شعر

شعر حجاب مرحوم آغاسی

 در ادامه مثنوی زیبائی از مرحوم آغاسی در وصف حجاب به قلم نگارش آمده که . . .

لطفا مطالعه بفرمائید


 كسي كه در قفس غرب استحاله شود/ به پنجه هوس غربيان مچاله شود

در خیابان چهره آرایش مکن/ از جوانان سلب آسایش مکن

زلف خود از روسری بیرون مریز/ در مسیر چشم‌ها افسون مریز

یاد کن از آتش روز معاد/ طره گيسو مده در دست باد

خواهرم دیگر تو کودک نیستی / فاش‌ترگویم عروسک نیستی

خواهرم ای دختر ایران زمین/ یک نظر عکس شهیدان را ببین

خواهر من این لباس تنگ چیست ؟/ پوشش چسبان رنگارنگ چیست ؟

پوشش زهرا مگر این گونه بود!

خواهرم این قدر طنازی مکن/ با اصول شرع لجبازی مکن

در امور خویش سرگردان نشو/ نو عروس چشم نامردان مشو

پدرم گفت پدر جان زن اگر زن باشد/ شیر در خانه و در کوچه و برزن باشد

پدرم گفت که اي دخت نکو بنيادم/ زلف بر باد نده تا ندهي بر بادم

هدف دشمن سنگ افکن، پیشانی ماست/ کسب جمعیتش از زلف پریشانی ماست

پدرم گفت گل از رنگ و لعابش پیداست/ زن مؤمنه از طرز حجابش پیداست



حجاب قلعه یا زندان؟!

حجاب، زندان نیست که زنان در آن محبوس باشند


بلکه قلعه و دژی است که از ورود غارتگران ومهاجمان جلوگیری می کند.


زنان با حجاب،قلعه نشینانی اند که به مزاحمان اجازه ی ورود به حریم عفاف


نمیدهند ودر این حصار بلند،از گوهر عفاف پاسداری می کنند.


بی حجاب یا بد حجاب،همچون شاخه ای بیرون از حصاراست


که طمع هر رهگذر را به سوی خود جلب می کند.


هرشاخه که از باغ برون آرد سر


در میوه ی آن طمع کند راهگذر


گل عفاف در بوستان حجاب می رویدوعطر پاکی


وجود زنان محجبه را قیمتی می کند.


آنان که از سیرت والا محرومند،به نمایش صورت خود می پردازند!!!


...