحث کنند یعنی اگر یک عالم در عرصه باشد می گویند نه . من خودم بارها دیده ام که کار به دستگیری می کشد . سراغ جوان دانشجو و پیرمرد می روند .کجای دنیا این جوری تبلیغ میکنند ؟ در قبرستانی که طرف با یک اعتقادی آمده ، یک سلام به امام بدهد و برود ، واقعا اگر بحث علمی می خواهید در مسجدالنبی در حضور جمع ، دو تا مناظره ی علمی بنشینند ، گفتگو کنند و مناظره کنند نه اینکه در آنجا بایستی ، فریاد بزنی یک طرفه و نگذاری کسی هم حرف بزند .
سوال - آیا همه ی اهل سنت با وهابیت در توسل هم عقیده اند یا این شبهات مختص وهابیت است ؟
از کسانی که به مکه مشرف می شوند می خواهم که دو تا کتاب مطالعه کنند درباره ی وهابیت که آنها چه کسانی هستند و عقایدشان چیست ؟ که به اندازه ی خودتان اطلاعات داشته باشید . دیگر اینکه همه ی اهل سنت دنیا که میلیون ها نفر هستند همه معتقد به توسل هستند . معتقد به تبرک ، اعتقاد به زیارتگاه دارند وبه حرم ائمه می روند . در مصر نفیسه خاتون حرمی دارد که ایشان عروس امام صادق (ع) هستند و شوهرش اسحاق از دو پسران امام صادق (ع) که ایشان از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) است . از مصری هایی که به ایران آمدند سوال کردم . آنها گفتند که ما به ایشان خیلی اعتقاد داریم و برای ازدواج جوانانمان به ایشان متوسل می شویم . آنها در راس الحسین در مصر توسل می کنند . مردم در عاشورا کنار آن عزاداری میکنند . اهل سنت خودمان در سیستان و بلوچستان و در کردستان زیارت گاههایی متعددی است .در حرم امام رضا (ع) دیده ام که اهل سنت از ایران و جاهای دیگر می آیند و به ائمه توسل میشوند . من ده سال پیش از منطقه ی گرگان و گنبد به زیارت قبر حضرت رقیه و زینب رفتم . بنده ی روحانی کاروان بودم . دو تا اتوبوس بودیم . از هشتاد نفر نزدیک به پنجاه نفر اهل سنت بودند . عجیب بود که این ها در نذر کردن ، سفره ی ابوالفضل انداختن پیش گام تر از ما بودند ، معتقد و علاقمند بودند . این قضیه بدعتی است که وهابی ها ایجاد کرده اند . اولین کسانی که ابن تیمیه را محکوم کردند خود طرفدارانش بودند . کسانی بودند که عقاید او را نمی پسندیدند . ممکن است سوال بشود که چرا به آنها وهابی می گویند ؟ چون ابن تیمیه یک سنگی انداخت و رفت . یکسری شبهات گذاشت . این شبهات تعطیل ماند . در قرن 12 شخصی بنام محمدابن عبدالوهاب آمد و این عقاید را احیا کرد . علت اینکه می گویند : وهابی به خاطر اینکه عقاید او از جای دیگری حمایت می شد . این عقاید را مطرح کرد . من ، مسلمانان اهل سنت که از چین ، اندونزی و تانزانیا آمده اند را می بینم که به قبرستان بقیع می آیند . کتاب دعاهای آنها را هم می گیرند . پارسال در ایام حج عده ای در کنار قبر خلیفه ی سوم دعا می خواندند بعد کنار قبور دیگری آمدند ولی کتاب دعاهای آنها را گرفتند و داد و فریاد راه انداختند که این ها به این توسلات اعتقاد دارند . بعبارت دیگر وهابیت یک گسلی و بدعتی است در جهان اسلام و در جهان اهل سنت که برای تفرقه ایجاد شده است . البته امروز متوجه این قضیه شده اند . کتاب هایی که اخیرا علیه وهابیت می نویسند کتاب آیت الله مکارم بنام وهابیت بر سر دو راهی . ایشان در این کتاب می فرمایند که وهابیت دو جریان شده است . الان وهابی ها سر قبوری که در بقیع است می ایستند مثل اینکه تمام مشکل جهان اسلام این است که ما یک سلام به امام حسین (ع) بدهیم اشکال دارد . دیگر به اسرائیل و غزه کاری ندارند . تمام مشکل جهان اسلام در همین سلام دادن به این قبور و اشکال در این قضیه است . این جریان کم کم افول می کند . جریان دوم وهابیت نوگرا است . آنها دارند خودشان را جدا می کنند . فردی بنام محمد ابن عبدالوهاب که مبلغ بود نه پیامبر ، کتابی نوشته است . حسن ابن فرهان مالکی آنرا ترجمه کرده است . او انسان روشنی است . ایشان در شبکه ای عربی هم می آید و مناظره می کند . ایشان ممنوعیت توسل یا منموعیت تبرک زیارت قبور و نذر را بی اساس مطرح کرده است . با زور از او حمایت کردند در حجاز و کربلا این تفکر را حاکم کرد که امروز این تفکر در درون جامعه وهابیت دارد آنرا از هم می پاشد .
سوال -از آثار و برکات توسل به ائمه بگویید .
وقتی انسان با توسل به آنها وصل شد ، احساس می کند پشتوانه ای دارد . وقتی حرفهایش را در زیارت امام رضا (ع) به امام می گوید ،سبک میش ود . بعد هم از آقا می خواهد که شما واسطه بشوید مثل انسانی که اطمینان دارد که کلاه سرش نمی رود . یکی از اثرات توسل ، وصل است . به هرحال الان خدایا من لایق نیستم ولی خدایا پیامبر را وسط آوردم . حضرت زهرا (س) را اوردم ، امام رضا (ع) را آوردم . بچه در مدرسه خطایی میکند ، پدر و مادرش را می آورد این یک نوع وجاهت کسب کرد نه اعتبار کسب کرد . خدایا اگر من قابل نیستم این ها قابل هستند . اثر بعدی این است که آرامش می آورد . وقتی شما درد دلت را به یک مشاور می گویی برایت معجزه نمیکند ولی احساس سبکی می کنید حالا که امام رضا (ع) را واسطه میکنی و حرفهایت را به امام می گویی و در واقع می گویی که من در کارم ، شما ر ا شریک میکنم . در واقع یک احساس آرامش به انسان دست می دهد . نکته ی بعدی اینکه مثلا شما می خواهید از بانک وام بگیرید .یک انسان معتبر را واسطه می کنید و به شما وام می دهند . وقتی از بانک بیرون می آیید ضامن به شما می گوید که اعتبار من را خراب نکن . نکند قسط هایت عقب بیفتد . من وقتی میگویم : یا امام رضا (ع) شما واسطه بشو و من سعی میکنم اعتبار شما را خراب نکنم . می گویم : آقا حالا که شما واسطه شدی من سعی می کنم خودم را با آن شخصیتی که مورد توسل است منطبق کنم . بعبارت دیگر اثر دیگر آن تطابق است که من سعی می کنم خودم را وفق بدهم .
به وبلاگ اینجانب خوش آمدید مطالب آن در خصوص به کار گرفتن در امر تبلیغ ومنبر و افزایش اطلاعات عمومی کاربران می باشد عزیزان می توانند با ذکر منبع از آن استفاده کنند التماس دعا دارم تقاضا دارم نظرات خودرا برای بهتر شدن ورفع نواقصی وبلاگ اطلاع دهند