بررسی تطبیقی مصافحه با نامحرم؛ از دیدگاه فریقین
م-
توسلی
مقدمه یکی از مسائل مبتلابه جامعه اسلامی بخصوص افراد که در جامعه حضورعینی دارند و مشغول کارهای اجرایی به صورت مختلط با غیر همگن در ادارات می باشند ویا با افراد غیر همجنس از کشورهای غیر اسلامی سروکار دارند؛ نحوه رابطه کاری و رعایت عرف دیپلوماسی با زنان بخصوص زنان مسلمان (مراجعین یا کارمندان زن) می باشد؛ که آیا دست دادند مردان با زنان نامحرم - آنگونه که در برخی از کشورهای اسلامی رایج یا در حال رایج شدن است- از منظر فقهی و شرع جایز است یا حرام؟ با توجه با این نکته که مردم ما مردم مسلمان واکثرا دارای غیرت دینی اند؛ نمی توانند ببینند که همسران یا دختران یا خواهران شان در ادارات با جنس مخالف دست می دهند و مصافحه می نمایند. لذا در این مقاله سعی گردیده تا مسأله طبق دیدگاه فقهاء مسلمین و از منظر فقهی " جواز یا حرمت آن" مطرح گردد. طرح مسأله ارتباط زنان با مردان در اجتماع ، در محیط آموزشی و کاری و در محیط فامیلی (خانوادگی) یکی از مسائل دو سویه است که ارتباط تنگاتنگ با حقوق زنان از یکسو و رعایت موازین شرعی از سوی دیگر دارد بخصوص اینکه عده ی در جانب رعایت موازین شرعی و عده ی دیگر به طرف داری از ادعای رعایت حقوق انسانی و بشری مسیر افراط و تفریط را پیموده اند و یا در حال وارد شدن به این معرکه است. متأسفانه این موضوع در کشور افغانستان با توجه به تغییر وضعیت و نگرش اباحه گری عده ای به اصطلاح روشنفکر؛ در حال تبدیل شدن به یک معضل اجتماعی و فرهنگی می باشد. بنابراین در مقاله حاضر یکی از ده ها مسائل مورد بحث در این موضوع، که همان دست دادن زن با مرد نامحرم یا بر عکس می باشد؛ مورد ارزیابی قرار می گیرد. مصافحه زن با مرد نامحرم از دیدگاه فقهاء مسلمین مسأله دست دادن مرد یا زن با جنس مخالف از حیث جواز و عدم آن، یکی از موضوعات مورد اهتمام جوامع اسلامی در عصر حاضر می باشد. لذا سعی ما بر این است که این مسأله را به صورت جداگانه از دیدگاه ها و منظرهای پیروان مکتب اسلام یعنی فقهاء امامیه و فقهاء اهل سنت بررسی نموده و ادله هردو طرف را مطرح خواهیم کرد. ان شاء الله پاسخ این پرسش را که آیا از لحاظ شرعی ما مجاز به دست دادن با جنس مخالف نامحرم هستیم یا خیر؟ ادله شرعی (کتاب و سنت) دلالت بر حرمت دارند و یا برجواز؟ خواهیم داد. دیدگاه فقهاء امامیه فقهاء شیعه قائلند که دست دادن با زن اجنبیه- نامحرم- جایز نیست ( اصلی اولی) مگر با شرایط خاص که در زیر به آن خواهیم پرداخت. 1- دست مستقیما با پوست بدن تماس نداشته باشد. به عبارت دیگر حائل وجود داشته باشد از قبیل دست کش و پارچه. 2- هنگام دست دادن، دست زن اجنبیه را فشار ندهد. 3- از روی شهوت نباشد. سید محمد کاظم طباطبایی یزدی در عروة الوثقی می فرماید: مصافحه با زن نامحرم جایز نیست. آری از پشت لباس ( با دست کش و...) اشکال ندارد همانگونه که دست دادن و لمس بدن محارم جایز است. (مسألة) : لا يجوز مصافحة الأجنبية نعم لا بأس بها من وراء الثوب كما لا بأس بلمس المحارم .[1] آیت الله خمینی در حاشیه عروه در توضیح این مسأله می گوید: ( دست دادن با نامحرم ) در صورت که از روی ریبه و تلذذ نباشد و همچنان بعد ازدست دادن ازاین کارلذت نبرد و هنگام مصافحه دست اجنبیه را فشارندهد[2] جایز است. آیت الله بروجردی نیز این شرایط را لازم می داند.[3] آیت الله گلپایگانی نیز قید عدم تلذذ و ریبه را واجب می داند، حتی ایشان در مورد لمس بدن محارم نیز رعایت این شرط را لازم می داند.[4] آیت الله حکیم درکتاب مستمسک العروة در شرح عبارت سید یزدی رحمت الله علیه(لا يجوز مصافحة الاجنبية) می گوید: مصافحه با زن جایز نیست، مگرچند دسته از زنان که ازدواج با آن ها روا نیست مثل؛ خواهر، دختر، عمه، خاله، دختر خواهرو امثال آن ها. و اما زنان که ازدواج با آن ها حلال است دست دادن با آن ها جایز نیست مگر با حائل و از وراء لباس، در عین حال دست آن ها را نباید فشار دهد.[5] آیت الله خویی ایشان در جواب استفتائی چنین می گوید: سئوال1138- اگر انسان ناچار به مصافحه با زن نامحرم غیر مسلمان گردد بدون کدام ریبه و شهوت، مثل اینکه زن در اداره های حکومتی با انسان دست بدهد و اگر از دست دادن خودداری کند باعث توهین و تحقیرشخصیت او یا دین و اسلام می گردد؛ در این صورت دست دادن با زن اجنبی کافر جایز است؟[6] آیت الله خویی: دست دادن جایز نیست مگر در صورت که مصافحه نکردن ضرر و مفسده داشته باشد. بلی اگر با دست پوشیده و بدون لذت و شهوت مصافحه کند، اشکال ندارد. [7] آیت الله تبریزی ایشان بعد از پاسخ آیت الله خویی می گوید: بر جواب ایشان ( آیت الله خویی قدس سره) افزوده می شود: بلکه احوط عدم جواز مصافحه است حتی در صورت که ضرر و مفسده داشته باشد، دست ندادن با زن اجنبیه موجب حفظ عزت وآبروی اسلام است. [8] وی در پاسخ سئوال دیگر نیز می گوید: س 1698: در برخی از کشورها کسی که وارد می شود با تمام افراد حاضر دست می دهد حتی با زنان البته بدون لذت بردن، واگر از دست دادن با زنان خودداری کند باعث شگفتی می گردد، و غالبا توهین و تحقیر به زن شمرده می شود، بنابراین آیا مصافحه با آن زنان با این شرایط جایز است؟ آیت الله تبریزی: مصافحه جایز نیست، این عمل وزر بر مسلمین شمرده می شود، همانا دست ندادن با اجنبیه جزء شعایر دین است و اهمیت دادن به ترک آن تا جای که ممکن است؛ واجب است[9] آیت الله محقق کابلی ایشان در جواب سؤالی می گوید: س21- آیا دست دادن با زنهای نامحرم به قصد احوال پرسی در صورتی که دست زن درچادر پیچیده باشد؛ جایز است؟ آیت الله محقق: دست دادن با پیر زن ها به این صورت مهییج نیست اما از دست دادن بازنان جوان حتی از پشت چادر اجتناب شود.[10] با توجه به روشن شدن موضوع بحث و مسلم بودن مسأله حرمت دست دادن با غیر همگن اجنبی در نزد فقهاء ما، بهتر است سراغ ادله برویم و ادله مسأله را از کتاب وسنت بررسی نماییم. ادله مسأله از منظر فقهاء امامیه اول- قرآن 1- يا نساء النبي لستن كأحد من النساء إن اتقيتن فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قبله مرض وقلن قولا معروفا.[11]] ای همسران پیامبر شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید ا گر تقوا پیشه کنید؛ پس بگونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان در شما طمع کنند، وسخن شایسته بگویید. آیت الله خویی در مورد نحوه استدلال با آیه شریفه چنین می گوید: آیه شریفه هرچند خطاب به همسران پیامبر صلی الله علیه و آله است ولی در آیه دو مطلب بیان شده است: اول: اگر زنان پیامبر تقوا پیشه کنند از همه برترند. دوم: بیان کیفیت تقوا و اسباب آن. مطلب اول با این قسمت از آیه[يا نساء النبي لستنّ كأحد من النساء إن اتقيتنّ] بیان گردیده است در حال که مطلب دوم با تفریع اموری بر فاء تفریعیه بیان شده است. [ با استفاده از آیه 32و33 سوره احزاب] اموری که متفرع بر فاء گردیده اند عبارت اند از: به گونه ای هوس انگیز سخن مگویید، در خانه ها بمانید، همانند زمان جاهلیت از خانه بیرون نشوید، نماز را بپادارید و زکات را بپردازید. واضح و آشکار است که تنها مطلب اول به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله اختصاص دارد اما مطلب دوم اختصاص به آن ها ندارد بلکه شامل تمام زنان می شود شاهد این ادعا، بیان عدم تبرج، بپاداشتن نماز و پرداخت زکات در ضمن خضوع در گفتار است پس قول به اختصاص آیه واین امور تنها به همسران پیامبر (درود خدا بر او و خاندانش باد) وجهی ندارد بلکه آیه شریفه از جهت مطلب دوم[به گونه ای هوس انگیز سخن مگویید، در خانه ها بمانید، همانند زمان جاهلیت از خانه بیرون نشوید، نماز را بپادارید و زکات را بپردازید] شامل تمام زنان می شود، پس آیه دلالت بر حرمت خضوع در گفتار برای زنان- که بگونه ای هوس آلود صحبت کنند- دارد.[12] بنابراین اگر سخن گفتن با شرایط که ذکر شد با مردان نامحرم جایز نیست به طریق اولی دست دادن با زنان نامحرم جایز نیست. 2- قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم ويحفظوا فروجهم ذلك أزكى لهم إن الله خبير بما يصنعون. [13] به مؤمنان بگو چشمهای خود را ( از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این امر برای آنان پاکیزه تر است؛ خداوند از آنچه انجام می دهد آگاه است. علامه حلی: نگاه کردن مرد به زن نامحرم یا بخاطر ضرورت است یا بدون آن، در صورت که ضرورت نباشد پس نگاه کردن مرد به زن اجنبیه در صورت که قصد ازدواج با او را ندارد، جایز نیست مگر صورت و کف دست ها. البته اگر با نگاه کردن به دست ها و صورت به حرام بیفتد، نگاه کردن در این فرض نیز حرام است دلیل این مطلب قول خداوند متعال است که فرمود: قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم. [14] شیخ طوسی نیز می گوید: برای مرد اجنبی جایز نیست به زن اجنبیه بدون ضرورت و سبب نگاه کند پس نگاه کردن مرد به بدن زن ( زیرا تمام بدن زن عورت است مگر وجه و کفین) شرعا ممنوع است مگر نگاه کردن به صورت و کف دست ها که مکروه است دلیل آن قول خداوند متعال است که فرمود: قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم.[15] استدلال با آیه شریفه آیت الله حکیم از شیخ انصاری نقل می کند که شیخ فرموده است: هرگاه نگاه کردن به نامحرم حرام باشد؛ لمس بدن نامحرم قطعا حرام است بلکه اگر نگاه کردن جایز باشد باز لمس بدون اشکال حرام است.[16] البته نگاه کردن در موارد ضرورت و موارد که قصد ازدواج دارد جایز است که در محل خود به طور مفصل بحث شده است و همچنان لمس بدن نا محرم در موارد اضطرار مثل طبابت و... جایز است و اشکال ندارد. دوم- روایات روایات که می توان با آنها استدلال کرد دو دسته اند: الف- روایات که در خصوص مورد مصافحه وارد شده اند. ب- احادیث که پیرامون چگونگی بیعت پیامبر اسلام با زنان وارد شده اند. دسته اول 1- عن أبى بصير عن أبى عبد الله ( ع ) قال : " قلت له هل يصافح الرجل المرأة 2- ليست بذات محرم ؟ فقال : لا . إلا من وراء الثوب. [17] ابو بصیر می گوید از امام صادق علیه السلام سئوال کردم که آیا مرد با زن که محرم او نیست می تواند مصافحه کند؟ حضرت فرمود: نه ، مگر از وراء لباس. این حدیث از حیث سند صحیح است و دلالت آن نیز تمام است. حضرت نهی از این کار کرده است نهی طبق آنچه در اصول ثابت شده است ظهور در حرمت دارد. 3- حدیث دوم موثقه سماعة است. عن سماعة بن مهران قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن مصافحة الرجل المرأة . قال ( ع ) : لا يحل للرجل أن يصافح المرأة إلا امرأة يحرم عليه أن يتزوجها اخت أو بنت أو عمة أو خالة أو بنت اخت أو نحوها ، وأما المرأة التي يحل له أن يتزوجها فلا يصافحها إلا من وراء الثوب ولا يغمز كفها.[18] سماعه می گوید: از امام صادق (ع) از دست دادن مرد با زن سئوال کردم، حضرت فرمود: برای مرد حلال نیست که با زن دست بدهد مگر زن که ازدواج این مرد با او حرام است؛ مثل خواهر، دختر، عمه، خاله، دختر خواهر یا امثال آن ها، واما زن که می تواند با او ازدواج کند مصافحه با او تنها با حائل جایز است و در عین حال دست او را نباید فشار دهد. 3- نهي عن مصافحة المرأة - رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : لا يجوز للمرأة أن تصافح غير ذي محرم إلا من وراء ثوبها ، ولا تبايع إلا من وراء ثوبها. [19] پیامبر خدا (ص): برای زن جایز نیست که با نامحرم دست بدهد مگر از وراء لباسش، و بیعت نمی تواند مگر با حائل. 4- عنه ( صلى الله عليه وآله ) : إني لست اصافح النساء.[20] از پیامبر خدا روایت شده که آن حضرت فرمود: من هرگز با زنان مصافحه نکرده ام. دسته دوم روایات که پیرامون بیعت پیامبر بزرگوار اسلام وارد شده اند و چگونگی بیعت زنان را با آن حضرت بیان می کنند. 1- عن المفضل بن عمر قال : قلت لابي عبد الله عليه السلام : كيف ماسح رسول الله صلى الله عليه وآله النساء حين بايعن ؟ فقال : دعا بمركنه الذي كان يتوضاء فيه فصب فيه ماء ثم غمس فيه يده اليمني ، فكلما بايع واحدة منهن قال: اغمسي يدك فتغمس كما غمس رسول الله صلى الله عليه و آله فكان هذا ممساحته إياهن. [21] مفضل بن عمر می گوید خدمت امام صادق (ع) عرض کردم: پیامبر خدا(ص) چگونه دست زنان را هنگام که آنان با حضرت بیعت کردند، مسح کرد؟ حضرت فرمود: ظرفی را که پیامبر همیشه در آن وضو می گرفت حاضر کرد پس مقدار آب در آن ریخت سپس حضرت دست راست خود را در آن ظرف فروبرد، هرگاه که یکی از زنان با آن حضرت بیعت می کرد حضرت می فرمود: دست خود را در آب فروببر پس آنها مثل پیامبر دست خود را درآب فرو می بردند، این نحوه بیعیت گرفتن و مسح کردن پیامبر بود. 2- عن سعدان بن مسلم قال : قال أبو عبد الله عليه السلام : أتدري كيف بايع رسول الله صلى الله عليه وآله النساء ؟ قلت : الله أعلم وابن رسوله أعلم، قال: جمعهن حوله ثم دعا بتوربرام فصب فيه نضوحا ثم غمس يده فيه ، ثم قال: اسمعن يا هؤلاء ابايعكن على أن لا تشركن بالله شيئا ولا تسرقن ولا تزنين ولا تقتلن أولادكن ولا تأتين ببهتان تفترينه بين أيديكن وأرجلكن ولا تعصين بعولتكن في معروف، أقررتن؟ قلن: نعم. فأخرج يده من التور ثم قال لهن: اغمسن أيديكن، ففعلن فكانت يد رسول الله صلى الله عليه وآله الطاهرة أطيب من أن يمس بها كف انثى ليست له بمحرم.[22] سعدان بن مسلم می گوید: امام صادق (ع) فرمود: می دانی پیامبر خدا (ص) چگونه با زنان بیعت کرد؟ عرض کردم خدا و فرزند رسول خدا آگاه تر است. فرمود: پیامبر زنان را اطراف خود جمع نمود سپس ظرف سنگی خواست و مقدار گلاب در آن ریخت سپس دستش را در آن فروبرد، و فرمود: ای زنان گوش کنید من با شما با این شرایط بیعت می کنم؛ چیزی را شریک برای خدا قرار ندهید، دزدی نکنید، دامن تان آلوده به زنا نگردد، فرزندان تان را نکشید، به کسی تهمت وافترا نبندید و از شوهران تان درامور معروف، اطاعت کنید. آیا قبول دارید؟ گفتند: بلی، پس حضرت دست خود را از ظرف بیرون آورد و به آنها فرمود: دست تان را فروببرید و آنان دست خود را در ظرف فرو بردند. امام صادق سپس فرمود: دست پیامبر پاکتر از آن است که با دست زنان نامحرم تماس داشته باشد. این روایات به طور واضح و صریح بر حرمت دست دادن با نامحرم دلالت دارند مگر با سه شرط: 1) دست دادن با حائل باشد 2) لذت نبرد 3) دست نامحرم را فشار ندهد. اگر این شرایط لحاظ شود دست دادن اشکال ندارد. نکته دو نکته باید تذکر داده شود: 1- این روایات مطلق است لذا هم شامل دست دادن مرد مسلمان با زن ( چه مسلمان با شد وچه کافر) می شود وهم شامل دست دادن زن مسلمان با مرد اجنبی ( چه مسلمان باشد و چه کافر). 2- در روایت مرسله محمد بن سالم که از امام صادق(ع) نقل شده است، دست دادن زن با مرد که محرم اوست مقید به حائل گردیده است یعنی در صورت دست دادن محارم اشکال ندارد که از وراء لباس باشد. محمد بن سالم عن بعض أصحابنا عن الحكم بن مسكين قال : " حدثني سعيدة ومنة أختا محمد بن أبي عمير قالتا : دخلنا على أبي عبد الله ( ع ) فقلنا: تعود المرأة أخاها؟ قال: نعم. قلنا: تصافحه ؟ قال ( ع ) : من وراء الثوب.[23] آیت الله حکیم می گوید: این حدیث حمل بر استحباب می شود.[24] یعنی مستحب است که دست دادن با محارم نیز با حائل باشد. ولی مرحوم آیت الله گلپایگانی می گوید: اگر لمس بدن محارم با لذت و شهوت باشد، جایز نیست. [25] پی نوشتها [1] - العروة الوثقى (ط.ج)، السيد محمد کاظم الطباطبائی اليزدي ج 5 ص 490 [2] - همان،[ مع عدم الريبة والتلذذ وكذا فيما بعده ولا يغمض كف الأجنبية لدى المصافحة.] (الإمام الخميني ) [3]- العروة الوثقى (ط.ج)، السيد اليزدي ج 5 ص 490 [ مع عدم الريبة والتلذذ وكذا ما بعده ] (البروجردي) [4] - همان،[ مع عدم التلذذ والريبة وكذا في لمس المحارم ] ( الگلپايگاني ) [5] مستمسك العروة ، السيد محسن الحكيم ج 14 ص 50، ناشر، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی [6] صراط النجاة، الميرزا جواد التبريزي ج 2 ص 371 ، ناشر، دار الاعتصام [7] - صراط النجاة، الميرزا جواد التبريزي ج 2 ص 371 [ الخوئي : لا تجوز المصافحة إلا إذا ترتب على تركها مفسدة أو ضرر ، نعم لا بأس بها من وراء الستر بدون ريبة وشهوة، والله العالم] [8] - صراط النجاة ، الميرزا جواد التبريزي ج 2 ص 371 [التبريزی: يضاف إلى جوابه ( قدس سره ) : بل الاحوط عدم الجواز ، حتى في صورة الضرر والمفسدة ، فإن فيه تحفظا على شرف الاسلام .] [9] - همان، [التبريزي : لا يجوز ذلك ، وهو وزر على المسلمين ، فإن عدم مصافحة الاجنبية من شعائر الدين، ويجب الحفاظ عليها مهما أمكن ، والله العالم ]. [10]- استفتائات جدید- مسائل متفرقه ص460 چاپ اول 1381ش، قربانعلی محقق کابلی [11] - احزاب/32 [12] - كتاب النكاح، السيد الخوئي ج 1 ص 103، ناشر، دار الهادی- قم [13] - النور/ 30 [14] - تذكرة الفقهاء ، علامة الحلي ج 2 ص 573، ناشر، مکتبة الرضویة (ط-ق) [15] - المبسوط ، شيخ طوسي ج 4 ص 160، ناشر، مکتبة الرضویة [16] - مستمسك العروة، السيد محسن الحكيم ج 14 ص 50 [17] - وسائل الشیعة باب 115 من ابواب مقدمات النكاح حديث 1( الاسلامیة) تهران [18] - وسائل الشيعة (الإسلامية) ، الحر العاملي ج 14 ص 151 [19] - ميزان الحكمة، محمدي ري شهري ج 2 ص 1616، ناشر، دار الحدیث [20]- همان [21] - وسائل الشيعة، الحر العاملي ج 14 ص 151 [22] - الكافي، الشيخ الكليني ج 5 ص 526 ، دار الکتب الاسلامیة [23] - وسائل الشیعة ج14 ابواب مقدمات النکاح باب116 حدیث1 [24]- مستمسك العروة، السيد محسن الحكيم ج 14 ص 50 [25] - العروة الوثقى (ط.ج)، السيد اليزدي ج 5 ص 490 دیگاه فقهاء اهل سنت پیرامون دست دادن با نامحرم علماء اهل سنت دست دادن با نامحرم را جایز نمی دانند حتی برخی از آنان دست دادن با محارم را نیز حلال نمی دانند. بهوتی: دست دادن با زن جوان نامحرم جایز نیست زیرا مصافحه با نامحرم بدتر از نگاه کردن به او است، اما دست دادن با زنان مسن (عجوزه) طبق آنچه در کتاب الفصول و الرعایة ذکر شده است اشکال ندارد.[25] در جای دیگر از احمد حنبل نقل می کند: امام احمد دست دادن با زن اجنبی را شدیدا مکروه( حرام) می داند حتی دست دادن با محارم را. اما برای پدر دست دادن با دخترش را تجویز کرده است. ولی گرفتن دست زن مسن اشکال ندارد.[26] ادله مسأله از منظر دانشمندان عامه قرآن "يا أيها النبي إذا جاءك المؤمنات يبايعنك على أن لا يشركن بالله شيئا ولا يسرقن ولا يزنين ولا يقتلن أولادهن ولا يأتين ببهتان يفترينه بين أيديهن وأرجلهن ولا يعصينك في معروف فبايعهن واستغفر لهن الله إن الله غفور رحيم." (ممتحنة/12) ای پیامبر! هنگامی که زنان مؤمنه نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که چیزی را شریک خدا قرار ندهند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایی پیش دست و پای خود نیاورند و در هیچ کار شایسته ای مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن و برای آنان از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خدا آمرزنده و مهربان است. نحوه استدلال مناوی: پیامبر خدا با زنان اجنبی در روز بیعت مصافحه نکرد یعنی دست خود را در دست هیچکدام از آن ها قرار نداد بلکه با کلام از آن ها بیعت گرفت... با توجه به اینکه آن حضرت معصوم است و احتمال ریبه در مورد آن حضرت منتفی است؛ دست خود را به دست زنان نامحرم نگذاشت، پس دیگران بطریق اولی باید از دست دادن خودداری کنند. حافظ عراقی گفته است: ظاهر این است که دست دادن با اجنبیه بر آن حضرت حرام و ممنوع بوده است.[27] طبرانی: از شهر بن حوشب نقل می کند که با اسماء بنت یزید ملاقات کردم و او برایم داستان بیعت کردن خود با پیامبر را برایم بازگو کرد که در روز بیعت آن حضرت با زنان، دست خود را دراز کردم تا با آن حضرت بیعت کنم اما آن حضرت دست خود را کشید و فرمود: من با زنان دست نمی دهم و لکن بیعت من با آن ها قولی است، من هم جواب مثبت دادم...[28] آنچه در نزد مسلمین مسلم است این است که آن حضرت در روز بیعت با زنان، دست خود را به دست آنها نداده است و اگر دست دادن جایز بود با توجه به تمایل و اصرار زن ها حضرت با آنها دست می داد حال آنکه حضرت فرمود: انی لااصافح النساء. [29] روایات که از منابع اهل سنت نقل شده اند چند دسته اند: الف- از مطلق مصافحه با نامحرم نهی می کنند. ب- روایات که پیرامون بیعت پیامبر(ص) با زنان وارد شده اند که خود دو قسم می باشد: اول- آن حضرت به هیچ وجه با زنان دست نداده است. دوم- بیعت آن حضرت با زنان با حائل واز وراء لباس بوده است. ج- آن حضرت با زنان از وراء لباس و حائل مصافحه می کرد. دسته اول: روایات که از مطلق مصافحه با نامحرم نهی می کنند: 1- قال محمد بن عبد الله بن مهران: سأل أبو عبد الله عن الرجل يصافح المرأة قال: لا ، وشدد فيه جدا. قلت: فيصافحها بثوبه؟ قال: لا. قال رجل: فإن كان ذا رحم ؟ قال: لا ، قلت: ابنته . قال: إذا كانت ابنته فلا بأس.[30] محمد بن عبدالله می گوید: از ابو عبدالله از مردی که با زن دست می دهد؛ سئوال کرد، ابوعبدالله جواب داد: جایز نیست و جدا منع کرد. گفتم: با لباس و حائل می تواند با زن دست داد؟ گفت : نه. مردی گفت: اگر محرم باشد باز جایز نیست؟ گفت: نه. عرض کردم: اگر دخترش باشد؟ گفت: اگر دخترش باشد دست دادن اشکال ندارد. 2- عن شهر بن حوشب عن أسماء بنت يزيد قالت كان رسول الله صلى الله عليه وسلم لا يصافح النساء.[31] اسماء بنت یزید گفت: پیامبر خدا(ص) با زنها دست نمی داد. 3- عن العلاء بن عبدالرحمن ، عن أنس، نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن مصافحة النساء.[32] علاء بن عبدالرحمن از انس نقل می کند که گفت: پیامبر خدا از مصافحه با زنان نهی فرمود. دسته دوم: روایات که پیرامون بیعت آن حضرت با زنان وارد شده اند این گروه خود دو قسم است: الف- آن حضرت به هیچ وجه هنگام بیعت با زنان دست نداده است. 1- كان لا يصافح النساء في البيعة. [33] حضرت در بیعت نسوان با زنان دست نداده است. 2- اخبرنا سفيان بن عيينة عن الزهزى عن عروة ان النبي صلى الله عليه وسلم كان لا يصافح النساء في البيعة.[34] زهری از عروه نقل می کند که: همانا پیامبر (ص) هنگام بیعت زنان با آن حضرت، با آن ها دست نداده است. 3- عن محمد بن المنكدر عن أميمة قالت : أتيت النبي صلى الله عليه وسلم لأبايعه فقال إني لست أصافح النساء أي الأجنبيات.[35] محمد بن منکدر از اممیه نقل می کند که اممیمه گفت: خدمت پیامبر رسیدم تا با آن حضرت بیعت کنم، حضرت فرمود: من با زنان نامحرم دست نمی دهم. 4- وفي صحيح البخاري عن عائشة قالت ، كان النبي صلى الله عليه وسلم يبايع النساء بالكلام بهذه الآية لا يشركن بالله شيئا قالت وما مست يد رسول الله صلى الله عليه وسلم يد امرأة إلا امرأة يملكها.[36] در صحیح بخاری از عائشه نقل شده است که گفت: بیعت پیامبر خدا (ص) با زنان با گفتاربود؛ به اینکه برای خدا شریک قرار ندهید، و هرگز دست پیامبر به دست زنی تماس پیدا نکرد مگر زن که محرم آن حضرت بود. 5- عن اميمة بنت رقيقة قالت اتيت رسول الله صلى الله عليه وسلم في نسوة نبايعه فقلنا نبايعك يارسول الله على ان لانشرك بالله شيئا ولانسرق ولا نزني ولا نقتل اولادنا ولاناتى ببهتان نفتريه بين ايدينا وارجلنا ولا نعصيك في معروف. فقال رسول الله: فيما استطعتن واطقتن، قالت فقلنا: الله ورسوله ارحم بنا من انفسنا هلم نبايعك يا رسول الله فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: انى لااصافح النساء انما قولى لمائة امراة كقولي لامراة واحدة. [37] امیمه بنت رقیقه می گوید: با عده ی از زنان خدمت پیامبر رسیدیم تا با آن حضرت بیعت کنیم پس عرض کردیم: یا رسول الله با این تعهد با تو بیعت می کنیم که جیزی را شریک خدا قرار ندهیم، دزدی نکنیم، زنا نکنیم، فرزندان مان را نکشیم، تهمت و افترا هم نبندیم و در معروف [ از شوهران خود] اطاعت کنیم. پیامبر خدا فرمود: در آنچه توانایی و طاقت داشته باشید. پس گفتیم: خدا و پیامبرش به ما از خود ما مهربان تراند ای پیامبر خدا دست تان را بدهید تا با شما بیعت کنیم، پیامبر خدا فرمود: من با زنان دست نمی دهم تنها قول من به صد زن همان است که به یک زن می گویم. (منظور تعهد است که بر اساس آیه شریفه از آنان اخذ گردید) 6- وروى أحمد ، عن ابن عمر أنه عليه الصلاة والسلام كان لا يصافح النساء في البيعة.[38] احمد از ابن عمر روایت کرده است که پیامبر خدا (ع) با زنان در هنگام بیعت هرگز دست نداد. ب- بیعت آن حضرت با زنان با حائل واز وراء لباس بوده است. 1- عن عامر الشعبي قال بايع النبي صلى الله عليه وسلم النساء وعلى يده ثوب.[39] عامر شعبی گفت: پیامبر (ص) با زنان بیعت نمود در حالیکه بر دست حضرت حائلی بود. 2- عن منصور عن إبراهيم أن النبي صلى الله عليه وسلم بايع النساء من وراء الثوب.[40] منصوراز ابراهیم نقل کرده است که گفت: پیامبر (ص) با زنان از وراء لباس بیعت کرد. 3- عن مغيرة عن الشعبي ان النبي صلى الله عليه وسلم حين بايع النساء وضع على يده برادا قطريا فبايعهن. [41] مغیره از شعبی روایت کرده است که همانا پیامبر خدا (ص) هنگام بیعت با زنان بر روی دست خود برد قطری( پارچه) را گذاشت سپس با آنها بیعت کرد. البته روایتی را هیثمی نقل می کند که بیعت پیامبر با زنان به این صورت بوده است که ظرف آبی در نزد حضرت قرار داشت و هرگاه زنان می خواستند با آن حضرت بیعت کنند دست شان را در آن آب فرو می بردند. 4- عن عروة ابن مسعود الثقفى قال كان رسول الله صلى الله عليه وسلم عنده الماء فإذا بايع النساء غمسن أيد یهن.[42] دسته سوم: آن حضرت با زنان از وراء لباس و حائل مصافحه می فرمود 1- عن منصور عن ابراهيم ان النبي صلى الله عليه وسلم ، كان يصافح النساء وعلى يده ثوب.[43] منصور از ابراهیم نقل می کند که گفت: همانا پیامبر (ص) با زنان مصافحه می کرد در حالیکه بر دست آن حضرت لباسی قرار داشت. 3- كان يصافح النساء من تحت الثوب .[44] آنچه معروف و مشهور در نزد فقهاء عامه است این که دست دادن با اجنبیه جایز نیست نه در بیعت و نه در غیر آن، لذا احادیث را که دلالت بر جواز مصافحه با حائل می کنند چه در باب بیعت پیامبر و چه در غیر آن، از لحاظ سند ضعیف می دانند. در این بخش به گفتار دو تن از دانشمندان آنان اشاره می شود. مناوی: پیامبر خدا با زنان اجنبیه در هنگام بیعت دست نمی داد یعنی دست خود را در دست هیچکدام از آنها قرار نداد بلکه با گفتار تنها از آنها بیعت گرفت. حافظ عراقی می گوید: این مطلب معروف و مشهور است اما اینکه آن حضرت با حائل با زنان دست داده است؛ گمان باطل است. هرگاه با وجود اینکه آن حضرت معصوم است و ریبه و شهوت در مورد آن حضرت منتفی است؛ با زنان دست نمی داد، دیگران به طریق اولی نباید دست بدهند. علماء گفته اند که: مس و لمس بدن اجنبیه حرام است و لو لمس درغیر عورت باشد.[45] بهوتی بعد از نقل روایات که منع از دست دادن با اجنبیه می کنند چنین می گوید: شیخ تقی الدین دست دادن را مطلقا حرام می داند، اما تفصیل بین دست دادن با نامحرم و محرم بهتر است.[46] به اینکه دست دادن با زنان نامحرم جایز نیست و دست دادن با زنان که محارم هستند جایز است. نتیجه: با توجه به ادله که از طرف دانشمندان مسلمین از کتاب و سنت ارایه گردید؛ بدون شک و تردید دست دادن مرد با زن نا محرم و زن با مرد نامحرم جایز نیست و حرام است. فقهاء شیعه امامیه دست دادن با زنان را با حائل و شرایط که قبلا بیان شد، جایز می دانند البته روایاتی نیز از طریق اهل سنت موئید دیدگاه فقهاء شیعه می باشند که در چند سطر قبل بیان شد. پس از منظر اکثر فقهاء عامه دست دادن با اجنبیه ( غیر از زنان سالخورده) حرام است و از منظر فقهاء امامیه نیز حرام است مگر با شرایط مذکور. پی نوشتها [25] - كشاف القناع، البهوتي ج 2 ص 179، دار الکتب العلمیة، بیروت [26] - همان ج 5 ص15 [27] - فيض القدير شرح الجامع الصغير، المناوي ج 5 ص 236، دار الکتب العلمیة، بیروت [28] - المعجم الكبير، الطبراني ج 24 ص 182، مکتبة ابن تیمیة، قاهره [29] - همان ص180 [30] - كشاف القناع، البهوتي ج 2 ص 179 [31] - المعجم الكبير، الطبراني ج 24 ص 182 [32]- ميزان الاعتدال، الذهبي ج 2 ص 402 [33] - الجامع الصغير، جلال الدين السيوطي ج 2 ص 361 ، كنز العمال، المتقي الهندي ج 7 ص 156 [34] - الطبقات الكبرى، محمد بن سعد ج 8 ص 5 [35] - شرح مسند أبي حنيفة، ملا علي القاري ص 216 [36] - ميزان الاعتدال ، الذهبي ج 2 ص 402، سبل الهدى والرشاد ج 5 ص 248، شرح مسند أبي حنيفة و البداية والنهاية ، ابن كثير ج 4 ص 365 [37] - الطبقات الكبرى، محمد بن سعد ج 8 ص 5، دار صادر، بیروت [38] - همان [39]- همان [40] - همان [41] - همان [42] - مجمع الزوائد ،الهيثمى ج 6 ص 39، دار الکتب العلمیة، بیروت [43] - همان، المصنف ج6 ص9 عبدالرزاق الصنعانی، [44] - كنز العمال ، المتقي الهندي ج 7 ص 156، مؤسسة الرسالة، بیروت،المعجم الاوسط ج3 ص180 الطبرانی، مجمع الزوائد ج6ص39 [45] - فيض القدير شرح الجامع الصغير، المناوي ج 5 ص 236، دار الکتب العلمیة، بیروت [46]- كشاف القناع - البهوتي ج 2 ص 179 دیگاه فقهاء اهل سنت پیرامون دست دادن با نامحرم علماء اهل سنت دست دادن با نامحرم را جایز نمی دانند حتی برخی از آنان دست دادن با محارم را نیز حلال نمی دانند. بهوتی: دست دادن با زن جوان نامحرم جایز نیست زیرا مصافحه با نامحرم بدتر از نگاه کردن به او است، اما دست دادن با زنان مسن (عجوزه) طبق آنچه در کتاب الفصول و الرعایة ذکر شده است اشکال ندارد.[25] در جای دیگر از احمد حنبل نقل می کند: امام احمد دست دادن با زن اجنبی را شدیدا مکروه( حرام) می داند حتی دست دادن با محارم را. اما برای پدر دست دادن با دخترش را تجویز کرده است. ولی گرفتن دست زن مسن اشکال ندارد.[26] ادله مسأله از منظر دانشمندان عامه قرآن "يا أيها النبي إذا جاءك المؤمنات يبايعنك على أن لا يشركن بالله شيئا ولا يسرقن ولا يزنين ولا يقتلن أولادهن ولا يأتين ببهتان يفترينه بين أيديهن وأرجلهن ولا يعصينك في معروف فبايعهن واستغفر لهن الله إن الله غفور رحيم." (ممتحنة/12) ای پیامبر! هنگامی که زنان مؤمنه نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که چیزی را شریک خدا قرار ندهند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایی پیش دست و پای خود نیاورند و در هیچ کار شایسته ای مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن و برای آنان از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خدا آمرزنده و مهربان است. نحوه استدلال مناوی: پیامبر خدا با زنان اجنبی در روز بیعت مصافحه نکرد یعنی دست خود را در دست هیچکدام از آن ها قرار نداد بلکه با کلام از آن ها بیعت گرفت... با توجه به اینکه آن حضرت معصوم است و احتمال ریبه در مورد آن حضرت منتفی است؛ دست خود را به دست زنان نامحرم نگذاشت، پس دیگران بطریق اولی باید از دست دادن خودداری کنند. حافظ عراقی گفته است: ظاهر این است که دست دادن با اجنبیه بر آن حضرت حرام و ممنوع بوده است.[27] طبرانی: از شهر بن حوشب نقل می کند که با اسماء بنت یزید ملاقات کردم و او برایم داستان بیعت کردن خود با پیامبر را برایم بازگو کرد که در روز بیعت آن حضرت با زنان، دست خود را دراز کردم تا با آن حضرت بیعت کنم اما آن حضرت دست خود را کشید و فرمود: من با زنان دست نمی دهم و لکن بیعت من با آن ها قولی است، من هم جواب مثبت دادم...[28] آنچه در نزد مسلمین مسلم است این است که آن حضرت در روز بیعت با زنان، دست خود را به دست آنها نداده است و اگر دست دادن جایز بود با توجه به تمایل و اصرار زن ها حضرت با آنها دست می داد حال آنکه حضرت فرمود: انی لااصافح النساء. [29] روایات که از منابع اهل سنت نقل شده اند چند دسته اند: الف- از مطلق مصافحه با نامحرم نهی می کنند. ب- روایات که پیرامون بیعت پیامبر(ص) با زنان وارد شده اند که خود دو قسم می باشد: اول- آن حضرت به هیچ وجه با زنان دست نداده است. دوم- بیعت آن حضرت با زنان با حائل واز وراء لباس بوده است. ج- آن حضرت با زنان از وراء لباس و حائل مصافحه می کرد. دسته اول: روایات که از مطلق مصافحه با نامحرم نهی می کنند: 1- قال محمد بن عبد الله بن مهران: سأل أبو عبد الله عن الرجل يصافح المرأة قال: لا ، وشدد فيه جدا. قلت: فيصافحها بثوبه؟ قال: لا. قال رجل: فإن كان ذا رحم ؟ قال: لا ، قلت: ابنته . قال: إذا كانت ابنته فلا بأس.[30] محمد بن عبدالله می گوید: از ابو عبدالله از مردی که با زن دست می دهد؛ سئوال کرد، ابوعبدالله جواب داد: جایز نیست و جدا منع کرد. گفتم: با لباس و حائل می تواند با زن دست داد؟ گفت : نه. مردی گفت: اگر محرم باشد باز جایز نیست؟ گفت: نه. عرض کردم: اگر دخترش باشد؟ گفت: اگر دخترش باشد دست دادن اشکال ندارد. 2- عن شهر بن حوشب عن أسماء بنت يزيد قالت كان رسول الله صلى الله عليه وسلم لا يصافح النساء.[31] اسماء بنت یزید گفت: پیامبر خدا(ص) با زنها دست نمی داد. 3- عن العلاء بن عبدالرحمن ، عن أنس، نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن مصافحة النساء.[32] علاء بن عبدالرحمن از انس نقل می کند که گفت: پیامبر خدا از مصافحه با زنان نهی فرمود. دسته دوم: روایات که پیرامون بیعت آن حضرت با زنان وارد شده اند این گروه خود دو قسم است: الف- آن حضرت به هیچ وجه هنگام بیعت با زنان دست نداده است. 1- كان لا يصافح النساء في البيعة. [33] حضرت در بیعت نسوان با زنان دست نداده است. 2- اخبرنا سفيان بن عيينة عن الزهزى عن عروة ان النبي صلى الله عليه وسلم كان لا يصافح النساء في البيعة.[34] زهری از عروه نقل می کند که: همانا پیامبر (ص) هنگام بیعت زنان با آن حضرت، با آن ها دست نداده است. 3- عن محمد بن المنكدر عن أميمة قالت : أتيت النبي صلى الله عليه وسلم لأبايعه فقال إني لست أصافح النساء أي الأجنبيات.[35] محمد بن منکدر از اممیه نقل می کند که اممیمه گفت: خدمت پیامبر رسیدم تا با آن حضرت بیعت کنم، حضرت فرمود: من با زنان نامحرم دست نمی دهم. 4- وفي صحيح البخاري عن عائشة قالت ، كان النبي صلى الله عليه وسلم يبايع النساء بالكلام بهذه الآية لا يشركن بالله شيئا قالت وما مست يد رسول الله صلى الله عليه وسلم يد امرأة إلا امرأة يملكها.[36] در صحیح بخاری از عائشه نقل شده است که گفت: بیعت پیامبر خدا (ص) با زنان با گفتاربود؛ به اینکه برای خدا شریک قرار ندهید، و هرگز دست پیامبر به دست زنی تماس پیدا نکرد مگر زن که محرم آن حضرت بود. 5- عن اميمة بنت رقيقة قالت اتيت رسول الله صلى الله عليه وسلم في نسوة نبايعه فقلنا نبايعك يارسول الله على ان لانشرك بالله شيئا ولانسرق ولا نزني ولا نقتل اولادنا ولاناتى ببهتان نفتريه بين ايدينا وارجلنا ولا نعصيك في معروف. فقال رسول الله: فيما استطعتن واطقتن، قالت فقلنا: الله ورسوله ارحم بنا من انفسنا هلم نبايعك يا رسول الله فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: انى لااصافح النساء انما قولى لمائة امراة كقولي لامراة واحدة. [37] امیمه بنت رقیقه می گوید: با عده ی از زنان خدمت پیامبر رسیدیم تا با آن حضرت بیعت کنیم پس عرض کردیم: یا رسول الله با این تعهد با تو بیعت می کنیم که جیزی را شریک خدا قرار ندهیم، دزدی نکنیم، زنا نکنیم، فرزندان مان را نکشیم، تهمت و افترا هم نبندیم و در معروف [ از شوهران خود] اطاعت کنیم. پیامبر خدا فرمود: در آنچه توانایی و طاقت داشته باشید. پس گفتیم: خدا و پیامبرش به ما از خود ما مهربان تراند ای پیامبر خدا دست تان را بدهید تا با شما بیعت کنیم، پیامبر خدا فرمود: من با زنان دست نمی دهم تنها قول من به صد زن همان است که به یک زن می گویم. (منظور تعهد است که بر اساس آیه شریفه از آنان اخذ گردید) 6- وروى أحمد ، عن ابن عمر أنه عليه الصلاة والسلام كان لا يصافح النساء في البيعة.[38] احمد از ابن عمر روایت کرده است که پیامبر خدا (ع) با زنان در هنگام بیعت هرگز دست نداد. ب- بیعت آن حضرت با زنان با حائل واز وراء لباس بوده است. 1- عن عامر الشعبي قال بايع النبي صلى الله عليه وسلم النساء وعلى يده ثوب.[39] عامر شعبی گفت: پیامبر (ص) با زنان بیعت نمود در حالیکه بر دست حضرت حائلی بود. 2- عن منصور عن إبراهيم أن النبي صلى الله عليه وسلم بايع النساء من وراء الثوب.[40] منصوراز ابراهیم نقل کرده است که گفت: پیامبر (ص) با زنان از وراء لباس بیعت کرد. 3- عن مغيرة عن الشعبي ان النبي صلى الله عليه وسلم حين بايع النساء وضع على يده برادا قطريا فبايعهن. [41] مغیره از شعبی روایت کرده است که همانا پیامبر خدا (ص) هنگام بیعت با زنان بر روی دست خود برد قطری( پارچه) را گذاشت سپس با آنها بیعت کرد. البته روایتی را هیثمی نقل می کند که بیعت پیامبر با زنان به این صورت بوده است که ظرف آبی در نزد حضرت قرار داشت و هرگاه زنان می خواستند با آن حضرت بیعت کنند دست شان را در آن آب فرو می بردند. 4- عن عروة ابن مسعود الثقفى قال كان رسول الله صلى الله عليه وسلم عنده الماء فإذا بايع النساء غمسن أيد یهن.[42] دسته سوم: آن حضرت با زنان از وراء لباس و حائل مصافحه می فرمود 1- عن منصور عن ابراهيم ان النبي صلى الله عليه وسلم ، كان يصافح النساء وعلى يده ثوب.[43] منصور از ابراهیم نقل می کند که گفت: همانا پیامبر (ص) با زنان مصافحه می کرد در حالیکه بر دست آن حضرت لباسی قرار داشت. 3- كان يصافح النساء من تحت الثوب .[44] آنچه معروف و مشهور در نزد فقهاء عامه است این که دست دادن با اجنبیه جایز نیست نه در بیعت و نه در غیر آن، لذا احادیث را که دلالت بر جواز مصافحه با حائل می کنند چه در باب بیعت پیامبر و چه در غیر آن، از لحاظ سند ضعیف می دانند. در این بخش به گفتار دو تن از دانشمندان آنان اشاره می شود. مناوی: پیامبر خدا با زنان اجنبیه در هنگام بیعت دست نمی داد یعنی دست خود را در دست هیچکدام از آنها قرار نداد بلکه با گفتار تنها از آنها بیعت گرفت. حافظ عراقی می گوید: این مطلب معروف و مشهور است اما اینکه آن حضرت با حائل با زنان دست داده است؛ گمان باطل است. هرگاه با وجود اینکه آن حضرت معصوم است و ریبه و شهوت در مورد آن حضرت منتفی است؛ با زنان دست نمی داد، دیگران به طریق اولی نباید دست بدهند. علماء گفته اند که: مس و لمس بدن اجنبیه حرام است و لو لمس درغیر عورت باشد.[45] بهوتی بعد از نقل روایات که منع از دست دادن با اجنبیه می کنند چنین می گوید: شیخ تقی الدین دست دادن را مطلقا حرام می داند، اما تفصیل بین دست دادن با نامحرم و محرم بهتر است.[46] به اینکه دست دادن با زنان نامحرم جایز نیست و دست دادن با زنان که محارم هستند جایز است. نتیجه: با توجه به ادله که از طرف دانشمندان مسلمین از کتاب و سنت ارایه گردید؛ بدون شک و تردید دست دادن مرد با زن نا محرم و زن با مرد نامحرم جایز نیست و حرام است. فقهاء شیعه امامیه دست دادن با زنان را با حائل و شرایط که قبلا بیان شد، جایز می دانند البته روایاتی نیز از طریق اهل سنت موئید دیدگاه فقهاء شیعه می باشند که در چند سطر قبل بیان شد. پس از منظر اکثر فقهاء عامه دست دادن با اجنبیه ( غیر از زنان سالخورده) حرام است و از منظر فقهاء امامیه نیز حرام است مگر با شرایط مذکور. پی نوشتها [25] - كشاف القناع، البهوتي ج 2 ص 179، دار الکتب العلمیة، بیروت [26] - همان ج 5 ص15 [27] - فيض القدير شرح الجامع الصغير، المناوي ج 5 ص 236، دار الکتب العلمیة، بیروت [28] - المعجم الكبير، الطبراني ج 24 ص 182، مکتبة ابن تیمیة، قاهره [29] - همان ص180 [30] - كشاف القناع، البهوتي ج 2 ص 179 [31] - المعجم الكبير، الطبراني ج 24 ص 182 [32]- ميزان الاعتدال، الذهبي ج 2 ص 402 [33] - الجامع الصغير، جلال الدين السيوطي ج 2 ص 361 ، كنز العمال، المتقي الهندي ج 7 ص 156 [34] - الطبقات الكبرى، محمد بن سعد ج 8 ص 5 [35] - شرح مسند أبي حنيفة، ملا علي القاري ص 216 [36] - ميزان الاعتدال ، الذهبي ج 2 ص 402، سبل الهدى والرشاد ج 5 ص 248، شرح مسند أبي حنيفة و البداية والنهاية ، ابن كثير ج 4 ص 365 [37] - الطبقات الكبرى، محمد بن سعد ج 8 ص 5، دار صادر، بیروت [38] - همان [39]- همان [40] - همان [41] - همان [42] - مجمع الزوائد ،الهيثمى ج 6 ص 39، دار الکتب العلمیة، بیروت [43] - همان، المصنف ج6 ص9 عبدالرزاق الصنعانی، [44] - كنز العمال ، المتقي الهندي ج 7 ص 156، مؤسسة الرسالة، بیروت،المعجم الاوسط ج3 ص180 الطبرانی، مجمع الزوائد ج6ص39 [45] - فيض القدير شرح الجامع الصغير، المناوي ج 5 ص 236، دار الکتب العلمیة، بیروت [46]- كشاف القناع - البهوتي ج 2 ص 179
مقدمه یکی از مسائل مبتلابه جامعه اسلامی بخصوص افراد که در جامعه حضورعینی دارند و مشغول کارهای اجرایی به صورت مختلط با غیر همگن در ادارات می باشند ویا با افراد غیر همجنس از کشورهای غیر اسلامی سروکار دارند؛ نحوه رابطه کاری و رعایت عرف دیپلوماسی با زنان بخصوص زنان مسلمان (مراجعین یا کارمندان زن) می باشد؛ که آیا دست دادند مردان با زنان نامحرم - آنگونه که در برخی از کشورهای اسلامی رایج یا در حال رایج شدن است- از منظر فقهی و شرع جایز است یا حرام؟ با توجه با این نکته که مردم ما مردم مسلمان واکثرا دارای غیرت دینی اند؛ نمی توانند ببینند که همسران یا دختران یا خواهران شان در ادارات با جنس مخالف دست می دهند و مصافحه می نمایند. لذا در این مقاله سعی گردیده تا مسأله طبق دیدگاه فقهاء مسلمین و از منظر فقهی " جواز یا حرمت آن" مطرح گردد. طرح مسأله ارتباط زنان با مردان در اجتماع ، در محیط آموزشی و کاری و در محیط فامیلی (خانوادگی) یکی از مسائل دو سویه است که ارتباط تنگاتنگ با حقوق زنان از یکسو و رعایت موازین شرعی از سوی دیگر دارد بخصوص اینکه عده ی در جانب رعایت موازین شرعی و عده ی دیگر به طرف داری از ادعای رعایت حقوق انسانی و بشری مسیر افراط و تفریط را پیموده اند و یا در حال وارد شدن به این معرکه است. متأسفانه این موضوع در کشور افغانستان با توجه به تغییر وضعیت و نگرش اباحه گری عده ای به اصطلاح روشنفکر؛ در حال تبدیل شدن به یک معضل اجتماعی و فرهنگی می باشد. بنابراین در مقاله حاضر یکی از ده ها مسائل مورد بحث در این موضوع، که همان دست دادن زن با مرد نامحرم یا بر عکس می باشد؛ مورد ارزیابی قرار می گیرد. مصافحه زن با مرد نامحرم از دیدگاه فقهاء مسلمین مسأله دست دادن مرد یا زن با جنس مخالف از حیث جواز و عدم آن، یکی از موضوعات مورد اهتمام جوامع اسلامی در عصر حاضر می باشد. لذا سعی ما بر این است که این مسأله را به صورت جداگانه از دیدگاه ها و منظرهای پیروان مکتب اسلام یعنی فقهاء امامیه و فقهاء اهل سنت بررسی نموده و ادله هردو طرف را مطرح خواهیم کرد. ان شاء الله پاسخ این پرسش را که آیا از لحاظ شرعی ما مجاز به دست دادن با جنس مخالف نامحرم هستیم یا خیر؟ ادله شرعی (کتاب و سنت) دلالت بر حرمت دارند و یا برجواز؟ خواهیم داد. دیدگاه فقهاء امامیه فقهاء شیعه قائلند که دست دادن با زن اجنبیه- نامحرم- جایز نیست ( اصلی اولی) مگر با شرایط خاص که در زیر به آن خواهیم پرداخت. 1- دست مستقیما با پوست بدن تماس نداشته باشد. به عبارت دیگر حائل وجود داشته باشد از قبیل دست کش و پارچه. 2- هنگام دست دادن، دست زن اجنبیه را فشار ندهد. 3- از روی شهوت نباشد. سید محمد کاظم طباطبایی یزدی در عروة الوثقی می فرماید: مصافحه با زن نامحرم جایز نیست. آری از پشت لباس ( با دست کش و...) اشکال ندارد همانگونه که دست دادن و لمس بدن محارم جایز است. (مسألة) : لا يجوز مصافحة الأجنبية نعم لا بأس بها من وراء الثوب كما لا بأس بلمس المحارم .[1] آیت الله خمینی در حاشیه عروه در توضیح این مسأله می گوید: ( دست دادن با نامحرم ) در صورت که از روی ریبه و تلذذ نباشد و همچنان بعد ازدست دادن ازاین کارلذت نبرد و هنگام مصافحه دست اجنبیه را فشارندهد[2] جایز است. آیت الله بروجردی نیز این شرایط را لازم می داند.[3] آیت الله گلپایگانی نیز قید عدم تلذذ و ریبه را واجب می داند، حتی ایشان در مورد لمس بدن محارم نیز رعایت این شرط را لازم می داند.[4] آیت الله حکیم درکتاب مستمسک العروة در شرح عبارت سید یزدی رحمت الله علیه(لا يجوز مصافحة الاجنبية) می گوید: مصافحه با زن جایز نیست، مگرچند دسته از زنان که ازدواج با آن ها روا نیست مثل؛ خواهر، دختر، عمه، خاله، دختر خواهرو امثال آن ها. و اما زنان که ازدواج با آن ها حلال است دست دادن با آن ها جایز نیست مگر با حائل و از وراء لباس، در عین حال دست آن ها را نباید فشار دهد.[5] آیت الله خویی ایشان در جواب استفتائی چنین می گوید: سئوال1138- اگر انسان ناچار به مصافحه با زن نامحرم غیر مسلمان گردد بدون کدام ریبه و شهوت، مثل اینکه زن در اداره های حکومتی با انسان دست بدهد و اگر از دست دادن خودداری کند باعث توهین و تحقیرشخصیت او یا دین و اسلام می گردد؛ در این صورت دست دادن با زن اجنبی کافر جایز است؟[6] آیت الله خویی: دست دادن جایز نیست مگر در صورت که مصافحه نکردن ضرر و مفسده داشته باشد. بلی اگر با دست پوشیده و بدون لذت و شهوت مصافحه کند، اشکال ندارد. [7] آیت الله تبریزی ایشان بعد از پاسخ آیت الله خویی می گوید: بر جواب ایشان ( آیت الله خویی قدس سره) افزوده می شود: بلکه احوط عدم جواز مصافحه است حتی در صورت که ضرر و مفسده داشته باشد، دست ندادن با زن اجنبیه موجب حفظ عزت وآبروی اسلام است. [8] وی در پاسخ سئوال دیگر نیز می گوید: س 1698: در برخی از کشورها کسی که وارد می شود با تمام افراد حاضر دست می دهد حتی با زنان البته بدون لذت بردن، واگر از دست دادن با زنان خودداری کند باعث شگفتی می گردد، و غالبا توهین و تحقیر به زن شمرده می شود، بنابراین آیا مصافحه با آن زنان با این شرایط جایز است؟ آیت الله تبریزی: مصافحه جایز نیست، این عمل وزر بر مسلمین شمرده می شود، همانا دست ندادن با اجنبیه جزء شعایر دین است و اهمیت دادن به ترک آن تا جای که ممکن است؛ واجب است[9] آیت الله محقق کابلی ایشان در جواب سؤالی می گوید: س21- آیا دست دادن با زنهای نامحرم به قصد احوال پرسی در صورتی که دست زن درچادر پیچیده باشد؛ جایز است؟ آیت الله محقق: دست دادن با پیر زن ها به این صورت مهییج نیست اما از دست دادن بازنان جوان حتی از پشت چادر اجتناب شود.[10] با توجه به روشن شدن موضوع بحث و مسلم بودن مسأله حرمت دست دادن با غیر همگن اجنبی در نزد فقهاء ما، بهتر است سراغ ادله برویم و ادله مسأله را از کتاب وسنت بررسی نماییم. ادله مسأله از منظر فقهاء امامیه اول- قرآن 1- يا نساء النبي لستن كأحد من النساء إن اتقيتن فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قبله مرض وقلن قولا معروفا.[11]] ای همسران پیامبر شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید ا گر تقوا پیشه کنید؛ پس بگونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان در شما طمع کنند، وسخن شایسته بگویید. آیت الله خویی در مورد نحوه استدلال با آیه شریفه چنین می گوید: آیه شریفه هرچند خطاب به همسران پیامبر صلی الله علیه و آله است ولی در آیه دو مطلب بیان شده است: اول: اگر زنان پیامبر تقوا پیشه کنند از همه برترند. دوم: بیان کیفیت تقوا و اسباب آن. مطلب اول با این قسمت از آیه[يا نساء النبي لستنّ كأحد من النساء إن اتقيتنّ] بیان گردیده است در حال که مطلب دوم با تفریع اموری بر فاء تفریعیه بیان شده است. [ با استفاده از آیه 32و33 سوره احزاب] اموری که متفرع بر فاء گردیده اند عبارت اند از: به گونه ای هوس انگیز سخن مگویید، در خانه ها بمانید، همانند زمان جاهلیت از خانه بیرون نشوید، نماز را بپادارید و زکات را بپردازید. واضح و آشکار است که تنها مطلب اول به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله اختصاص دارد اما مطلب دوم اختصاص به آن ها ندارد بلکه شامل تمام زنان می شود شاهد این ادعا، بیان عدم تبرج، بپاداشتن نماز و پرداخت زکات در ضمن خضوع در گفتار است پس قول به اختصاص آیه واین امور تنها به همسران پیامبر (درود خدا بر او و خاندانش باد) وجهی ندارد بلکه آیه شریفه از جهت مطلب دوم[به گونه ای هوس انگیز سخن مگویید، در خانه ها بمانید، همانند زمان جاهلیت از خانه بیرون نشوید، نماز را بپادارید و زکات را بپردازید] شامل تمام زنان می شود، پس آیه دلالت بر حرمت خضوع در گفتار برای زنان- که بگونه ای هوس آلود صحبت کنند- دارد.[12] بنابراین اگر سخن گفتن با شرایط که ذکر شد با مردان نامحرم جایز نیست به طریق اولی دست دادن با زنان نامحرم جایز نیست. 2- قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم ويحفظوا فروجهم ذلك أزكى لهم إن الله خبير بما يصنعون. [13] به مؤمنان بگو چشمهای خود را ( از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این امر برای آنان پاکیزه تر است؛ خداوند از آنچه انجام می دهد آگاه است. علامه حلی: نگاه کردن مرد به زن نامحرم یا بخاطر ضرورت است یا بدون آن، در صورت که ضرورت نباشد پس نگاه کردن مرد به زن اجنبیه در صورت که قصد ازدواج با او را ندارد، جایز نیست مگر صورت و کف دست ها. البته اگر با نگاه کردن به دست ها و صورت به حرام بیفتد، نگاه کردن در این فرض نیز حرام است دلیل این مطلب قول خداوند متعال است که فرمود: قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم. [14] شیخ طوسی نیز می گوید: برای مرد اجنبی جایز نیست به زن اجنبیه بدون ضرورت و سبب نگاه کند پس نگاه کردن مرد به بدن زن ( زیرا تمام بدن زن عورت است مگر وجه و کفین) شرعا ممنوع است مگر نگاه کردن به صورت و کف دست ها که مکروه است دلیل آن قول خداوند متعال است که فرمود: قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم.[15] استدلال با آیه شریفه آیت الله حکیم از شیخ انصاری نقل می کند که شیخ فرموده است: هرگاه نگاه کردن به نامحرم حرام باشد؛ لمس بدن نامحرم قطعا حرام است بلکه اگر نگاه کردن جایز باشد باز لمس بدون اشکال حرام است.[16] البته نگاه کردن در موارد ضرورت و موارد که قصد ازدواج دارد جایز است که در محل خود به طور مفصل بحث شده است و همچنان لمس بدن نا محرم در موارد اضطرار مثل طبابت و... جایز است و اشکال ندارد. دوم- روایات روایات که می توان با آنها استدلال کرد دو دسته اند: الف- روایات که در خصوص مورد مصافحه وارد شده اند. ب- احادیث که پیرامون چگونگی بیعت پیامبر اسلام با زنان وارد شده اند. دسته اول 1- عن أبى بصير عن أبى عبد الله ( ع ) قال : " قلت له هل يصافح الرجل المرأة 2- ليست بذات محرم ؟ فقال : لا . إلا من وراء الثوب. [17] ابو بصیر می گوید از امام صادق علیه السلام سئوال کردم که آیا مرد با زن که محرم او نیست می تواند مصافحه کند؟ حضرت فرمود: نه ، مگر از وراء لباس. این حدیث از حیث سند صحیح است و دلالت آن نیز تمام است. حضرت نهی از این کار کرده است نهی طبق آنچه در اصول ثابت شده است ظهور در حرمت دارد. 3- حدیث دوم موثقه سماعة است. عن سماعة بن مهران قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن مصافحة الرجل المرأة . قال ( ع ) : لا يحل للرجل أن يصافح المرأة إلا امرأة يحرم عليه أن يتزوجها اخت أو بنت أو عمة أو خالة أو بنت اخت أو نحوها ، وأما المرأة التي يحل له أن يتزوجها فلا يصافحها إلا من وراء الثوب ولا يغمز كفها.[18] سماعه می گوید: از امام صادق (ع) از دست دادن مرد با زن سئوال کردم، حضرت فرمود: برای مرد حلال نیست که با زن دست بدهد مگر زن که ازدواج این مرد با او حرام است؛ مثل خواهر، دختر، عمه، خاله، دختر خواهر یا امثال آن ها، واما زن که می تواند با او ازدواج کند مصافحه با او تنها با حائل جایز است و در عین حال دست او را نباید فشار دهد. 3- نهي عن مصافحة المرأة - رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : لا يجوز للمرأة أن تصافح غير ذي محرم إلا من وراء ثوبها ، ولا تبايع إلا من وراء ثوبها. [19] پیامبر خدا (ص): برای زن جایز نیست که با نامحرم دست بدهد مگر از وراء لباسش، و بیعت نمی تواند مگر با حائل. 4- عنه ( صلى الله عليه وآله ) : إني لست اصافح النساء.[20] از پیامبر خدا روایت شده که آن حضرت فرمود: من هرگز با زنان مصافحه نکرده ام. دسته دوم روایات که پیرامون بیعت پیامبر بزرگوار اسلام وارد شده اند و چگونگی بیعت زنان را با آن حضرت بیان می کنند. 1- عن المفضل بن عمر قال : قلت لابي عبد الله عليه السلام : كيف ماسح رسول الله صلى الله عليه وآله النساء حين بايعن ؟ فقال : دعا بمركنه الذي كان يتوضاء فيه فصب فيه ماء ثم غمس فيه يده اليمني ، فكلما بايع واحدة منهن قال: اغمسي يدك فتغمس كما غمس رسول الله صلى الله عليه و آله فكان هذا ممساحته إياهن. [21] مفضل بن عمر می گوید خدمت امام صادق (ع) عرض کردم: پیامبر خدا(ص) چگونه دست زنان را هنگام که آنان با حضرت بیعت کردند، مسح کرد؟ حضرت فرمود: ظرفی را که پیامبر همیشه در آن وضو می گرفت حاضر کرد پس مقدار آب در آن ریخت سپس حضرت دست راست خود را در آن ظرف فروبرد، هرگاه که یکی از زنان با آن حضرت بیعت می کرد حضرت می فرمود: دست خود را در آب فروببر پس آنها مثل پیامبر دست خود را درآب فرو می بردند، این نحوه بیعیت گرفتن و مسح کردن پیامبر بود. 2- عن سعدان بن مسلم قال : قال أبو عبد الله عليه السلام : أتدري كيف بايع رسول الله صلى الله عليه وآله النساء ؟ قلت : الله أعلم وابن رسوله أعلم، قال: جمعهن حوله ثم دعا بتوربرام فصب فيه نضوحا ثم غمس يده فيه ، ثم قال: اسمعن يا هؤلاء ابايعكن على أن لا تشركن بالله شيئا ولا تسرقن ولا تزنين ولا تقتلن أولادكن ولا تأتين ببهتان تفترينه بين أيديكن وأرجلكن ولا تعصين بعولتكن في معروف، أقررتن؟ قلن: نعم. فأخرج يده من التور ثم قال لهن: اغمسن أيديكن، ففعلن فكانت يد رسول الله صلى الله عليه وآله الطاهرة أطيب من أن يمس بها كف انثى ليست له بمحرم.[22] سعدان بن مسلم می گوید: امام صادق (ع) فرمود: می دانی پیامبر خدا (ص) چگونه با زنان بیعت کرد؟ عرض کردم خدا و فرزند رسول خدا آگاه تر است. فرمود: پیامبر زنان را اطراف خود جمع نمود سپس ظرف سنگی خواست و مقدار گلاب در آن ریخت سپس دستش را در آن فروبرد، و فرمود: ای زنان گوش کنید من با شما با این شرایط بیعت می کنم؛ چیزی را شریک برای خدا قرار ندهید، دزدی نکنید، دامن تان آلوده به زنا نگردد، فرزندان تان را نکشید، به کسی تهمت وافترا نبندید و از شوهران تان درامور معروف، اطاعت کنید. آیا قبول دارید؟ گفتند: بلی، پس حضرت دست خود را از ظرف بیرون آورد و به آنها فرمود: دست تان را فروببرید و آنان دست خود را در ظرف فرو بردند. امام صادق سپس فرمود: دست پیامبر پاکتر از آن است که با دست زنان نامحرم تماس داشته باشد. این روایات به طور واضح و صریح بر حرمت دست دادن با نامحرم دلالت دارند مگر با سه شرط: 1) دست دادن با حائل باشد 2) لذت نبرد 3) دست نامحرم را فشار ندهد. اگر این شرایط لحاظ شود دست دادن اشکال ندارد. نکته دو نکته باید تذکر داده شود: 1- این روایات مطلق است لذا هم شامل دست دادن مرد مسلمان با زن ( چه مسلمان با شد وچه کافر) می شود وهم شامل دست دادن زن مسلمان با مرد اجنبی ( چه مسلمان باشد و چه کافر). 2- در روایت مرسله محمد بن سالم که از امام صادق(ع) نقل شده است، دست دادن زن با مرد که محرم اوست مقید به حائل گردیده است یعنی در صورت دست دادن محارم اشکال ندارد که از وراء لباس باشد. محمد بن سالم عن بعض أصحابنا عن الحكم بن مسكين قال : " حدثني سعيدة ومنة أختا محمد بن أبي عمير قالتا : دخلنا على أبي عبد الله ( ع ) فقلنا: تعود المرأة أخاها؟ قال: نعم. قلنا: تصافحه ؟ قال ( ع ) : من وراء الثوب.[23] آیت الله حکیم می گوید: این حدیث حمل بر استحباب می شود.[24] یعنی مستحب است که دست دادن با محارم نیز با حائل باشد. ولی مرحوم آیت الله گلپایگانی می گوید: اگر لمس بدن محارم با لذت و شهوت باشد، جایز نیست. [25] پی نوشتها [1] - العروة الوثقى (ط.ج)، السيد محمد کاظم الطباطبائی اليزدي ج 5 ص 490 [2] - همان،[ مع عدم الريبة والتلذذ وكذا فيما بعده ولا يغمض كف الأجنبية لدى المصافحة.] (الإمام الخميني ) [3]- العروة الوثقى (ط.ج)، السيد اليزدي ج 5 ص 490 [ مع عدم الريبة والتلذذ وكذا ما بعده ] (البروجردي) [4] - همان،[ مع عدم التلذذ والريبة وكذا في لمس المحارم ] ( الگلپايگاني ) [5] مستمسك العروة ، السيد محسن الحكيم ج 14 ص 50، ناشر، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی [6] صراط النجاة، الميرزا جواد التبريزي ج 2 ص 371 ، ناشر، دار الاعتصام [7] - صراط النجاة، الميرزا جواد التبريزي ج 2 ص 371 [ الخوئي : لا تجوز المصافحة إلا إذا ترتب على تركها مفسدة أو ضرر ، نعم لا بأس بها من وراء الستر بدون ريبة وشهوة، والله العالم] [8] - صراط النجاة ، الميرزا جواد التبريزي ج 2 ص 371 [التبريزی: يضاف إلى جوابه ( قدس سره ) : بل الاحوط عدم الجواز ، حتى في صورة الضرر والمفسدة ، فإن فيه تحفظا على شرف الاسلام .] [9] - همان، [التبريزي : لا يجوز ذلك ، وهو وزر على المسلمين ، فإن عدم مصافحة الاجنبية من شعائر الدين، ويجب الحفاظ عليها مهما أمكن ، والله العالم ]. [10]- استفتائات جدید- مسائل متفرقه ص460 چاپ اول 1381ش، قربانعلی محقق کابلی [11] - احزاب/32 [12] - كتاب النكاح، السيد الخوئي ج 1 ص 103، ناشر، دار الهادی- قم [13] - النور/ 30 [14] - تذكرة الفقهاء ، علامة الحلي ج 2 ص 573، ناشر، مکتبة الرضویة (ط-ق) [15] - المبسوط ، شيخ طوسي ج 4 ص 160، ناشر، مکتبة الرضویة [16] - مستمسك العروة، السيد محسن الحكيم ج 14 ص 50 [17] - وسائل الشیعة باب 115 من ابواب مقدمات النكاح حديث 1( الاسلامیة) تهران [18] - وسائل الشيعة (الإسلامية) ، الحر العاملي ج 14 ص 151 [19] - ميزان الحكمة، محمدي ري شهري ج 2 ص 1616، ناشر، دار الحدیث [20]- همان [21] - وسائل الشيعة، الحر العاملي ج 14 ص 151 [22] - الكافي، الشيخ الكليني ج 5 ص 526 ، دار الکتب الاسلامیة [23] - وسائل الشیعة ج14 ابواب مقدمات النکاح باب116 حدیث1 [24]- مستمسك العروة، السيد محسن الحكيم ج 14 ص 50 [25] - العروة الوثقى (ط.ج)، السيد اليزدي ج 5 ص 490 دیگاه فقهاء اهل سنت پیرامون دست دادن با نامحرم علماء اهل سنت دست دادن با نامحرم را جایز نمی دانند حتی برخی از آنان دست دادن با محارم را نیز حلال نمی دانند. بهوتی: دست دادن با زن جوان نامحرم جایز نیست زیرا مصافحه با نامحرم بدتر از نگاه کردن به او است، اما دست دادن با زنان مسن (عجوزه) طبق آنچه در کتاب الفصول و الرعایة ذکر شده است اشکال ندارد.[25] در جای دیگر از احمد حنبل نقل می کند: امام احمد دست دادن با زن اجنبی را شدیدا مکروه( حرام) می داند حتی دست دادن با محارم را. اما برای پدر دست دادن با دخترش را تجویز کرده است. ولی گرفتن دست زن مسن اشکال ندارد.[26] ادله مسأله از منظر دانشمندان عامه قرآن "يا أيها النبي إذا جاءك المؤمنات يبايعنك على أن لا يشركن بالله شيئا ولا يسرقن ولا يزنين ولا يقتلن أولادهن ولا يأتين ببهتان يفترينه بين أيديهن وأرجلهن ولا يعصينك في معروف فبايعهن واستغفر لهن الله إن الله غفور رحيم." (ممتحنة/12) ای پیامبر! هنگامی که زنان مؤمنه نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که چیزی را شریک خدا قرار ندهند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایی پیش دست و پای خود نیاورند و در هیچ کار شایسته ای مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن و برای آنان از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خدا آمرزنده و مهربان است. نحوه استدلال مناوی: پیامبر خدا با زنان اجنبی در روز بیعت مصافحه نکرد یعنی دست خود را در دست هیچکدام از آن ها قرار نداد بلکه با کلام از آن ها بیعت گرفت... با توجه به اینکه آن حضرت معصوم است و احتمال ریبه در مورد آن حضرت منتفی است؛ دست خود را به دست زنان نامحرم نگذاشت، پس دیگران بطریق اولی باید از دست دادن خودداری کنند. حافظ عراقی گفته است: ظاهر این است که دست دادن با اجنبیه بر آن حضرت حرام و ممنوع بوده است.[27] طبرانی: از شهر بن حوشب نقل می کند که با اسماء بنت یزید ملاقات کردم و او برایم داستان بیعت کردن خود با پیامبر را برایم بازگو کرد که در روز بیعت آن حضرت با زنان، دست خود را دراز کردم تا با آن حضرت بیعت کنم اما آن حضرت دست خود را کشید و فرمود: من با زنان دست نمی دهم و لکن بیعت من با آن ها قولی است، من هم جواب مثبت دادم...[28] آنچه در نزد مسلمین مسلم است این است که آن حضرت در روز بیعت با زنان، دست خود را به دست آنها نداده است و اگر دست دادن جایز بود با توجه به تمایل و اصرار زن ها حضرت با آنها دست می داد حال آنکه حضرت فرمود: انی لااصافح النساء. [29] روایات که از منابع اهل سنت نقل شده اند چند دسته اند: الف- از مطلق مصافحه با نامحرم نهی می کنند. ب- روایات که پیرامون بیعت پیامبر(ص) با زنان وارد شده اند که خود دو قسم می باشد: اول- آن حضرت به هیچ وجه با زنان دست نداده است. دوم- بیعت آن حضرت با زنان با حائل واز وراء لباس بوده است. ج- آن حضرت با زنان از وراء لباس و حائل مصافحه می کرد. دسته اول: روایات که از مطلق مصافحه با نامحرم نهی می کنند: 1- قال محمد بن عبد الله بن مهران: سأل أبو عبد الله عن الرجل يصافح المرأة قال: لا ، وشدد فيه جدا. قلت: فيصافحها بثوبه؟ قال: لا. قال رجل: فإن كان ذا رحم ؟ قال: لا ، قلت: ابنته . قال: إذا كانت ابنته فلا بأس.[30] محمد بن عبدالله می گوید: از ابو عبدالله از مردی که با زن دست می دهد؛ سئوال کرد، ابوعبدالله جواب داد: جایز نیست و جدا منع کرد. گفتم: با لباس و حائل می تواند با زن دست داد؟ گفت : نه. مردی گفت: اگر محرم باشد باز جایز نیست؟ گفت: نه. عرض کردم: اگر دخترش باشد؟ گفت: اگر دخترش باشد دست دادن اشکال ندارد. 2- عن شهر بن حوشب عن أسماء بنت يزيد قالت كان رسول الله صلى الله عليه وسلم لا يصافح النساء.[31] اسماء بنت یزید گفت: پیامبر خدا(ص) با زنها دست نمی داد. 3- عن العلاء بن عبدالرحمن ، عن أنس، نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن مصافحة النساء.[32] علاء بن عبدالرحمن از انس نقل می کند که گفت: پیامبر خدا از مصافحه با زنان نهی فرمود. دسته دوم: روایات که پیرامون بیعت آن حضرت با زنان وارد شده اند این گروه خود دو قسم است: الف- آن حضرت به هیچ وجه هنگام بیعت با زنان دست نداده است. 1- كان لا يصافح النساء في البيعة. [33] حضرت در بیعت نسوان با زنان دست نداده است. 2- اخبرنا سفيان بن عيينة عن الزهزى عن عروة ان النبي صلى الله عليه وسلم كان لا يصافح النساء في البيعة.[34] زهری از عروه نقل می کند که: همانا پیامبر (ص) هنگام بیعت زنان با آن حضرت، با آن ها دست نداده است. 3- عن محمد بن المنكدر عن أميمة قالت : أتيت النبي صلى الله عليه وسلم لأبايعه فقال إني لست أصافح النساء أي الأجنبيات.[35] محمد بن منکدر از اممیه نقل می کند که اممیمه گفت: خدمت پیامبر رسیدم تا با آن حضرت بیعت کنم، حضرت فرمود: من با زنان نامحرم دست نمی دهم. 4- وفي صحيح البخاري عن عائشة قالت ، كان النبي صلى الله عليه وسلم يبايع النساء بالكلام بهذه الآية لا يشركن بالله شيئا قالت وما مست يد رسول الله صلى الله عليه وسلم يد امرأة إلا امرأة يملكها.[36] در صحیح بخاری از عائشه نقل شده است که گفت: بیعت پیامبر خدا (ص) با زنان با گفتاربود؛ به اینکه برای خدا شریک قرار ندهید، و هرگز دست پیامبر به دست زنی تماس پیدا نکرد مگر زن که محرم آن حضرت بود. 5- عن اميمة بنت رقيقة قالت اتيت رسول الله صلى الله عليه وسلم في نسوة نبايعه فقلنا نبايعك يارسول الله على ان لانشرك بالله شيئا ولانسرق ولا نزني ولا نقتل اولادنا ولاناتى ببهتان نفتريه بين ايدينا وارجلنا ولا نعصيك في معروف. فقال رسول الله: فيما استطعتن واطقتن، قالت فقلنا: الله ورسوله ارحم بنا من انفسنا هلم نبايعك يا رسول الله فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: انى لااصافح النساء انما قولى لمائة امراة كقولي لامراة واحدة. [37] امیمه بنت رقیقه می گوید: با عده ی از زنان خدمت پیامبر رسیدیم تا با آن حضرت بیعت کنیم پس عرض کردیم: یا رسول الله با این تعهد با تو بیعت می کنیم که جیزی را شریک خدا قرار ندهیم، دزدی نکنیم، زنا نکنیم، فرزندان مان را نکشیم، تهمت و افترا هم نبندیم و در معروف [ از شوهران خود] اطاعت کنیم. پیامبر خدا فرمود: در آنچه توانایی و طاقت داشته باشید. پس گفتیم: خدا و پیامبرش به ما از خود ما مهربان تراند ای پیامبر خدا دست تان را بدهید تا با شما بیعت کنیم، پیامبر خدا فرمود: من با زنان دست نمی دهم تنها قول من به صد زن همان است که به یک زن می گویم. (منظور تعهد است که بر اساس آیه شریفه از آنان اخذ گردید) 6- وروى أحمد ، عن ابن عمر أنه عليه الصلاة والسلام كان لا يصافح النساء في البيعة.[38] احمد از ابن عمر روایت کرده است که پیامبر خدا (ع) با زنان در هنگام بیعت هرگز دست نداد. ب- بیعت آن حضرت با زنان با حائل واز وراء لباس بوده است. 1- عن عامر الشعبي قال بايع النبي صلى الله عليه وسلم النساء وعلى يده ثوب.[39] عامر شعبی گفت: پیامبر (ص) با زنان بیعت نمود در حالیکه بر دست حضرت حائلی بود. 2- عن منصور عن إبراهيم أن النبي صلى الله عليه وسلم بايع النساء من وراء الثوب.[40] منصوراز ابراهیم نقل کرده است که گفت: پیامبر (ص) با زنان از وراء لباس بیعت کرد. 3- عن مغيرة عن الشعبي ان النبي صلى الله عليه وسلم حين بايع النساء وضع على يده برادا قطريا فبايعهن. [41] مغیره از شعبی روایت کرده است که همانا پیامبر خدا (ص) هنگام بیعت با زنان بر روی دست خود برد قطری( پارچه) را گذاشت سپس با آنها بیعت کرد. البته روایتی را هیثمی نقل می کند که بیعت پیامبر با زنان به این صورت بوده است که ظرف آبی در نزد حضرت قرار داشت و هرگاه زنان می خواستند با آن حضرت بیعت کنند دست شان را در آن آب فرو می بردند. 4- عن عروة ابن مسعود الثقفى قال كان رسول الله صلى الله عليه وسلم عنده الماء فإذا بايع النساء غمسن أيد یهن.[42] دسته سوم: آن حضرت با زنان از وراء لباس و حائل مصافحه می فرمود 1- عن منصور عن ابراهيم ان النبي صلى الله عليه وسلم ، كان يصافح النساء وعلى يده ثوب.[43] منصور از ابراهیم نقل می کند که گفت: همانا پیامبر (ص) با زنان مصافحه می کرد در حالیکه بر دست آن حضرت لباسی قرار داشت. 3- كان يصافح النساء من تحت الثوب .[44] آنچه معروف و مشهور در نزد فقهاء عامه است این که دست دادن با اجنبیه جایز نیست نه در بیعت و نه در غیر آن، لذا احادیث را که دلالت بر جواز مصافحه با حائل می کنند چه در باب بیعت پیامبر و چه در غیر آن، از لحاظ سند ضعیف می دانند. در این بخش به گفتار دو تن از دانشمندان آنان اشاره می شود. مناوی: پیامبر خدا با زنان اجنبیه در هنگام بیعت دست نمی داد یعنی دست خود را در دست هیچکدام از آنها قرار نداد بلکه با گفتار تنها از آنها بیعت گرفت. حافظ عراقی می گوید: این مطلب معروف و مشهور است اما اینکه آن حضرت با حائل با زنان دست داده است؛ گمان باطل است. هرگاه با وجود اینکه آن حضرت معصوم است و ریبه و شهوت در مورد آن حضرت منتفی است؛ با زنان دست نمی داد، دیگران به طریق اولی نباید دست بدهند. علماء گفته اند که: مس و لمس بدن اجنبیه حرام است و لو لمس درغیر عورت باشد.[45] بهوتی بعد از نقل روایات که منع از دست دادن با اجنبیه می کنند چنین می گوید: شیخ تقی الدین دست دادن را مطلقا حرام می داند، اما تفصیل بین دست دادن با نامحرم و محرم بهتر است.[46] به اینکه دست دادن با زنان نامحرم جایز نیست و دست دادن با زنان که محارم هستند جایز است. نتیجه: با توجه به ادله که از طرف دانشمندان مسلمین از کتاب و سنت ارایه گردید؛ بدون شک و تردید دست دادن مرد با زن نا محرم و زن با مرد نامحرم جایز نیست و حرام است. فقهاء شیعه امامیه دست دادن با زنان را با حائل و شرایط که قبلا بیان شد، جایز می دانند البته روایاتی نیز از طریق اهل سنت موئید دیدگاه فقهاء شیعه می باشند که در چند سطر قبل بیان شد. پس از منظر اکثر فقهاء عامه دست دادن با اجنبیه ( غیر از زنان سالخورده) حرام است و از منظر فقهاء امامیه نیز حرام است مگر با شرایط مذکور. پی نوشتها [25] - كشاف القناع، البهوتي ج 2 ص 179، دار الکتب العلمیة، بیروت [26] - همان ج 5 ص15 [27] - فيض القدير شرح الجامع الصغير، المناوي ج 5 ص 236، دار الکتب العلمیة، بیروت [28] - المعجم الكبير، الطبراني ج 24 ص 182، مکتبة ابن تیمیة، قاهره [29] - همان ص180 [30] - كشاف القناع، البهوتي ج 2 ص 179 [31] - المعجم الكبير، الطبراني ج 24 ص 182 [32]- ميزان الاعتدال، الذهبي ج 2 ص 402 [33] - الجامع الصغير، جلال الدين السيوطي ج 2 ص 361 ، كنز العمال، المتقي الهندي ج 7 ص 156 [34] - الطبقات الكبرى، محمد بن سعد ج 8 ص 5 [35] - شرح مسند أبي حنيفة، ملا علي القاري ص 216 [36] - ميزان الاعتدال ، الذهبي ج 2 ص 402، سبل الهدى والرشاد ج 5 ص 248، شرح مسند أبي حنيفة و البداية والنهاية ، ابن كثير ج 4 ص 365 [37] - الطبقات الكبرى، محمد بن سعد ج 8 ص 5، دار صادر، بیروت [38] - همان [39]- همان [40] - همان [41] - همان [42] - مجمع الزوائد ،الهيثمى ج 6 ص 39، دار الکتب العلمیة، بیروت [43] - همان، المصنف ج6 ص9 عبدالرزاق الصنعانی، [44] - كنز العمال ، المتقي الهندي ج 7 ص 156، مؤسسة الرسالة، بیروت،المعجم الاوسط ج3 ص180 الطبرانی، مجمع الزوائد ج6ص39 [45] - فيض القدير شرح الجامع الصغير، المناوي ج 5 ص 236، دار الکتب العلمیة، بیروت [46]- كشاف القناع - البهوتي ج 2 ص 179 دیگاه فقهاء اهل سنت پیرامون دست دادن با نامحرم علماء اهل سنت دست دادن با نامحرم را جایز نمی دانند حتی برخی از آنان دست دادن با محارم را نیز حلال نمی دانند. بهوتی: دست دادن با زن جوان نامحرم جایز نیست زیرا مصافحه با نامحرم بدتر از نگاه کردن به او است، اما دست دادن با زنان مسن (عجوزه) طبق آنچه در کتاب الفصول و الرعایة ذکر شده است اشکال ندارد.[25] در جای دیگر از احمد حنبل نقل می کند: امام احمد دست دادن با زن اجنبی را شدیدا مکروه( حرام) می داند حتی دست دادن با محارم را. اما برای پدر دست دادن با دخترش را تجویز کرده است. ولی گرفتن دست زن مسن اشکال ندارد.[26] ادله مسأله از منظر دانشمندان عامه قرآن "يا أيها النبي إذا جاءك المؤمنات يبايعنك على أن لا يشركن بالله شيئا ولا يسرقن ولا يزنين ولا يقتلن أولادهن ولا يأتين ببهتان يفترينه بين أيديهن وأرجلهن ولا يعصينك في معروف فبايعهن واستغفر لهن الله إن الله غفور رحيم." (ممتحنة/12) ای پیامبر! هنگامی که زنان مؤمنه نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که چیزی را شریک خدا قرار ندهند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایی پیش دست و پای خود نیاورند و در هیچ کار شایسته ای مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن و برای آنان از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خدا آمرزنده و مهربان است. نحوه استدلال مناوی: پیامبر خدا با زنان اجنبی در روز بیعت مصافحه نکرد یعنی دست خود را در دست هیچکدام از آن ها قرار نداد بلکه با کلام از آن ها بیعت گرفت... با توجه به اینکه آن حضرت معصوم است و احتمال ریبه در مورد آن حضرت منتفی است؛ دست خود را به دست زنان نامحرم نگذاشت، پس دیگران بطریق اولی باید از دست دادن خودداری کنند. حافظ عراقی گفته است: ظاهر این است که دست دادن با اجنبیه بر آن حضرت حرام و ممنوع بوده است.[27] طبرانی: از شهر بن حوشب نقل می کند که با اسماء بنت یزید ملاقات کردم و او برایم داستان بیعت کردن خود با پیامبر را برایم بازگو کرد که در روز بیعت آن حضرت با زنان، دست خود را دراز کردم تا با آن حضرت بیعت کنم اما آن حضرت دست خود را کشید و فرمود: من با زنان دست نمی دهم و لکن بیعت من با آن ها قولی است، من هم جواب مثبت دادم...[28] آنچه در نزد مسلمین مسلم است این است که آن حضرت در روز بیعت با زنان، دست خود را به دست آنها نداده است و اگر دست دادن جایز بود با توجه به تمایل و اصرار زن ها حضرت با آنها دست می داد حال آنکه حضرت فرمود: انی لااصافح النساء. [29] روایات که از منابع اهل سنت نقل شده اند چند دسته اند: الف- از مطلق مصافحه با نامحرم نهی می کنند. ب- روایات که پیرامون بیعت پیامبر(ص) با زنان وارد شده اند که خود دو قسم می باشد: اول- آن حضرت به هیچ وجه با زنان دست نداده است. دوم- بیعت آن حضرت با زنان با حائل واز وراء لباس بوده است. ج- آن حضرت با زنان از وراء لباس و حائل مصافحه می کرد. دسته اول: روایات که از مطلق مصافحه با نامحرم نهی می کنند: 1- قال محمد بن عبد الله بن مهران: سأل أبو عبد الله عن الرجل يصافح المرأة قال: لا ، وشدد فيه جدا. قلت: فيصافحها بثوبه؟ قال: لا. قال رجل: فإن كان ذا رحم ؟ قال: لا ، قلت: ابنته . قال: إذا كانت ابنته فلا بأس.[30] محمد بن عبدالله می گوید: از ابو عبدالله از مردی که با زن دست می دهد؛ سئوال کرد، ابوعبدالله جواب داد: جایز نیست و جدا منع کرد. گفتم: با لباس و حائل می تواند با زن دست داد؟ گفت : نه. مردی گفت: اگر محرم باشد باز جایز نیست؟ گفت: نه. عرض کردم: اگر دخترش باشد؟ گفت: اگر دخترش باشد دست دادن اشکال ندارد. 2- عن شهر بن حوشب عن أسماء بنت يزيد قالت كان رسول الله صلى الله عليه وسلم لا يصافح النساء.[31] اسماء بنت یزید گفت: پیامبر خدا(ص) با زنها دست نمی داد. 3- عن العلاء بن عبدالرحمن ، عن أنس، نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن مصافحة النساء.[32] علاء بن عبدالرحمن از انس نقل می کند که گفت: پیامبر خدا از مصافحه با زنان نهی فرمود. دسته دوم: روایات که پیرامون بیعت آن حضرت با زنان وارد شده اند این گروه خود دو قسم است: الف- آن حضرت به هیچ وجه هنگام بیعت با زنان دست نداده است. 1- كان لا يصافح النساء في البيعة. [33] حضرت در بیعت نسوان با زنان دست نداده است. 2- اخبرنا سفيان بن عيينة عن الزهزى عن عروة ان النبي صلى الله عليه وسلم كان لا يصافح النساء في البيعة.[34] زهری از عروه نقل می کند که: همانا پیامبر (ص) هنگام بیعت زنان با آن حضرت، با آن ها دست نداده است. 3- عن محمد بن المنكدر عن أميمة قالت : أتيت النبي صلى الله عليه وسلم لأبايعه فقال إني لست أصافح النساء أي الأجنبيات.[35] محمد بن منکدر از اممیه نقل می کند که اممیمه گفت: خدمت پیامبر رسیدم تا با آن حضرت بیعت کنم، حضرت فرمود: من با زنان نامحرم دست نمی دهم. 4- وفي صحيح البخاري عن عائشة قالت ، كان النبي صلى الله عليه وسلم يبايع النساء بالكلام بهذه الآية لا يشركن بالله شيئا قالت وما مست يد رسول الله صلى الله عليه وسلم يد امرأة إلا امرأة يملكها.[36] در صحیح بخاری از عائشه نقل شده است که گفت: بیعت پیامبر خدا (ص) با زنان با گفتاربود؛ به اینکه برای خدا شریک قرار ندهید، و هرگز دست پیامبر به دست زنی تماس پیدا نکرد مگر زن که محرم آن حضرت بود. 5- عن اميمة بنت رقيقة قالت اتيت رسول الله صلى الله عليه وسلم في نسوة نبايعه فقلنا نبايعك يارسول الله على ان لانشرك بالله شيئا ولانسرق ولا نزني ولا نقتل اولادنا ولاناتى ببهتان نفتريه بين ايدينا وارجلنا ولا نعصيك في معروف. فقال رسول الله: فيما استطعتن واطقتن، قالت فقلنا: الله ورسوله ارحم بنا من انفسنا هلم نبايعك يا رسول الله فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: انى لااصافح النساء انما قولى لمائة امراة كقولي لامراة واحدة. [37] امیمه بنت رقیقه می گوید: با عده ی از زنان خدمت پیامبر رسیدیم تا با آن حضرت بیعت کنیم پس عرض کردیم: یا رسول الله با این تعهد با تو بیعت می کنیم که جیزی را شریک خدا قرار ندهیم، دزدی نکنیم، زنا نکنیم، فرزندان مان را نکشیم، تهمت و افترا هم نبندیم و در معروف [ از شوهران خود] اطاعت کنیم. پیامبر خدا فرمود: در آنچه توانایی و طاقت داشته باشید. پس گفتیم: خدا و پیامبرش به ما از خود ما مهربان تراند ای پیامبر خدا دست تان را بدهید تا با شما بیعت کنیم، پیامبر خدا فرمود: من با زنان دست نمی دهم تنها قول من به صد زن همان است که به یک زن می گویم. (منظور تعهد است که بر اساس آیه شریفه از آنان اخذ گردید) 6- وروى أحمد ، عن ابن عمر أنه عليه الصلاة والسلام كان لا يصافح النساء في البيعة.[38] احمد از ابن عمر روایت کرده است که پیامبر خدا (ع) با زنان در هنگام بیعت هرگز دست نداد. ب- بیعت آن حضرت با زنان با حائل واز وراء لباس بوده است. 1- عن عامر الشعبي قال بايع النبي صلى الله عليه وسلم النساء وعلى يده ثوب.[39] عامر شعبی گفت: پیامبر (ص) با زنان بیعت نمود در حالیکه بر دست حضرت حائلی بود. 2- عن منصور عن إبراهيم أن النبي صلى الله عليه وسلم بايع النساء من وراء الثوب.[40] منصوراز ابراهیم نقل کرده است که گفت: پیامبر (ص) با زنان از وراء لباس بیعت کرد. 3- عن مغيرة عن الشعبي ان النبي صلى الله عليه وسلم حين بايع النساء وضع على يده برادا قطريا فبايعهن. [41] مغیره از شعبی روایت کرده است که همانا پیامبر خدا (ص) هنگام بیعت با زنان بر روی دست خود برد قطری( پارچه) را گذاشت سپس با آنها بیعت کرد. البته روایتی را هیثمی نقل می کند که بیعت پیامبر با زنان به این صورت بوده است که ظرف آبی در نزد حضرت قرار داشت و هرگاه زنان می خواستند با آن حضرت بیعت کنند دست شان را در آن آب فرو می بردند. 4- عن عروة ابن مسعود الثقفى قال كان رسول الله صلى الله عليه وسلم عنده الماء فإذا بايع النساء غمسن أيد یهن.[42] دسته سوم: آن حضرت با زنان از وراء لباس و حائل مصافحه می فرمود 1- عن منصور عن ابراهيم ان النبي صلى الله عليه وسلم ، كان يصافح النساء وعلى يده ثوب.[43] منصور از ابراهیم نقل می کند که گفت: همانا پیامبر (ص) با زنان مصافحه می کرد در حالیکه بر دست آن حضرت لباسی قرار داشت. 3- كان يصافح النساء من تحت الثوب .[44] آنچه معروف و مشهور در نزد فقهاء عامه است این که دست دادن با اجنبیه جایز نیست نه در بیعت و نه در غیر آن، لذا احادیث را که دلالت بر جواز مصافحه با حائل می کنند چه در باب بیعت پیامبر و چه در غیر آن، از لحاظ سند ضعیف می دانند. در این بخش به گفتار دو تن از دانشمندان آنان اشاره می شود. مناوی: پیامبر خدا با زنان اجنبیه در هنگام بیعت دست نمی داد یعنی دست خود را در دست هیچکدام از آنها قرار نداد بلکه با گفتار تنها از آنها بیعت گرفت. حافظ عراقی می گوید: این مطلب معروف و مشهور است اما اینکه آن حضرت با حائل با زنان دست داده است؛ گمان باطل است. هرگاه با وجود اینکه آن حضرت معصوم است و ریبه و شهوت در مورد آن حضرت منتفی است؛ با زنان دست نمی داد، دیگران به طریق اولی نباید دست بدهند. علماء گفته اند که: مس و لمس بدن اجنبیه حرام است و لو لمس درغیر عورت باشد.[45] بهوتی بعد از نقل روایات که منع از دست دادن با اجنبیه می کنند چنین می گوید: شیخ تقی الدین دست دادن را مطلقا حرام می داند، اما تفصیل بین دست دادن با نامحرم و محرم بهتر است.[46] به اینکه دست دادن با زنان نامحرم جایز نیست و دست دادن با زنان که محارم هستند جایز است. نتیجه: با توجه به ادله که از طرف دانشمندان مسلمین از کتاب و سنت ارایه گردید؛ بدون شک و تردید دست دادن مرد با زن نا محرم و زن با مرد نامحرم جایز نیست و حرام است. فقهاء شیعه امامیه دست دادن با زنان را با حائل و شرایط که قبلا بیان شد، جایز می دانند البته روایاتی نیز از طریق اهل سنت موئید دیدگاه فقهاء شیعه می باشند که در چند سطر قبل بیان شد. پس از منظر اکثر فقهاء عامه دست دادن با اجنبیه ( غیر از زنان سالخورده) حرام است و از منظر فقهاء امامیه نیز حرام است مگر با شرایط مذکور. پی نوشتها [25] - كشاف القناع، البهوتي ج 2 ص 179، دار الکتب العلمیة، بیروت [26] - همان ج 5 ص15 [27] - فيض القدير شرح الجامع الصغير، المناوي ج 5 ص 236، دار الکتب العلمیة، بیروت [28] - المعجم الكبير، الطبراني ج 24 ص 182، مکتبة ابن تیمیة، قاهره [29] - همان ص180 [30] - كشاف القناع، البهوتي ج 2 ص 179 [31] - المعجم الكبير، الطبراني ج 24 ص 182 [32]- ميزان الاعتدال، الذهبي ج 2 ص 402 [33] - الجامع الصغير، جلال الدين السيوطي ج 2 ص 361 ، كنز العمال، المتقي الهندي ج 7 ص 156 [34] - الطبقات الكبرى، محمد بن سعد ج 8 ص 5 [35] - شرح مسند أبي حنيفة، ملا علي القاري ص 216 [36] - ميزان الاعتدال ، الذهبي ج 2 ص 402، سبل الهدى والرشاد ج 5 ص 248، شرح مسند أبي حنيفة و البداية والنهاية ، ابن كثير ج 4 ص 365 [37] - الطبقات الكبرى، محمد بن سعد ج 8 ص 5، دار صادر، بیروت [38] - همان [39]- همان [40] - همان [41] - همان [42] - مجمع الزوائد ،الهيثمى ج 6 ص 39، دار الکتب العلمیة، بیروت [43] - همان، المصنف ج6 ص9 عبدالرزاق الصنعانی، [44] - كنز العمال ، المتقي الهندي ج 7 ص 156، مؤسسة الرسالة، بیروت،المعجم الاوسط ج3 ص180 الطبرانی، مجمع الزوائد ج6ص39 [45] - فيض القدير شرح الجامع الصغير، المناوي ج 5 ص 236، دار الکتب العلمیة، بیروت [46]- كشاف القناع - البهوتي ج 2 ص 179
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۲۶ ساعت توسط واعظ حقوقی
|
به وبلاگ اینجانب خوش آمدید مطالب آن در خصوص به کار گرفتن در امر تبلیغ ومنبر و افزایش اطلاعات عمومی کاربران می باشد عزیزان می توانند با ذکر منبع از آن استفاده کنند التماس دعا دارم تقاضا دارم نظرات خودرا برای بهتر شدن ورفع نواقصی وبلاگ اطلاع دهند