علي اسعدي
اگر جسم آدمي به مراقبت، پرورش و نيرومندي نيازمند است روح آدمي نيز به حفاظت و صيانت و تكامل و رشد نياز دارد. اگر جسم خود را در لباس مي پوشانيم و در هر محيطي قرار نمي دهيم قصد محدود كردن آن را نداريم بلكه به جهت حفظ بهتر آن، چنين مي كنيم و اگر روحمان را از آفات و آسيب ها محافظت مي كنيم براي آن است كه آلودگي ها و پستي ها دامن آن را نيالايد.

اين گونه صيانت از قلب و روح را «تقوا» ناميده اند. تقوا از ماده «وقايه» عبارتست از «محافظت چيزي از هر چه كه به آن زيان مي رساند و تقوا يعني حفظ نفس از آنچه بيم آن مي رود.» (1)

از سالكي پرسيدند كه «تقوا چگونه است؟» گفت: «هرگاه در زميني وارد شدي كه در آن خار وجود دارد چه مي كني؟» گفت «دامن برمي گيرم و خويشتن را مواظبت مي نمايم.» گفت: «در دنيا نيز چنين كن كه تقوا اين گونه است» (2)

«عبدالله معتز» اين سخن را به صورت زيبايي چنين بيان داشته است:
گناهان را چه كوچك يا بزرگ ترك كن كه تقوا همين است. همانند كسي كه از خارستان عبور مي كند و از آنچه مي بيند حذر مي كند عمل كن.
گناهان كوچك را تحقير مكن و كوچك مشمار كه كوهها از همين سنگريزه ها تشكيل مي شود. (3)

در حديثي از پيامبر اكرم(ص) حقيقت تقوا «آموختن آنچه آدمي نمي داند و عمل به آنچه مي داند» معرفي شده است: «تمام التقوي أن تتعلم ما جهلت و تعمل بما عملت» (4) احاديث ديگري از معصومين نيز در بيان حقيقت تقوا به پرهيز از گناه، (5) ترك شهوات (6) و رهانيدن دنيا (7) و اموري از اين دست اشاره شده است كه وجه مشترك همه اين بيانات در مسأله تقوا رسيدن به خيرات و دفع مضرات است.

ارزش تقوا :

در متون ديني ارزش فراواني براي تقوا برشمرده تا حدي كه كمتر موضوعي از موضوعات در حد اهميت، به پايه آن مي رسد و دليل آن نيز روشن است چراكه هدف خلقت آدمي كه همان سعادت و رشد و كمال دنيوي و اخروي است به وسيله «تقوا» به دست مي آيد.
تقوا رئيس و سرسلسله اخلاق انساني و اخلاق انبياء شمرده شده است. در دو حديث از امام علي (ع) اين حقيقت منعكس شده است. ايشان مي فرمايند: «التقي رئيس الاخلاق» (8) و در جاي ديگر آمده است: «عليك بالتقي فأنه خلق الانبياء» (9)
در زمينه فضايل معنوي، «تقوا» و «خويشتن داري» موفق به كسب مدال هاي زرين و درخشاني گرديده و گوي سبقت را از ديگر مؤلفه هاي اخلاقي ربوده است علاوه بر آنچه گفته شد در احاديث ديگري از معصومين شاهد بيان گوشه اي ديگر از اين گوهر ارزشمند اخلاقي هستيم.
پيامبر اكرم(ص) تقوا را «رزق و روزي» مي دانند كه هركسي كه از آن بهره مند گردد خير دنيا و آخرت نصيبش گشته است :
«من رزق فقد رزق خير الدنيا و الآخره » (10)

آن حضرت در توصيه به جناب ابوذر تقوا را در رأس همه امور و سرآمد همه كارها معرفي مي كنند و مي فرمايند :
«عليك بتقوي الله فأنه الأمر كله» (11)

و هنگامي كه از امام علي(ع) از با فضيلت ترين كارها سؤال مي شود امام انگشت تأكيد خود را بر همين مسأله مي گذارند: (12) در تمثيلات و تشبيهات حديثي نيز مي توان زواياي دقيقي از مسأله تقوا و ارزش آن را جستجو كرد.
ساختمان باشكوهي را تصور كنيد كه با نقشه اي دقيق، مصالح فراوان و تلاشي گسترده بنا شده است اما چون بر سرزميني با خاك سست و بي استحكام قرار گرفته ديري نمي پايد كه فرو مي ريزد و نيز زراعتي را درنظر بگيريد كه در شوره زار كشت شده كه چون خاك مناسبي ندارد و آب درست به آن نمي رسد به بار نمي نشيند، اعمال آدمي نيز چنين اند. بنيان كار خير اگر بر سرزمين تقوا كه محكم ترين سرزمين است بنا شود مستحكمترين ساختمان خواهد بود كه طوفان هاي كبر و ريا، غفلت و هواپرستي و گناه آن را ويران نخواهد كرد.
ريشه درخت عمل آدمي اگر در كشتزار تقوا زرع شود هيچگاه بي آب نخواهد شد و بي ثمر نخواهد ماند بلكه سرزمين تقوا سرزميني با آب فراوان و خاك حاصلخيز است. آنچه گفته شد تفسير كوتاه حديثي پرمغز از مولاعلي(ع) است كه نقش تقوا را در رشد عمل آدمي ذكر كرده اند: «لا يهلك علي التقوي سنخ اصل ولا يظما عليها زرع قوم»(13)
سخن در باب ارزش و اهميت تقوا بسيار است كه با توجه به مجال اندك اين نوشتار كه رسالت اصلي آن تبيين مفصل تر آثار و ثمرات تقوا است به همين كوتاه سخن بسنده مي كنيم.

مراتب تقوا :

تقوا را مراتبي است كه دانستن آن به كمال روحي آدمي و پيشگيري از ايستائي و رخوت در خودسازي كمك شاياني مي كند. سالكان طريق كمال با پيمودن هر مرحله از قله هاي رفيع سلسله جبال شامخ پرهيزكاري عزم خود را براي فتح ديگر قله ها جزم مي كنند.
در كتاب شريف «بحار الانوار» سه مرحله براي تقوا بيان شده است:
1) نگهداري نفس از عذاب جاويدان از طريق تحصيل اعتقادات صحيح
2) پرهيز از هرگونه گناه اعم از ترك واجبات و انجام معاصی
3) خويشتن داري در برابر آنچه قلب آدمي را به خود مشغول مي سازد و از حق منصرف مي كند و اين تقواي خواص بلكه خاص الخاص است» (41)

چنين مرحله اي نتيجه بينش درست آدمي نسبت به ذات اقدس ربوبي است كه او را نه فقط به خاطر ترس از عذاب و يا طمع به بهشت عبادت كند بلكه ارزش و لياقت وشدت عشق و حب به آن ذات مقدس موجب مي شود كه هر آنچه غير اوست هيچ تلقي گردد. چنان كه مولاعلي(ع) عبادت خود را چنين توصيف مي كند آنجا كه مي فرمايد «ما عبدتك خوفا من نارك و لارغبه في جنتك بل و جدتك اهلا للعباده فعبدتك» «من تو را از ترس آتشت و ميل به بهشتت عبادت نمي كنم بلكه چون تو را شايسته پرستش يافتم به عبادتت پرداختم.»(15)

آثار و ثمرات تقوا :

طبيعت آدمي منفعت جو و طالب سود و فايده است و تا فايده كاري را نداند به آن دست نمي زند. از اين رو داشتن انگيزه نخستين گام براي حركت در يك مسير است. قرآن و روايات علاوه بر آن كه به ارزش و اهميت تقوا، تفسير آن و عوامل و موانع خويشتنداري و اوصاف و ويژگي هاي متقين اشاره مي كند به طور گسترده به تبيين آثار و ثمرات تقوا در زندگي فردي و اجتماعي و دنيوي و اخروي اين مساله پرداخته و از اين طريق در راستاي تحريك انگيزه ها قدم برمي دارد.

بخشي از آثار و بركات تقوا در دنيا و بخشي از آن در آخرت به انسان متقي عطا مي گردد كه در حد وسع اين مساله به آن مي پردازيم:

1. برخورداري از بركات دنيوي :

يكي از سنت هاي خداوند در زمين رابطه مستقيم بين گناه و تنگي معيشت از يك سو و استغفار و معنويت با وسعت روزي از سوي ديگر است. برخلاف حساب هاي دنيوي كه آدمي به دنبال آن است تا با ترك صدقات واجب و مستحب و دغل بازي و حيله گري و هزار ترفند ديگر، به جلب منفعت و دفع مضرت بپردازد آيات قرآن و احاديث معصومين به روشني به نقش تقوا در افزايش بركات الهي و تاثير گناه در كم شدن نعمات دنيوي اشاره مي كند: «آگر اهل سرزمين ها ايمان مي آوردند و تقوا پيشه مي كردند بر آنها بركات را از آسمان و زمين مي گشوديم ولي چون تكذيب كردند، آنها را به آنچه انجام دادند گرفتيم.» (اعراف /96)
در جاي ديگر بر پا داشتن تعاليم آسماني مايه جلب رحمت آسماني و زميني معرفي شده است.
اگر آنان تورات و انجيل و آنچه را از سوي پروردگارشان بر آنها نازل شده (قرآن) بر پاي دارند، از آسمان و زمين روزي خواهند خورد.» (مائده/66) در احاديث معصومين نيز اين ارتباط تنگاتنگ به چشم مي خورد و استغفار را مايه جلب رزق و روزي و بهره مند شدن از نعمات الهي معرفي مي كند.

خداوند سبحان استغفار را مايه فراوان رسيدن روزي و رحمت بندگان قرار داده و فرموده است: «از پروردگار خويش طلب آمرزش كنيد كه او بسيار آمرزنده است تا باران هاي پربركت آسمان را پي درپي بر شما فرستد.(نوح/ و 11)
در حديثي ديگر از حضرت علي(ع) بطور كوتاه به اين مهم اشاره شده و آمده است: «اكثرالاستغفار تجلب الرزق» (61) جداي از وعده الهي بر پاداش دنيوي متقين، كشف رابطه تقوا با عمران و آبادي و رشد و ترقي در حوزه مسايل اجتماعي و فرهنگي و سياسي كار دشواري نيست، با اندكي تامل در زندگي فردي و اجتماعي روشن مي شود كه كفر و بي ايماني سرچشمه عدم احساس مسئوليت، قانون شكني، سستي خانواده ها و جوامع، تفرقه، از بين رفتن پايه هاي اطمينان به يكديگر، هدر رفتن نيروي انساني و بر هم خوردن تعادل اجتماعي است. به يقين در جامعه اي كه مولفه هاي فوق وجود دارد رشد و ترقي با شكست و بن بست رو به روست. با دقت در چالش ها و مشكلات فرا روي فرد، خانواده و اجتماعي كه به تصميم سازي هاي غلط و انحرافات متعدد مي انجامد روشن مي گردد كه ريشه آن در عدم تقواي فردي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... بوده است و به يقين هر يك از آثار عميق بيان شده مضرات مادي فراواني را بر دوش فرد و خانواده و اجتماع خواهد گذاشت. بسياري از كارهاي نادرست ما در زندگي زيان هاي مادي به ما مي رسانند كه ما از آن بي اطلاعيم و بالعكس اعمال معنوي ما منافعي را به همراه دارد كه رسيدن به ريشه آن از حدس و گمان ما خارج است يا نياز به تامل بيشتري دارد از اين روست كه در آيات قرآن به اين بعد از ثمرات تقوا اشاره داشته است و مي فرمايد هر كس تقوا پيشه كند خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي كند و از جايي كه گمان ندارد به او روزي مي دهد.» (طلاق 2 و 3) در حديثي از پيامبر (ص) آن حضرت با استناد به اين آيه تقوا را تجارتي معرفي مي كند كه روزي فراواني را بدون سرمايه كار به انسان نايل مي كند.(17)

2. روشن بيني :

يكي ديگر از آثار شگرفت تقوا رسيدن به روشن بيني در امور زندگي است. با نظر به مردم دنيا گروهي را مي بينيم كه از مسايل فقط چهره آني و موقتي آن را مي بينند و گروهي ديگر از دورانديشي، تيزبيني، آينده نگري و توجه به عمق و كنه قضايا برخوردارند. براساس معارف ديني بين گروه اول و گروه دوم تفاوت بسياري در ميزان بهره مندي از «خويشتنداري» وجود دارد چراكه تقوا و ايمان مايه روشن بيني مي گردد و گناه و عصيان موجب لغزش عقل، غفلت و خطا مي شود.
پيامبر اكرم(ص) در حديثي به نقش ايمان در روشن بيني اشاره كرده اند: «از زيركي مومن بترسيد چرا كه او با نور الهي مي نگرد.» (18)
از سوي ديگر امام علي (ع) گناه را كه مخالف تقوا است مايه لغزش عقل مي دانند. ايشان مي فرمايند: «بيشترين لغزشگاه هاي عقل ها زير درخشش طمع هاست.»(19)

يكي از مفسران نقش نور الهي را در شناخت حقيقت به نحو لطيفي بيان مي كند و مي فرمايد:
«قلب آدمي همچون آينه است و وجود و هستي پروردگار همچون آفتاب عالمتاب، اگر اين آينه را زنگار هوي و هوس تيره و تار كند نوري در آن منعكس نخواهد شد اما هنگامي كه در پرتو تقوا و پرهيزكاري صيقل داده شود و زنگارها از ميان برود نور خيره كننده آن آفتاب پروفروغ، در آن منعكس مي شود و همه جا را روشن مي كند.»(20)
اين نور روشنگر زندگي در آيات قرآن مورد اشاره قرار گرفته است در آيه 82 سوره حديد مي خوانيم: «اي كساني كه ايمان آورده ايد تقواي الهي پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشايد و براي شما نوري قرار دهد كه با آن (در ميان مردم و در مسير زندگي خود) راه برويد و گناهان شما را ببخشد و خداوند آمرزنده مهربان است.»
در روايات منظور از نور را «نور ايمان»، «نور قرآن» و «امام معصومي كه از او تبعيت كنند» دانسته اند كه در هرحال وجه مشترك آن رسيدن به حقيقت و تشخيص راه صحيح به وسيله هركدام از اين نورهاست. تعبير ديگري كه قرآن براي اين بعد از آثار تقوا مطرح كرده است، اصطلاح «فرقان» است.

اگر تقواي الهي پيشه كنيد خداوند براي شما وسيله اي جهت جداساختن حق از باطل قرار مي دهد. (انفال/29)
در آيه 282 بقره نيز تعليم الهي از بركات تقوا معرفي شده و آمده است: «از خدا بترسيد و خدا به شما تعليم مي دهد.»

3. مصونيت :

كاركرد ديگر تقوا كه به دنبال روشن بيني حاصل مي شود، مصونيت است. علاوه بر آن كه خداوند، انسان متقي را تحت حمايت خود قرار مي دهد و بارها در قرآن به نقش ولايت خداوند و سرپرستي او از مومنان اشاره كرده «والله ولي المتقين» (جاثيه/19)

انسان پرهيزگار در پرتو نور تقوا بسياري از خطراتي كه ناشي از غفلت و عدم آينده نگري ممكن است به او برسد را دفع مي كند و تكليف خويش را در فتنه ها، ناهنجاري ها و التهابات خانوادگي و اجتماعي مي داند و مجهز به سپري محكم و لباسي محفوظ به نام «تقواست» از اين روست كه در تشبيه جالبي در قرآن از تقوا به لباس تعبير شده است «ولباس التقوي ذلك خير؛ لباس تقوا بهتر است»(اعراف/26)

امام باقر(ع) در تفسير اين فراز از آيه مي فرمايند: «لباس» همان جامه هايي است كه مي پوشند و «لباس تقوا» عفاف و پاكدامني است زيرا شخص پاكدامن اگرچه برهنه از لباس باشد، عيبي از او آشكار نمي شود و آلوده دامن هرچند پوشيده از لباس باشد، عيب هايش آشكار است. خداوند مي فرمايد: «و لباس التقوي ذلك خير» يعني «العفاف خير»(21)
مي توان گفت همانگونه كه «لباس مادي» آدمي را در برابر سرما و گرما و خطرات حفظ مي كند، عيوب جسماني را مي پوشاند و مايه زينت آدمي است، تقوا نيز چنين تاثيراتي را بر جسم و روح آدمي به همراه دارد.

4.نجات از مشكلات و آسان شدن كارها :
در حديثي از ابوذر غفاري نقل شده كه پيامبر فرمود: «من آيه اي را مي دانم كه اگر مردم به آن چنگ زنند، آنها را كفايت مي كند و آن اين آيه است: كسي كه تقوا پيشه كند، خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي كند و...» (22)

در حديث ديگري از پيامبر(ص) مفهوم نجات در حديث فوق را نجات از شبهه هاي دنيوي، سختي هاي مرگ و روز قيامت معرفي كرده اند.(23)

جمعي از مفسران گفته اند كه اين آيه درباره عوف بن مالك نازل شده كه از ياران پيامبر(ص) بود. دشمنان اسلام فرزندش را اسير كردند. او به محضر پيامبر(ص) آمد و از اين ماجرا و نيز فقر و تنگدستي شكايت كرد. پيامبر(ص) فرمود: تقوا پيشه كن و شكيبا باش و بسيار ذكر «لاحول ولا قوه الا بالله» بگو. او اين كار را انجام داد. ناگهان درحالي كه نشسته بود، فرزندش از در وارد شد و معلوم شد كه از يك لحظه غفلت دشمن، استفاده كرده و فرار نموده و حتي شتري از دشمن را نيز با خود آورده است.(24)
اما نكته قابل توجه اين كه ذكر اين بيانات به معني گوشه نشيني و سستي به اميد فضل الهي نيست بلكه انسان بايد نهايت تلاش خود را در زندگي انجام دهد و در عين حال در مشكلات از خدا ياري بخواهد.

در حديثي از امام صادق(ع) آمده است: «وقتي آيه «و من يتق الله يجعل...» نازل شد، جمعي از ياران رسول خدا(ص) درها را بر روي خود بستند و به عبادت رو آوردند و گفتند خداوند روزي ما را عهده دار شده است، اين جريان به گوش پيامبر رسيد. كسي را نزد آنها فرستاد كه چرا چنين كرده ايد؟ گفتند: اي رسول خدا! چون خداوند روزي ما را تكفل كرده ما به عبادت مشغول شديم. پيامبر(ص) فرمود: كسي كه چنين كند، دعايش مستجاب نمي شود و طلبش برآورده نمي گردد.(25)
آري «آساني كار» كه خداوند وعده داده است و فرموده است: هركس تقواي الهي پيشه كند، خداوند كارها را براي او آسان مي سازد. (طلاق/4) و نيز فرموده است: «اما آن كس كه در (راه خدا) انفاق كند و پرهيزگاري پيش گيرد و جزاي نيك (الهي) را تصديق كند ما او را در مسير آساني قرار مي دهيم» (ليل 5 تا 7) اين ها همه به دست نمي آيد مگر در گرو گذشتن از كوره هاي سخت آزمايش الهي و تحمل رنج و مشقت و كار و تلاش و اساسا سنت الهي در دنيا بر اين امور است نه تن پروري و انزوا و رخوت و سستي كه «نابرده رنج گنج ميسر نمي شود...»

5. تعظيم شعاير الهي :

يكي از آثار بي ايماني كه خود منجر به گناهان فراوان ديگري مي شود، بي توجهي به ارزش هاي ديني و شعاير الهي است. يكي از آثار پرمنفعت تقوا در قرآن آن است كه فضيلت بزرگ شمردن شعاير ديني تنها از آن كساني است كه تقواي الهي پيشه كنند و پرهيزكار باشند: كسي كه شعائر الهي را بزرگ شمارد اين كار نشانه تقواي دلهاست.(حج/32)

6. پذيرش عمل :

هريك از اعمال نيكي كه در دنيا انجام مي دهيم، جداي از پاداش و بهره اخروي منافع دنيوي فراواني را به انسان مي رساند. بهره مندي از اين منافع و نيز پاداش اخروي در گرو قبولي عمل است. در آيات قرآن ملاك قبولي عمل تقوا ذكر شده است. عملي كه در سرزمين تقوا كاشته شود، ثمر مي دهد و به بار مي نشيند و تخم عملي كه در شوره زار ريا و غفلت و طمع ريخته شود، بي حاصل است. آيه شريفه: «انما يتقبل الله من المتقين» خطابي عام و حكمي عمومي براي همه اعمال آدمي و ملاكي قطعي براي پذيرش عمل است. اين آيه به دنبال حكايت هابيل و قابيل آمده است كه هركدام از آن ها براي تقرب به پروردگار كاري را انجام دادند كه از يكي قبول شد و از ديگري مقبول نيفتاد كه اين فراز پاياني آيه، دليل قبولي عمل هابيل را تقواپيشگي او مي داند: «واتل عليهم نبا ابني ءادم بالحق اذقربا قربانا فتقبل من احدهما ولم يتقبل من الاخر قال لاقتلنك قال انما يتقبل الله من المتقين» «داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان هنگامي كه هركدام عملي را براي تقرب (به پروردگار) انجام دادند اما از يكي پذيرفته شد و از ديگري پذيرفته نشد (قابيل) گفت: به خدا سوگند تو را هم خواهم كشت (هابيل) گفت: خدا تنها از پرهيزكاران مي پذيرد.» (مائده/ 27)

در حديثي از پيامبر اكرم(ص) ارزش عملي كه از روي تقوا انجام شده و مورد پذيرش خداوند واقع گشته، روشن شده است ايشان مي فرمايند: «كوشش تو در عمل همراه با تقوا بسيار بيشتر از عمل بدون تقوا باشد زيرا عمل همراه با تقوا قليل شمرده نمي شود و چگونه عملي كه مورد قبول خداوند قرار گرفته اندك شمرده شود. به خاطر سخن خداوند بلندمرتبه كه فرمود: خداوند تنها از تقواپيشگان قبول مي كند.»(26)
7. رهايي از ترس و اندوه :

مشكلات و گرفتاري هاي زندگي، آرزوها و تمايلات بشري گاه موجبات ترس و اضطراب و يأس و اندوه را براي آدمي به همراه دارد. در اين ميان مردم در شيوه مواجهه با آن دو گروهند؛ عده اي در مقابل آن منفعل و عده اي فعالند. گروه اول قدرت برخورد با اين مشكلات را در خود نمي بينند و چون پشتوانه محكمي ندارند همواره يأس و اضطراب، پوچي و بي هويتي سيماي زندگيشان را تيره و تار مي نمايند و گروه دوم با اتكا به نيروي الهي و صبر و تحمل در برابر سختي و خويشتن داري و پرهيزكاري به مقابله با مشكلات مي پردازند پاداش و ثمره اين مجاهدت آن ها را خداوند اين چنين بيان مي كند: «هان، همانا اولياي الهي را نه ترسي است و نه اندوهي، همان كساني كه ايمان آوردند و تقوا پيشه مي كردند، بشارت در دنيا و آخرت براي آن هاست. وعده هاي خدا را تبديلي نيست، اين همان رستگاري بزرگ است.» (يونس 62-64)
ايمني از ترس و اندوه براي اولياي الهي از آن روست كه در همراهي خدايند و خدا نيز امر آن ها را كفايت مي كند:«خداوند با كساني است كه تقوا دارند و نيكوكارند.» (نحل/128)

8. محبوبيت نزد خداوند :

دوست داشتن و محبوب واقع شدن غريزه اي است كه از ذات آدمي سرچشمه مي گيرد و از نشانه هاي ارزش و فضيلت آدمي و نشان از نوع شخصيت او دارد. اما اين كه چه كسي را دوست بداريم و محبوب چه كسي واقع شويم از اهميت به سزايي برخوردار است هرچه محبوب افراد مهمتر باشيم و بزرگان را بيشتر دوست بداريم ارزش وجودي ما بيشتر است. در اين ميان تقواپيشگان محبوب ارزشمندترين وجود هستي اند و چه سعادتي از اين بالاتر كه آدمي محبوب خالق خويش باشد.»
(آل عمران/76)
چنين مهر و محبتي كه دو سويه و متقابل است همواره ادامه دارد و هيچگاه به دشمني بدل نمي شود برعكس دوستي هايي كه منشأ آن علايق دنيوي است. چنانكه در روز قيامت بعضي از دوستان دنيوي به شدت از يكديگر نفرت دارند و باهم دشمنند اما دوستي متقين چون همراه با حب الهي است جاودان و ماندگار است.» «دوستان در آن روز بعضي دشمن يكديگرند، جز متقين.» (زخرف/67)

9. بخشيده شدن گناهان و رهايي از آتش :

از ديگر ثمرات مهم تقوا آن است كه گناهاني كه پرهيزكار از روي غفلت در گذشته انجام داده بخشيده مي شود و اين چنين مايه رهايي او از آتش جهنم مي گردد. «هركس از خدا پروا كند خداوند بديهايش را از او بزدايد و پاداشش را بزرگ گرداند.» (طلاق/5) و در آيه 17 سوره «ليل» وعده رهايي از آتش به متقين داده مي شود و مي فرمايد: «از آتش جهنم» با تقواترين مردم دور داشته مي شوند»

10. حسن عاقبت و پاداش بهشتي :

كليد سعادت، فرجام نيك است چه بسا افرادي كه مدتي عمل نيك انجام مي دادند اما بعد از آن از حق رويگردان شدند.
بهترين نمونه اين بدفرجامي شيطان است كه پس از سالها عبادت از درگاه الهي رانده شد. حسن عاقبت بالاترين نعمتي است كه خداوند به متقين مي دهد: «سرانجام پسنديده از آن متقين است.» (اعراف/128)
بدنبال چنين حسن عاقبتي، بهشت و انواع نعمت هاي آن كه در قرآن وعده داده شده به آدمي مي رسد و از اين نعمات متنعم مي گردد: «اين همان بهشتي است كه به هريك از بندگان ما كه پرهيزكار باشند به ميراث مي دهيم.» (مريم/63)
و در آيه ديگر به تفصيل بيشتري از اين نعمات بهشتي مي پردازد و مي فرمايد: «در حقيقت مردم پرهيزكار در ميان باغ ها و نهرها در قرارگاه صدق نزد پادشاهي توانايند.» (قمر/54-55) اميد است كه خداوند ما را از جمله متقين قرار دهد و حسن عاقبت عطا فرمايد.

پانوشت ها :

1. مفردات الفاظ القرآن كريم، راغب اصفهاني، ص 530
2. سفينه البحار، شيخ عباس قمي، ج 2، ص 678
3. تفسير ابوالفتوح رازي، ج 1، ص .62
.4 تنبيه الخواطر و نزهه النواظر ، ج 2، ص .120
5. غرر الحكم ، حديث .2162
6. منبع پيشين، .1871
.7 همان، .9721
.8 نهج البلاغه، حكمت .410
.9 غرر الحكم، 6086
.10 كنز العمال، حديث .5641
.11 بحارالانوار، ج 70، ص 289، ح .21
.12 بحارالانوار: ج 70، ص 288، ح .16
.13 نهج البلاغه، خطبه .12
.14 بحارالانوار، ج 70، ص 136؛ نقل از : تفسير نمونه، ج22، ص 205
.15 ميزان الحكمه، ج 14، ص 7026
.16 نورالثقلين، ج5، ص 424
.17 كنزالعمال، حديث 5666
.18 بحارالانوار، ج 67، ص 61، حديث 5
.19 شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 19، ص .41
.20 تفسير نمونه، ج 7، ص .142
.21 تفسير القمي، ج 1، ص .266
.22 مجمع البيان، ج 10، ص .306
.23 تفسير نوالثقلين، ج 5، ص .356
.24 تفسير مجمع البيان، ج 10، ص 306 و با تفاوت هايي: تفسير فخر رازي و روح البيان ذيل آيه مذكور.
.25 تفسير نور الثقلين، ج 5، 354؛ نمونه، ج 24، ص .238
.26 بحارالانوار، 70/286/.8